جملات زیبای کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد | طاقچه
تصویر جلد کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشدsubscriptionAvailable

کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۱۷۱ رأی)
انتشارات: 
نکوراد

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
simin
۷۵
امان از آن روزی که در کنار ظالمین زورگو زندگی کنی که حتی از فکر کردن به آزادی هم محرومت می‌کنند... آن زمان است که زندگی به جهنمی بیش، شبیه نیست.
𝐸𝓁𝒾
۶۰
زمستان فصل ثروتمندان است. اگر پول داشته باشی، سرما برایت یک بازی و تفنن است که بتوانی پالتو پوست گرم و گران‌قیمتی بخری و خودت را برای بازی اسکی آماده کنی... و برعکس اگر پولی نداشته باشی، آن سرما فقط زجر است و عذاب و دیدن منظرهٔ زیبای برف برایت تنفر برانگیز می‌شود.
Ali Salehi
۵۴
از درد نمی‌ترسم... درد با ما زاده شده و با ما بزرگ می‌شود و آن‌قدر در وجود ما عجین می‌گردد که آن را مانند دستها و پاهایمان جزئی از وجودمان می‌دانیم.
hamid
۴۴
به راستی که "زندگی" واژهٔ عجیبی است. زخم‌های روی بدن خیلی زود التیام می‌یابند و کم‌کم که اثر زخم‌ها از بین خواهند رفت، فراموش می‌کنیم که روزی از همین زخم‌ها خون می‌چکید.
زینب آذرگشب
۴۲
کودک من شجاع باش و به این دنیا قدم بگذار. تو بدان حتی تخم یک گیاه که به آرامی سر از خاک بیرون می‌آورد هم شجاع است. با این که می‌داند وزیدن یک باد تند یا لگد یک بچهٔ بازیگوش او را به فنا خواهد برد، با این‌حال با شجاعت تمام برای ادامهٔ زندگی می‌جنگد و رشد می‌کند و گردافشانی می‌کند و جنگل را به وجود می‌آورد.
toruk makto
۳۷
هزاران سال است که انسان‌ها به امید "فردای بهتر" زادوولد می‌کنند و دل خوش می‌کنند به این که فرزندانشان "فردای بهتری" نسبت به خودشان داشته باشند و این "فردای بهتر" در داشتن خانه‌ای گرم و نرم خلاصه می‌شود. البته که اگر از سرما بلرزی، داشتن یک خانهٔ گرم خیلی دوست‌داشتنی و مفید است؛ اما به طور قطع عامل خوشبختی تو نیست و از حقوق تو دفاع نخواهد کرد و تو همچنان باید دروغ‌ها و تزویرها و سنگدلی‌ها را تحمل کنی.
🌸فطرس🌸
۳۴
رمانتیک بودن چیز زیبایی است، اما حقیقت چیز دیگری است.
Abolfazl
۲۸
بابت میلیون‌ها اسپرمی که زنده‌اند و تبدیل به یک جنین نمی‌شوند هم باید ناراحت شوم!... هرچه باشد آن‌ها هم موجودات زنده‌اند و اگر از زیر میکروسکوپ به آن‌ها نگاه کنیم خواهیم دید که شبیه قورباغه‌هایی در حال ورجه‌وورجه هستند. پس برای مرگ هرکدام از آن‌ها هم باید گریست؟!
زینب آذرگشب
۲۸
چون خودت را دوست نداری، به دنبال کمبودهایت در دیگری هستی و یا شاید هم به دنبال راهی برای نجات از تنهایی و بی کسی. از نظر خیلی‌ها این‌ها همان عشق هستند، اما از نظر من عشق از آن‌چه آن‌ها می‌گویند کم‌تر است. مانند سیری بعد از گرسنگی که درد معده به دنبال دارد و یا شاید هم به معنای حالت تهوع باشد. چگونه است که هیچ حسی نمی‌تواند این کلمه را برای من معنی کند؟!.... بی‌صبرانه به دنبال کشف معنایش هستم. شاید عشق همان توصیفی است که مادرم می‌کند: همان حسی که یک مادر بعد از بغل کردن فرزند کوچک و بی‌دفاعش به آن دچار می‌شود.
goddess
۲۷
. مادر شدن یه شغل یا حتی یک وظیفه نیست، بلکه حقی است شبیه هزاران حق دیگر که باید آن را فریاد بزنی و به گوش همه برسانی
hamid
۲۲
در دنیایی که من در آن بودم و تو آن را رحم می‌نامیدی، هدف به دنیا آمدن بود؛ اما در دنیایی که تو در آن زندگی می‌کنی هدف رسیدن به مرگ است و این یعنی باید از عدم وارد عدم می‌شدم...»
Mobina
۲۲
با این‌همه زن بودن زیباست... که شجاعتی لطیف می‌خواهد. دختر بودن، یعنی یک جنگ بی پایان...
باران
۲۰
این حس خیلی قشنگ و غرورآفرین است که یک انسان بتواند یک انسان دیگر را در خود پرورش دهد و روحی دیگر را در کنار روح خود بدمد و خود را به جای یک نفر، دو نفر احساس کند.
عاشق کتاب
۱۹
زن بودن زیباست... که شجاعتی لطیف می‌خواهد. دختر بودن، یعنی یک جنگ بی پایان... اگر تو با جنسیت دختر به دنیا بیایی باید چیزهای زیادی را بیاموزی تا بتوانی برای اثبات خودت بجنگی و به همه ثابت کنی که اگر خدایی هست، می‌تواند پیرزنی سپیدموی یا دختری جذاب باشد و یا این‌که به همه بفهمانی که چیدن سیب ممنوعه توسط حوا باعث به وجود آمدن گناه نشده، بلکه باعث به وجود آمدن کنجکاوی باشکوهی به اسم «نافرمانی» شده...
_echo_
۱۸
خنده‌ای دارد بس دلنشین... نمی‌دانم چرا این‌گونه می‌خندد؛ شاید به این علت که پیش از این زیاد گریه کرده است؛ زیرا تنها کسانی که در گذشته‌شان زیاد گریه کرده‌اند می‌توانند قدر لحظات شاد اکنون‌شان را به خوبی بدانند و این‌گونه بخندند.
Mina.Hp
۱۸
مبارزه و تلاش برای رسیدن به مراتب زیباتر از خود رسیدن به مقصد و پیروزی است.
تپولی خواه
۱۸
اوریانا فالاچی روزانه ۵۰ سیگار می‌کشید، از ساعت ۸ صبح تا ۶ بعدازظهر یکسره مشغول کار بود، نه تلفن جواب می‌داد و نه با کسی تماسی داشت. دکترش در تعجب بود که چگونه با این که هم سرطان سینه داشت و هم سرطان ریه، هنوز زنده مانده است. اوریانا در جواب گفته بود: «تو به عنوان پزشک باید با من از زندگی حرف بزنی، نه از مرگ!»
Mobina
۱۶
آیا نیستی و عدم بهتر از درد و رنج است؟!...
|قافیه باران|
۱۵
در این دنیا کلمهٔ «آزادی» زیاد به گوشت خواهد خورد. این کلمه هم همانند «عشق» تمام ارزشش را از دست داده است.
BM
۱۳
زندگی یعنی خستگی، یعنی یک جنگ تکراری که هر روز باید آن را تجربه کنی و برای هر لحظه شادی کوتاه‌مدتش باید تاوان سنگینی بپردازی
simin
۱۳
امشب پی بردم که هستی و با تمام وجود احساست می‌کنم؛ مانند قطره‌ای از زندگی که از هیچ ساخته شده باشد.
8133
۱۲
رمانتیک بودن چیز زیبایی است، اما حقیقت چیز دیگری است
mashver
۱۱
به اعتقاد کشیش‌ها مهم‌ترین دلیل بچه دار نشدن این است که پاکی‌مان را حفظ کنیم و این یعنی این‌که برای حفظ پاکی احساستمان را از بین ببریم. پس در نهایت همگی همجنس‌گرا می‌شویم، چرا که نتیجه یکسان خواهد بود و در آن شرایط چیزی باقی نمی‌ماند
Elentari
۱۱
فکر می‌کنم خوشبین بودن از شجاعت می‌آید. من خوشبین نبودم، چون شهامتم را از دست داده بودم.
عاشق کتاب
۱۰
به راستی که "زندگی" واژهٔ عجیبی است. زخم‌های روی بدن خیلی زود التیام می‌یابند و کم‌کم که اثر زخم‌ها از بین خواهند رفت، فراموش می‌کنیم که روزی از همین زخم‌ها خون می‌چکید.
زهرا
۱۰
گرچه الان که در رحم من هستی، با وجود فضای تنگی که داری و تاریکی‌ای که پشت سر می‌گذاری، معنای آزادی را بیش‌تر از این دنیا درک می‌کنی؛ چون تنهایی، چون نیازی نیست دل کسی را به دست آوری یا از کسی عذرخواهی کنی... نه کسی تو را آزار می‌دهد و نه از تو انتظاری دارد، چون در تنهایی به سر می‌بری و از دنیای اسارت و محدودیت چیزی نمی‌دانی. در این دنیا با هزاران قانون «باید» و «نباید» مواجه می‌شوی. هزاران رییس خواهی داشت. اولین رییس تو من هستم، چرا که ناخواسته می‌خواهم قوانین این دنیا را به تو بیاموزم و انتظار دارم تو آن‌ها را رعایت کنی، حتی اگر به صلاحت نباشد
تپولی خواه
۱۰
تقدیم به روح بلند پدرم که با هرنفس لحظه‌ای به او نزدیک‌تر می‌شوم
F.Aminzadeh
۹
چیدن سیب ممنوعه توسط حوا باعث به وجود آمدن گناه نشده، بلکه باعث به وجود آمدن کنجکاوی باشکوهی به اسم «نافرمانی» شده
زینب آذرگشب
۸
این حس خیلی قشنگ و غرورآفرین است که یک انسان بتواند یک انسان دیگر را در خود پرورش دهد و روحی دیگر را در کنار روح خود بدمد و خود را به جای یک نفر، دو نفر احساس کند.
❥ⓕⓣⓜⓗ❥
۸
دکترش در تعجب بود که چگونه با این که هم سرطان سینه داشت و هم سرطان ریه، هنوز زنده مانده است. اوریانا در جواب گفته بود: «تو به عنوان پزشک باید با من از زندگی حرف بزنی، نه از مرگ!»