جملات زیبای کتاب آدمکش‌ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب آدمکش‌ها
off
٪۷۰

کتاب آدمکش‌ها

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۱۲ رأی)
انتشارات: 
نشر نیماژ
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
re8za8
۱۲
انگار بشر فقط دوتا انتخاب داشت‌ـ یا خودش را به آب‌وآتش زدن یا انگل بودن.
re8za8
۳
شاعر بدون رنج چه می‌تواند بکند؟
محمد قدیری
۳
می‌گویم:‌ «آقایان محترم، هیچ راهی برای ساختن با جنس مؤنث وجود ندارد. مطلقاً راهی وجود ندارد.» همه سرشونو به علامت تأیید تکون می‌دن. متصدی صدا سر تکون می‌ده، فیلم‌بردار سر تکون می‌ده، تهیه‌کننده سر تکون می‌ده، بعضی مسافرا سرتکون می‌دن.
sadafi
۲
هری پشت یکی از آن میزهای کهنه نشست. قهوه خوب بود. سی‌وهشت‌سالگی و او تمام شده بودند. قهوه را مزه‌مزه می‌کرد و به‌یاد می‌آورد که کجا را شیرین کاشته‌ــ و کجا را نه. خسته بودــ از موش‌وگربه‌بازی بیمه، دفاتر کاری کوچک با پارتیشن‌های شیشه‌ای بزرگ، ارباب‌رجوع؛ خسته‌ی خسته بود از شیره مالیدن سرِ زنش، از لاس زدن با منشی‌ها تو آسانسور و راهرو؛ از مهمانی‌های کریسمس و سال نو و جشن تولد و قسط‌های ماشین جدید و قبض آب و برق و گازــ از کل این مجموعه‌ی نکبتی احتیاجات خسته‌ی خسته بود.
mojgan
۲
«می‌تونم دردو حس کنم که تو تنم وول می‌خوره. عین یه‌جور پوست دومه. کاشکی می‌تونستم عین مار پوست بندازم.»
پویا پانا
۲
حرفی یادش آمد که جایی به گوشش خورده بود: زندگی یعنی دردسر.
پویا پانا
۲
هیچ راهی برای ساختن با جنس مؤنث وجود ندارد. مطلقاً راهی وجود ندارد.
re8za8
۰
«آقایان محترم، هیچ راهی برای ساختن با جنس مؤنث وجود ندارد. مطلقاً راهی وجود ندارد.»
hou.hou
۰
لباس پوشیدم و حالا هوش‌وحواس اِرنی هم اومده بود سر جاش. پرسید: «واقعاً چه اتفاقی افتاد؟» یکی بهش گفت: «با یه آدم خیلی خوب دیدار کردی آقای همینگوی.» لباس پوشیدنم که تموم شد رفتم سر میزش. «آدم خوبی هستی پاپا. هیشکی برنده نشد.» باهاش دست دادم. «مختو با تیر پریشون نکن.»
hou.hou
۰
«هیچ کار آبرومندی وجود نداره. اگه نویسنده نتونه از راه خلاقیت نون بخوره، مرده.»