
گیسو
۱۶
من عاشق رودخانههام.
عاشق همهی آنانیکه به سرچشمههای خود باز میگردند.
عاشق هر آنچه وسعتام میبخشد.
Hosein Shirahmadi
۰
کلاغی سمت درختان کنار پنجرهام در پرواز بود.
کلاغ «تدهیوز» یا «گالوی» نبود.
یا کلاغ «فراست، پاسترناک» یا کلاغ «لورکا».
یا کلاغ هومر، آغشته به خون پس از نبرد.
این تنها یک کلاغ بود،
که هرگز هیچ جایی در زندگی نداشت
یا اصلاً ارزش یادآوری نداشت.
کلاغ دمی بر شاخه نشست
آنگاه به زیبایی به پرواز درآمد
بیرون از زندگی من.