جملات زیبای کتاب ماه عسل | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماه عسلsubscriptionAvailable

کتاب ماه عسل

نوع کتاب
۳.۲ امتیاز(از ۳۴ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Shirin Rassam
۱۰
بعضی وقت‌ها آدم نمی‌تونه کوچک‌ترین حرفی با دیگران بزنه... دست خودش نیست
Shirin Rassam
۹
ما همیشه در زمان‌های مختلف در جاهای قبلی پرسه می‌زنیم و با وجود اختلاف زمانی چند‌ساله، آخرش به‌هم برمی‌خوریم.
ƒaɾʑaŋҽɧ
۹
این‌طوری است که ما همیشه در زمان‌های مختلف در جاهای قبلی پرسه می‌زنیم و با وجود اختلاف زمانی چند‌ساله، آخرش به‌هم برمی‌خوریم.
پریسا
۳
احساس کردم لحظه‌ای در زندگی می‌رسد که انسان دل‌و‌دماغ هیچ کاری ندارد.
siavash fouladi
۲
ضمناً ممکن است پیش بیاید که یک شب، به‌ خاطر نگاه دقیق کسی، آدم احساس کند باید چیزهایی را با او در میان بگذارد. البته نه تجربیاتش را، بلکه فقط چند چیز جزئی نامربوط که با رشته‌ی نامرئی و سستی به اسم جریان زندگی به‌هم پیوند خورده‌اند.
Shirin Rassam
۱
دوست داشتم روزها را سر کنم و بی‌خیالِ فردا باشم. دوست داشتم چیزی در مورد آینده از خودم نپرسم.
Shirin Rassam
۱
ما با کلی شوق‌و‌ذوق و روحیه‌ی ماجراجویی شروع به کار می‌کنیم و چند سال که می‌گذره، همه‌چیز تبدیل می‌شه به یک شغل و یک برنامه‌ی تکراری...
Shirin Rassam
۱
شرایط و شکل محیط اهمیت زیادی ندارند. یک روز در احساس پوچ ‌بودن و تأسف دست‌و‌پا می‌زنید. بعد، این احساس مانند جزر دریا عقب می‌نشیند و محو می‌شود. اما سرانجام با قدرت برمی‌گردد.
پریسا
۱
یک روز در احساس پوچ ‌بودن و تأسف دست‌و‌پا می‌زنید. بعد، این احساس مانند جزر دریا عقب می‌نشیند و محو می‌شود. اما سرانجام با قدرت برمی‌گردد. اینگرید نمی‌توانست از دست‌اش خلاص شود. من هم همین‌طور.
ا.م
۱
شرایط و شکل محیط اهمیت زیادی ندارند. یک روز در احساس پوچ ‌بودن و تأسف دست‌و‌پا می‌زنید. بعد، این احساس مانند جزر دریا عقب می‌نشیند و محو می‌شود. اما سرانجام با قدرت برمی‌گردد. اینگرید نمی‌توانست از دست‌اش خلاص شود. من هم همین‌طور.
پویا پانا
۱
بعضی وقت‌ها آدم نمی‌تونه کوچک‌ترین حرفی با دیگران بزنه... دست خودش نیست...
پویا پانا
۱
زندگی ما فقط‌ شب‌‌ها بود.
پویا پانا
۱
لحظه‌ای در زندگی می‌رسد که انسان دل‌و‌دماغ هیچ کاری ندارد.
بهناز
۱
شرایط و شکل محیط اهمیت زیادی ندارند. یک روز در احساس پوچ ‌بودن و تأسف دست‌و‌پا می‌زنید. بعد، این احساس مانند جزر دریا عقب می‌نشیند و محو می‌شود. اما سرانجام با قدرت برمی‌گردد.
آیدا رنجبر
۱
کودکی غم‌بار اما تحت‌حمایت، در دنیایی که هنوز به دوامش ایمان دارد یا به‌ خاطر سطحی‌نگری زیاد، به آینده فکر نمی‌کند.
آیدا رنجبر
۱
بله، جنگ تمام می‌شد. نمی‌توانست همین‌طور ادامه داشته باشد. دوباره همه‌چیز سر‌و‌سامان می‌گرفت. این قانون طبیعت است. ولی باید تا آن موقع زنده می‌ماندند. زنده.
ندا آزادی
۰
یک روز در احساس پوچ ‌بودن و تأسف دست‌و‌پا می‌زنید. بعد، این احساس مانند جزر دریا عقب می‌نشیند و محو می‌شود. اما سرانجام با قدرت برمی‌گردد. اینگرید نمی‌توانست از دست‌اش خلاص شود. من هم همین‌طور.
پریسا
۰
لبه‌ی یکی از تخت‌‌ها نشستم. روبه‌روی پنجره. پاکت دستم بود. بله، اینگرید همین را برایم تعریف کرده بود. اما گاهی انسان خواب مکان‌ها و موقعیت‌هایی را می‌بیند که قبلاً کسی در موردشان حرف زده است و بعداً جزئیات بیشتری به آن‌ها اضافه می‌شود.
ا.م
۰
مگر آن‌که خط زندگی کسی با رسیدن به نقطه‌ی پایانی، خودبه‌خود از تمام عناصر تزئینی و بی‌مصرف پاک شود. آن‌ وقت فقط عناصر اصلی باقی می‌مانند: نانوشته‌ها، ناگفته‌ها و سکوت‌ها.
Mohammad
۰
وقتی جوان‌ها هنوز به ماه‌عسل می‌روند، معنایش این است که شرایط آن‌قدرها هم مصیبت‌بار نیست و زمین هنوز می‌چرخد.