جملات زیبای کتاب گمشده من‏‫: سرگذشت قرارگاه سری نصرت و نقش شهید علی هاشمی به روایت دکتر محسن رضایی‏‫ | طاقچه
تصویر جلد کتاب گمشده من‏‫: سرگذشت قرارگاه سری نصرت و نقش شهید علی هاشمی به روایت دکتر محسن رضایی‏‫
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب گمشده من‏‫: سرگذشت قرارگاه سری نصرت و نقش شهید علی هاشمی به روایت دکتر محسن رضایی‏‫

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۱۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
محمدمهدی بهداروند

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
14161319
۳
پس از روزها فکر و بررسی روی افراد، در میان فرماندهان، به مدیریت و شجاعت یکی از فرماندهان برخوردم که احساس کردم گمشدة من برای این ماموریت کاملاً سرّی است. او کسی غیر از «علی هاشمی» نبود. او از بچه‌های خوب جنگ بود که می‌توانست بار سنگین این ماموریت را بر دوش بگیرد. او را می‌شناختم. از بچه‌های اهواز بود و منطقه هور را خوب می‌شناخت. علی در منطقه دشت آزادگان از اوایل جنگ کار کرده بود.
14161319
۳
به او گفتم: امروز علی هاشمی را پیدا کن و بفرست اینجا! غلامپور سؤال نکرد چه‌کار با هاشمی دارم. از این کارش لذت بردم. فرماندهان این اخلاق را داشتند، درکاری که به آن‌ها مربوط نبود دخالت نمی‌کردند. این یک اخلاق عمومی در جبهه ها بود.
14161319
۳
علی را کسی نشناخت. کتاب شخصیت علی را کسی نخواند و ندید. شاید کار خدا بود که علی تا زنده است کسی او را خوب نشناسد.