
کتاب به دنیا آمدهایم تا خوشبخت شویم
پدیدآورندگان:
سعید گلمحمدیانتشارات:
انتشارات نسل نواندیش٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
MisSSis
۱۸
مردم حتی زمانی هم که از شما میخواهند معایبشان را آشکارا به آنها بگویید، انتظار تحسین دارند.
«ویلیام سامرست»
مادربزرگ💝
۱۵
تنآسایی و کاهلی دور کن
بکوش و ز رنج تنت سود کن
«فردوسی»
مادربزرگ💝
۱۵
قلبهای رئوف، باغچهاند. افکار پر مهر و محبت ریشه، واژههای محبتآمیز شکوفه و رفتارهای پر مهر و محبت میوه هستند.
«جان راکسین»
مادربزرگ💝
۱۳
بلوغ روحی، یعنی لمس کردن ستارههای آسمان درون. هنگامی که با آسمان درونت انُس پیدا کردی، مأمنی یافتهای و در اعمال و رفتارت پختگی و کمال بسیار پدید میآید. آنگاه کاری را که انجام میدهی، دارای وقار و شکوه است.
مادربزرگ💝
۱۳
حال متکلم از کلامش پیداست
از کوزه همان برون تراود که در اوست
«شیخ بهایی»
مادربزرگ💝
۱۳
مردم از هیچچیز به اندازهی پذیرش مسؤولیت وحشت ندارند؛ با این وجود، هیچچیز به اندازهی احساس مسؤولیت در دنیا باعث پیشرفت انسان نمیشود.
مادربزرگ💝
۱۲
حکایتی از مسیح (ع)
مسیح از مسیری میگذشت، مردی بیادب با او برخورد کرد، به محض دیدن مسیح به او فحاشی کرد و گفت: «ای پسر بیاصلونسب»
مسیح در پاسخ گفت: «سلام ای انسان باشرافت و ارزشمند!»
اطرافیان از مسیح پرسیدند: «او به شما فحاشی کرد، چطور شما به او اینقدر احترام میگذارید؟»
مسیح پاسخ داد: «هر کس آنچه را دارد خرج میکند. چون سرمایهی او همین بود، به من بد گفت و چون در ضمیر من جز نیکویی نیست، از من جز نیکویی بهوجود نمیآید. ما فقط آنچه را که در درون داریم، میتوانیم از خود نشان دهیم.»
❤دختر کتابخوان❤
۱۰
تنها نشان زندگی، رشد کردن است.
«جان هنری»
مادربزرگ💝
۱۰
گلی خوشبوی در حمام روزی
رسید از دست محبوبی به دستم
بدو گفتم که مشکی یا عبیری
که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا من گلی ناچیز بودم
ولیکن مدتی با گل نشستم
کمال همنشین در من اثر کرد
وگرنه من همان خاکم که هستم به تعبیری، دوست آن است که صفات پسندیدهی انسان را تقویت و صفات رذیلانه را تضعیف میکند.
مادربزرگ💝
۹
روزی سه نفر به عیادت دوست مشترکی رفته بودند که سرطان بدخیم داشت و پزشکش فقط شش ماه برای او فرصت زندگی تعیین کرده بود.
بیمار از یکی از آنها پرسید: «اگر دکتر تو، شش ماه به تو فرصت داده بود، چه کار میکردی؟»
گفت: «آه، من تمام اموالم را به فقرا میبخشیدم و بیشتر عبادت میکردم.»
مرد بیمار از دوست دیگرش پرسید: «تو چه میکردی؟»
او پاسخ داد: «من تمام داراییهایم را نقد میکردم و دور دنیا میگشتم و خوش میگذراندم.»
بیمار از دوست سومش پرسید: «تو چه میکردی؟»
دوست سوم گفت: «من؟ دکترم را عوض میکردم!»
ali darvish
۸
امضا
روزی «دی گریفت»، کارگردان معروف سینما، نامهای از یکی از طرفداران خود دریافت کرد که در آن خواستار امضای او شده بود.
گریفت در پاسخ نامه به او نوشت:
«از جمع کردن امضای این و آن بپرهیز. بلند شو و کاری بکن که امضای خودت ارزش داشته باشد.»
هر قانونی را میتوان زیر پا گذاشت، جز یکی:
بکوش همانی باشی، که باید باشی.
«سیدنی هَریس»
هیچ منظرهای غمانگیزتر از دیدن یک انسان بدبین نیست.
«مارک تواین»
مادربزرگ💝
۷
هر یک از ما سلطان زندگی خود هستیم.»
A2
۷
هنگامی که تصویر ذهنی شما از آنچه میخواهید باشید، روشن باشد، کمکم به همان تبدیل میشوید.
معصومه
۵
تخیل، همهچیز است. تخیل، پیشبینی جذابیتهای آینده است.
«آلبرت اینشتین»
❤دختر کتابخوان❤
۵
از هر فرصت، برای لذت بردن از زندگی استفاده کنید.
«پیتر مک ویلیام»
بزرگی و کوچکی آدمها در این است که نگرش آنها سازنده است یا تباهکننده.
«جان ماکسول»
Sajedeh Joonabadi
۴
با طلا باید نوشت - به جای حرف زدن دربارهی کارهایی که میخواهید انجام دهید، کاری کنید که دیگران دربارهی کارهایتان حرف بزنند
ali darvish
۳
خودت باش
روزی رییسجمهور سابق امریکا، «کالوین کولیج»، تعدادی از دوستان محل زادگاهش را برای نهار به کاخ سفید دعوت کرد. مهمانها نگران بودند که چطور آداب غذا خوردن را به جا آورند. سرانجام تصمیم گرفتند هر کاری که رییسجمهور انجام داد، آنها هم به تقلید از او همان کار را انجام دهند.
همه چیز بهخوبی پیش میرفت تا اینکه زمان صرف چای رسید. رییسجمهور چای خود را در نعلبکی ریخت. دوستان هم همین کار را کردند. رییسجمهور مقداری شکر به چای اضافه کرد، دوستانش نیز چنین کردند. رییسجمهور روی صندلی خم شد و نعلبکی را روی زمین جلوی گربهاش گذاشت… نکته: ما نباید مانند والدین، برادر، خواهر و یا حتی دوستانمان باشیم، مگر اینکه او همان کسی باشد که ما میخواهیم باشیم. شاید ما رنگ چشمهایمان را به ارث ببریم، اما تقدیر ما این نیست که کسی شویم که قبل از ما آمده است. تقدیر ما این نیست که مثل آنها زندگی کنیم؛ زیرا تقدیر ما این است که همان شخصی شویم که خودمان تصمیم میگیریم باشیم.
روه کثیری از مردم، از جوانی به پیری میرسند بدون آنکه از مرحلهی بلوغ بگذرند.
ali darvish
۳
مردم هر کدام آرزویی دارند؛ یکی مال میخواهد، یکی جمال و دیگری افتخار. ولی به نظر من یک دوست خوب از تمام اینها بهتر است.
«سقراط»
رمز موفقیت، پایبندی به هدف در زندگی است.
«بنجامین دیزائیلی
ali darvish
۳
«تنها کسی که خواهان تغییر و تعویض است، بچهای است که خودش را خیس کرده است.»
ali darvish
۳
بهترین روش یاد دادنِ حرفشنوی به فرزندان، گوش فرادادن به گفتههای آنهاست.
«جیم ران»
وهب حسینی
۳
مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب
به راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید
MisSSis
۲
زاهدی، مقداری گندم به آسیاب بُرد تا آسیابان آرد کند.
آسیابان گفت: «امروز وقت ندارم، برو فردا بیا.»
زاهد گفت: «من مردی مؤمن، معتقد و باخدایم، اگر گندم مرا آرد نکنی، دعا خواهم کرد تا خدا آسیابت را خراب کند!»
آسیابان در کمال خونسردی گفت: «اگر راست میگویی دعا کن خدا گندمت را آرد کند که محتاج من نشوی!»
نکته: هرگز تصور نکنید که دیانت و دعاکردن، عامل برتری شما نسبت به دیگران است و مراقب باشید که دچار عُجب و خودبزرگبینی نشوید.
Sajedeh Joonabadi
۲
آمدهایم تا بازیگر خوب صحنهی زندگی باشیم.
عشق مجالِ این بازیِ خوب را فراهم میآورد.
havin
۲
«این تمام چیزی است که میتوانستیم، نه تمام چیزی که میخواستیم!»
ali darvish
۱
حال متکلم از کلامش پیداست
از کوزه همان برون تراود که در اوست
«شیخ بهایی»
ali darvish
۱
«من درسی را که آن روز از راکفلر گرفتم، فراموش نمیکنم. در سالهای بعد، هر زمان که به خاطر اشتباه کسی عصبانی میشدم و میخواستم او را تنبیه کنم، قبل از هر چیز خودم را مجبور میکردم که پشت میزی بنشینم و فهرستی از نقاط قوت آن شخص بنویسم و بعد از نوشتن چنین فهرستی متوجه میشدم که میتوانم مسألهی پیشآمده را از بُعد دیگری بررسی کنم. بدیهی است که بعد از انجام این کار توانستهام خودم را از یکی از بزرگترین اشتباهاتی که هر مدیر امکان دارد آن را مرتکب شود و آن چیزی جز خشم و عصبانیت نیست، مصون نگه دارم.»
مردی نه این است که حمله آورد، بلکه مردی آن است که در وقت خشم خود را بر جای بدارد و پای از حد انصاف بیرون ننهد.
«سعدی»
Sajedeh Joonabadi
۱
فراموش نکنیم، مرغ از آن روز زینتبخش سفرههای ما شد که پرواز را فراموش کرد.
مرغِ دل، در قفس روزمرگیها میمیرد.
دل، پرنده است، آزادی میخواهد.
دل را رها کنیم، تا عشق بورزد.
A2
۱
زندگی یک قطار است، مهم نیست که به کجا میروی، مهم آن است که از این سفر چه میآموزی و چقدر لذت میبری.
A2
۱
همیشه برای دست از کار کشیدن، زود است.
A2
۱
من کار را از همان جایی که دیگران رهایش کردهاند، آغاز و دنبال میکنم.
«توماس ادیسون»