جملات زیبای کتاب وقتی از عشق حرف می‌زنیم | طاقچه
تصویر جلد کتاب وقتی از عشق حرف می‌زنیم

بریده‌هایی از کتاب وقتی از عشق حرف می‌زنیم

امتیاز
۴.۰از ۴ رأی
۴٫۰
(۴)
من عاشق رودخانه‌هام. عاشق همه‌ی آنانی‌که به سرچشمه‌های خود باز می‌گردند. عاشق هر آنچه وسعت‌ام می‌بخشد.
گیسو
کلاغی سمت درختان کنار پنجره‌ام در پرواز بود. کلاغ «تدهیوز» یا «گالوی» نبود. یا کلاغ «فراست، پاسترناک» یا کلاغ «لورکا». یا کلاغ هومر، آغشته به خون پس از نبرد. این تنها یک کلاغ بود، که هرگز هیچ جایی در زندگی نداشت یا اصلاً ارزش یادآوری نداشت. کلاغ دمی بر شاخه نشست آنگاه به زیبایی به پرواز درآمد بیرون از زندگی من.
Hosein Shirahmadi