
بریدههایی از کتاب هویت
۳٫۱
(۱۴)
هیچ کسی نمیتواند در مورد بروز احساساتش کاری انجام دهد، این احساسات وجود دارند و هیچ راهی برای سانسور کردن آنها وجود ندارد. ما میتوانیم خودمان را به خاطر عملی، به خاطر اظهارنظری سرزنش کنیم، اما نمیتوانیم خود را به خاطر یک احساس سرزنش نماییم، کاملاً ساده است، چون ما ابدا هیچ کنترلی بر روی احساساتمان نداریم
ا.م
زیرا در حالی که هر کسی ممکن است به زندگی شهوانی تمایل داشته باشد، در عین حال از آن نفرت دارد و زندگی شهوانی را منبع مشکلات، یأسها، حسرتها و آرزوها، عقدهها، دردها و رنجها میداند.»
ا.م
خودکشی رد کردن انتظار است، فقدان صبر است.
🌊tanin
سپس گفت: «من سابقا هرگز از مردن ترسی نداشتم. امّا اکنون میترسم. از این تصوّر که پس از مرگ، همچنان زنده بمانیم رهایی ندارم. انگار مردن به معنای زندگی در یک کابوس دائمی است.
🌊tanin
آنچه که مردم به عنوان یک راز، پنهان نگه میدارند عمومیترین، عادیترین، غالبترین چیز است، همان چیزی که همگان دارند: جسم و نیازهایش، بیماریهای جسم، حالات غیر عادیاش ـ مثلاً یبوست یا قاعدگی و عادت ماهانه.
ما این موضوعات خصوصی را به خاطر این که آنها خیلی شخصی هستند و از سرِ شرم و حیا پنهان نمیکنیم، بلکه برعکس، به خاطر این است که آنها به نحو رقتانگیزی بسیار غیرشخصیاند
ا.م
اما هیچ کسی نمیتواند در مورد بروز احساساتش کاری انجام دهد، این احساسات وجود دارند و هیچ راهی برای سانسور کردن آنها وجود ندارد. ما میتوانیم خودمان را به خاطر عملی، به خاطر اظهارنظری سرزنش کنیم، اما نمیتوانیم خود را به خاطر یک احساس سرزنش نماییم، کاملاً ساده است، چون ما ابدا هیچ کنترلی بر روی احساساتمان نداریم.
🌊tanin
هیچ عشقی نمیتواند در سکوت زنده بماند.»
🌊tanin
رؤیاها دورههای مختلف زندگی فرد را معادل هم نشان میدهند و هر چیزی را که شخص تاکنون تجربه کرده همزمان و برابر هم آشکار میسازند؛ رؤیاها با انکار کردن وضعیت ممتاز زمان حال، آن را مورد تردید قرار میدهند.
🌊tanin
