هیچ کس احتمالاً نمیتوانست بیوقفه هنرمند گرسنه را روز و شب تماشا کند و از اینرو هیچ کس نمیتوانست بر اساس مشاهده خاص خودش بفهمد آیا این مسئلهای کاملاً پیوسته و دقیق بود یا نه. هنرمند گرسنه خودش تنها کسی بود که میتوانست این را بداند و در همان هنگام، تنها توانایی تماشاچی بود که کاملاً از روزهداری خودش راضی بود. ولی به خاطر دلایل دیگری او هرگز راضی نمیشد. شاید فقط روزهداری نبود که او را اینگونه لاغر و استخوانی کرده بود که بسیاری از مردم با تأسف مجبور بودند از نمایشهایش دور نگه داشته شوند چون نگاه او برای آنها خیلی عجیب بود که او را اینگونه از هم پاشید. زیرا او به تنهایی میدانست چه چیز تازه دیگری را نمیدانست و دست از غذا کشیدن چهقدر آسان بود.