جملات زیبای کتاب روایتی ساده از ماجرایی پیچیده | طاقچه
تصویر جلد کتاب روایتی ساده از ماجرایی پیچیده
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب روایتی ساده از ماجرایی پیچیده

نوع کتاب
۴.۴(از ۳۷ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
ابراهیم حسن بیگی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
maryam
۵
ملت اسلام تا این جرثومهٔ فساد را از بن نکنند، روی خوش نمی‌بینند و ایران تا گرفتار این دودمان ننگین است روی آزادی نخواهد دید.‌
maryam
۳
باورش نمی‌شد حالا که انقلاب شده آدم‌هایی مثل خان با آن همه جنایت‌هایی که کرده‌اند بر سر قدرت باشند و نشود محاکمه‌شان کرد.
...
۱
بوسه‌ای به گونهٔ مادرش زد و گفت: ‌«پایان شب سیه سفید است.»
جودی‌آبــوت
۱
جمعیت از هم پاشید. عده‌ای هراسناک آنجا را ترک کردند. آن‌هایی هم که باقی مانده بودند از جلوی سوارانِ تفنگ به دست کنار می‌رفتند. یکی از سوارها لگدی به یکی از تیرها زد. با افتادن تیر بر زمین، لامپ‌های رنگی خاموش شد و حیاط به تاریکی نشست. فقط لامپ ایوان خانه روشن بود و می‌شد یوسف و ساق‌دوش‌هایش را دید که جلوی ایوان ایستاده بودند برای مقابله، با دست‌هایِ خالی و چهره‌هایی مضطرب و وحشت‌زده. با صدای چهارمین تیر، یوسف افتاد روی کف چوبی ایوان و صدایِ «یوسف را کشتندِ» ساق‌دوش‌ها بلند شد. با صدای پنجمین تیر، لامپِ ایوان هم ترکید و همه جا تاریک شد.
retrouvaille
۱
خدا از آسمان سنگ یا آتش روی سر خان نمی‌ریزد. خدا روز قیامت عذابش می‌دهد؛ اما توی این دنیا به عهدهٔ اوست که مزهٔ عذاب را به خان بچشاند.
retrouvaille
۰
خدا انتقام ما را از او می‌گیرد. ذره‌ای هم شک نکن.» الیاس گفت: ‌«یعنی چه خدا انتقام ما را می‌گیرد؟ خدا از آسمان که فرشته نمی‌فرستد انتقام ما را از خان بگیرد.» ـ می‌فرستد. از آسمان نفرستد از زمین می‌فرستد.
retrouvaille
۰
با این جماعت نمی‌شود درافتاد. مثل گُهی می‌مانند که هر چه وربروی بویش بیشتر می‌شود.
retrouvaille
۰
هر بلایی به سرش بیاید بهتر از این است که ساکت باشد