جملات زیبای کتاب دیوار چین و داستان‌های دیگر | طاقچه
تصویر جلد کتاب دیوار چین و داستان‌های دیگرsubscriptionAvailable

کتاب دیوار چین و داستان‌های دیگر

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۱۱ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
MARY
۶
تغيير قبل از آنکه در خلقت پديدار گردد در روح ايجاد می‌شود
MARY
۱
طبيعت بشری که با لذات قابل تغيير و همچون گرد و غبار نااستوار است، نمی‌تواند مانع و رادع را تحمّل کند، و چنانچه خود را به چيزی مقيّد سازد، به زودی شروع می‌کند تا ديوانه‌وار حدود و قيود آن را درهم ريزد و اينکه همه چيز را از هم بپاشد و ويران کند، از ديوار گرفته تا حدود و ثغور و حتی خودش را هم از پا بيندازد.
MARY
۱
هزاران بار با خود گفتم: «اين گرسنگی من است». گويی می‌خواستم خويشتن را متقاعد کنم که من و گرسنگی‌ام دو وجود کاملاً مجزا هستيم و همچون دلدادگان که بار سنگين خاطرات را از خود دور می‌کنند من نيز می‌توانم آن را دور کنم. اما متأسفانه و در واقع ما يکی بوديم و وقتی که برای خود توضيح دادم که: «اين گرسنگی من است». به راستی گرسنگی من بود که سخن می‌گفت و مرا ريشخند می‌کرد
MARY
۱
به نظرم چنين می‌رسيد که پنداری از همه‌ی اقران خويش آن هم نه به فاصله‌ای اندک بلکه به مسافتی بی‌پايان دور افتاده‌ام و اگر بميرم بيشتر علت آن از بی‌کسی من است تا گرسنگی.
usofzadeh.ir
۱
گيتی را سرمايی فرا گرفته که تا مغز استخون را منجمد می‌سازد، هر چيزی که تشعشع نمايد، در اين فضای تاريک يخ‌زده محو می‌گردد، اين تقصير يا تعمد کافکا نيست.
MARY
۰
پيوسته می‌خواهيم در جهان جايی داشته باشيم. و در درون ايمانی استوار تا از حيرت نجات يابيم.
MARY
۰
«آنسوی حدی معين، بازگشت وجود ندارد. بايد به اين حد رسيد»
MARY
۰
اين لانه شايد از بسياری جهات و موارد ديگر مرا از خطر حفظ می‌کند، امّا به شرط اينکه من در داخل بودم و هيچ خبری نداشتم.
MARY
۰
يا اينکه می‌دانند که صاحبخانه در آن نيست و نيز می‌دانند که او بی‌خبر از همه‌چيز و همه جا در ميان بوته‌ها خوابيده است و من از آن کمين‌گاه خود بيرون می‌آيم و فکر می‌کنم که به قدر کافی در بيرون لانه مانده‌ام. ديگر در خارج چيزی نيست که پندی به من بياموزد.
MARY
۰
حال، اين آزادی رفت و آمد برای من چه حاصلی دارد؟ اين فکر آزادی حاکی از خوی بی‌قراری و ترديد درونی و ميل‌های نامطلوب و تمايلات شرارت‌بار است. و وقتی روی می‌دهد، که کسی فکر وجود لانه‌ای را در سر دارد که در چند قدمی‌اش واقع است و اگر کسی بخواهد، در درون آن هميشه آرامش و آسايش فراهم است.
MARY
۰
زيرا توانگران هميشه در اقليت هستند
MARY
۰
شگفت آنکه: در اين دنيای بی‌معنی، پوچ‌ترين شايعات از منطقی‌ترين آنها بيشتر محتمل می‌نمايد و مخصوصاً آنها را برای تحقيق مناسب‌تر می‌ديدم.
MARY
۰
زيرا که پديده‌های بی‌معنی زندگی ـ و مخصوصاً بی‌معنی‌ترين آنها ـ برای تحقيقات مستعد می‌باشند: البته نه به طور کامل بلکه به اندازه‌ای که برای يک شخص سؤالات دردناکی را همچنان باقی بگذارند.
MARY
۰
پيش کشيدن اين بحث با او، يا با ديگری نتيجه‌ای ندارد. می‌دانم که صحبت از اين مقوله به کجا می‌رسد. البته ايرادهايی می‌گيرد، ولی عاقبت موافقت می‌کند. موافقت بهترين سلاح دفاعی است، و آن وقت موضوع منتفی می‌شود. ديگر اين چه کاری است که نبش قبر به عمل آيد؟
MARY
۰
نگاه کن! سرنوشت من هم همين‌طور بوده است. به همين علت، وقتی که تنها هستم گريه می‌کنم، پس بيا جلو که گريه کردنِ دسته‌جمعی لذت بيشتری دارد؟
MARY
۰
به نظر من داشتن مخاطب حتی از ماهيّت تحقيق و موضوع تفحص مهم‌تر بود.
MARY
۰
نه، نه، هر آرمان و آرزويی را نمی‌توان برآورده ساخت. هر رويايی که شکوفه می‌کند بهره نخواهد داد.