جملات زیبای کتاب هنرمند گرسنه | طاقچه
تصویر جلد کتاب هنرمند گرسنه

کتاب هنرمند گرسنه

نوع کتاب
۲.۸(از ۱۶ امتیاز)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
hosein lima
۹
هراس، تیره بختی است، اما شهامت را نمی‌توان نیکبختی دانست؛ نهراسیدن سعادت است.
AS4438
۲
هراس، تیره بختی است، اما شهامت را نمی‌توان نیکبختی دانست؛ نهراسیدن سعادت است.
zahra rahimzadeh
۱
هراس، تیره بختی است، اما شهامت را نمی‌توان نیکبختی دانست؛ نهراسیدن سعادت است.
fatima
۱
هراس، تیره بختی است، اما شهامت را نمی‌توان نیکبختی دانست؛ نهراسیدن سعادت است.
Ali Boezar
۱
هیچ کس احتمالاً نمی‌توانست بی‌وقفه هنرمند گرسنه را روز و شب تماشا کند و از این‌رو هیچ کس نمی‌توانست بر اساس مشاهده خاص خودش بفهمد آیا این مسئله‌ای کاملاً پیوسته و دقیق بود یا نه. هنرمند گرسنه خودش تنها کسی بود که می‌توانست این را بداند و در همان هنگام، تنها توانایی تماشاچی بود که کاملاً از روزه‌داری خودش راضی بود. ولی به خاطر دلایل دیگری او هرگز راضی نمی‌شد. شاید فقط روزه‌داری نبود که او را این‌گونه لاغر و استخوانی کرده بود که بسیاری از مردم با تأسف مجبور بودند از نمایش‌هایش دور نگه داشته شوند چون نگاه او برای آنها خیلی عجیب بود که او را این‌گونه از هم پاشید. زیرا او به تنهایی می‌دانست چه چیز تازه دیگری را نمی‌دانست و دست از غذا کشیدن چه‌قدر آسان بود.
Ali Boezar
۱
پیدا بود قصد داشتند فرصتی به هنرمند بدهند تا کمی هوا بخورد که تصور می‌کردند می‌خواسته از اندوخته شخصی خودش پا پس بکشد. هیچ چیزی بیشتر از این کارِ تماشاچیان، هنرمند را اذیت و آزار نمی‌کرد، آنها بدبخت و بیچاره‌اش کردند، کاری کردند که روزه‌داری برایش غیر قابل تحّمل شود، گاهی وقت‌ها به اندازه کافی بر سستی‌اش مسلط می‌شد تا در طول مدت تماشا آوازی بخواند چون به محضی که می‌توانست به این کار ادامه دهد تا به آنها نشان دهد چه‌قدر بدگمانی‌هایشان ناعادلانه بود. ولی خیلی فایده نداشت، آنها فقط از ذکاوت و تیزهوشی‌اش تعجب می‌کردند که قادر بود در حالی که آواز می‌خواند دهانش را پُر کند.