این ازدواج هم، مثل همهٔ ازدواجها، اوایلش شیرین بود. عاشق همدیگر بودند. جوان و کاری بودند. مرتب در سفر خارجی بودند. خیلی نگذشت که پلات دو تا بچه به دنیا آورد. لازم بود در نقشههای مربوط به زندگیاش تغییرات اساسی ایجاد کند. قرار شد از آن به بعد «خانم خانهاش» باشد، بچههایش را بزرگ کند و شعرهایش را بنویسد.
شعرِ «I want, I want» (میخواهم، میخواهم)، که سیلویا پلات در سال ۱۹۵۶ آن را سروده، شاید مهمترین متنی باشد که از قلمِ زنی ادیب دربارهٔ بچهها و نوزادها به روی کاغذ جاری شده. پلات در این شعرش به نوزاد اعتلا میبخشد و حتی هستیای «اخروی/سماوی» میداندش. اما