جملات زیبای کتاب هوای دوستی | طاقچه
تصویر جلد کتاب هوای دوستی

بریده‌هایی از کتاب هوای دوستی

۳٫۱
(۲۶)
در دنیای واقعی و در تجربهٔ زیستهٔ ما آدم‌های معمولی، دوستی‌ها اغلب گسسته و ناتمام‌اند و مطابق آن انگارهٔ کمابیش تداوم‌یافته در ادبیات و فلسفه پیش نمی‌روند. دوستی‌ها رنگ می‌بازند، از قواره می‌افتند، گسسته می‌شوند یا به حاشیه می‌روند. با این حال، بسیاری از دوستی‌ها دقیقاً در همین شکل‌های ناقص و پاره‌پاره دوام می‌آورند و تکیه‌گاه دوام آوردنِ ما می‌شوند. چنین دوستی‌هایی نوشدارو نیستند اما التیام‌بخش‌اند. دریچه‌ای به جهان‌های دیگر می‌گشایند و نشان‌مان می‌دهند که در ناتمامی و نابسندگیِ خودمان تنها نیستیم.
Mostafa Raste Moghadam
فقدانِ دوست تمامِ هستی را رنجور می‌کند چرا که دوستی، حتی دوستی دو نفر، تمام جهان را در خود می‌آفریند و، همان‌طور که هانا آرنت قرن‌ها بعد از گیلگمش گفته، رد و نشانش هرگز از جهان زدوده نمی‌شود. دوستی آن پیوند غریبی است که اجزای جهان را کنار هم نگه می‌دارد؛ همان چیزی که جهان را جهان می‌کند.
Mostafa Raste Moghadam
«دوستی چنان خوب است که زندگی بدون دوست را هیچ‌کس نمی‌خواهد»
Mostafa Raste Moghadam
مسئلهٔ دوستی همین امکانِ بیرون رفتن از جهان خود یا، به عبارت دیگر، همین اشتیاق به غرابت است؛
Mostafa Raste Moghadam
ماجراجویی، مانند دوستی، فورانی است که مرزهای قلمروِ شناخته‌شده و آشنای ما را جابه‌جا می‌کند. ماجراجوییْ جهان پیرامون‌مان را فراخ‌تر می‌کند
Mostafa Raste Moghadam
دوستیِ بیرون از زمان محال است. زمان‌مندی مادهٔ خامِ دوستی است. با این حساب، ستیز با پایان‌پذیری و فنا یعنی ستیز با دوستی
Mostafa Raste Moghadam
ما محض «با هم بودن» با هم زندگی می‌کنیم، فقط چون با هم حالِ خوشی داریم و چون در ما، حتی اگر مثل گیلگمش همه‌چیز داشته باشیم، چیزی به اسم «تنهایی» هست. سؤال ما،‌ دغدغهٔ ما، از بیخ‌وبن سیاسی است اما هیچ نهاد سیاسی‌ای نمی‌تواند جوابی به آن بدهد.
Penguin
بسیاری از به‌اصطلاح صمیمیت‌هایی که امروزه در شبکه‌های اجتماعی و دیگر رسانه‌ها به اشتراک گذاشته می‌شوند صمیمیت‌هایی شبیه‌ساخته و مبتنی بر انتظاراتِ سرمایه‌آفرینانه‌اند. مهم‌ترین چیزی که از ما انتظار می‌رود و بر همهٔ انتظارات دیگر سایه می‌اندازد این است که همیشه حاضر باشیم؛ در دید و در دسترس. باید نشان دهیم چیزی برای پنهان کردن نداریم. شریک کردنِ دیگران در رازِ خود بهترین خودتبلیغی است و مؤثرترین راه برای اجتناب از حذف شدن از مدارِ ارتباط یا نادیده گرفته شدن.
LEILA
مرگ درون‌مایهٔ اصلیِ دوستی است چون دوستی ربطی به ارزش‌ها و آرمان‌های ابدی ندارد، بلکه با سؤالی همیشه بی‌جواب سروکار دارد: چگونه می‌توانیم یکدیگر را در آنچه که «زندگی» می‌نامیم ـ و به زندگی زیستی یا زندگی ابزاری فروکاستنی نیست ــ شریک کنیم؟
Penguin
سیمون وِی می‌نویسد «دوستیْ معجزه‌ای است که در آن، انسان می‌پذیرد انسانی دیگر را که همچون غذا برای او ضروری است از دور، بدون نزدیک شدن به او، تماشا کند...
غم‌سایه
بخشی از هنر بازگویی زندگی این است که بفهمیم قصهٔ زندگی‌مان را تا چه حد، چرا و برای چه کسی بگوییم.
LEILA
دوستی‌هایی وجود دارند که به ما می‌فهمانند جهان جایی شروع می‌شود که والدین‌مان غایب‌اند.
LEILA
دقیقاً در لحظه‌ای که دوست دیگر نیست، هر آنچه از هم جدایمان می‌کرده، ناپدید می‌شود. چنین لحظه‌ای لحظهٔ اوجِ صمیمیت است؛ صمیمیتی که در دنیای واقعی هرگز وجود نداشته است.
غم‌سایه
غریبه بودن و هم‌زیستیِ سیاسیِ غریبه‌ها دست‌کم دو شرط دارد. اولی سلبی است: به تعبیر آشیل امبمبه، نباید برای ایجاد اجتماع همگن یا اجتماعِ همسان‌ها به فرایندهای حذف، جداسازی یا ریشه‌کنی متوسل شویم. تعریفِ هویت‌مبنا از همسانی با مفاهیم سیاسیِ برابری و برادری ناسازگار است. در کنار این شرط سلبی،‌ شرط لازم دیگری هم هست که کمتر بدیهی است: شکل‌های ممکنِ غرابتِ افراد برای یکدیگر را نباید به سیاهه‌ای از تفاوت‌های پیشاپیش طبقه‌بندی‌شده و مشروعیت‌یافته محدود کرد.
LEILA
صمیمیتْ در آن چیزی نهفته است که وقتی چیزهایی را به زبان نمی‌آوریم و روشن نمی‌کنیم، گفته می‌شود. در آن فضای «بینابین» یا، به قول والتر بنیامین، آن فضای لرزان است که صمیمیت طنین‌انداز می‌شود
LEILA
سیمون وِی می‌نویسد «دوستیْ معجزه‌ای است که در آن، انسان می‌پذیرد انسانی دیگر را که همچون غذا برای او ضروری است از دور، بدون نزدیک شدن به او، تماشا کند... دو دوست کاملاً می‌پذیرند که دو موجود متمایز باشند، نه یکی، و به فاصله‌ای که این واقعیت میان‌شان می‌اندازد احترام می‌گذارند.»
LEILA
صمیمیتْ شکلی از آسیب‌پذیری است که ما در زندگی اجتماعی‌مان آن را در لفاف آنچه نقش‌ها و کارکردهای اجتماعی به ما می‌دهند و از ما می‌طلبند، می‌پیچیم و پنهان می‌کنیم تا در امان بمانیم. دوستی یعنی این‌که بتوانیم این کارکردها، این نقش‌ها و این لفاف‌ها را کنار بزنیم، بی آن‌که بی‌دفاع و بی‌حفاظ بمانیم یا در معرض خشونت اجتماعی قرار بگیریم.
LEILA
دوستی آن پیوند غریبی است که اجزای جهان را کنار هم نگه می‌دارد؛ همان چیزی که جهان را جهان می‌کند.
LEILA
در نظر اپیکور و پیروانِ آینده‌اش دوستی رَویه‌ای است زیستی و فکری که به مددش بیشتر احساس امنیت می‌کنیم و بیم مرگ، بیم خدایان، و بیم رنجْ کمتر به جان‌مان می‌افتد و زمین‌گیرمان می‌کند. بنابراین دوستی، به سبب پیامدهای رهایی‌بخشش، سودمند است.
LEILA
اگر دوستی «قانونی» تخطی‌ناپذیر ـ هرچند نانوشته ــ داشته باشد، این است که دوستی نباید هدفی بیرونی، مقصودی جز خود، را دنبال کند.
LEILA
قصهٔ موفقیتی در کار نیست. هر چه هست، قصهٔ دوستی است.
Sonia
هر قصهٔ دوستی، هر قدر هم شبیه باقی قصه‌های دوستی باشد، از جایی که اصلاً فکرش را نمی‌کنید، شروع می‌شود و به جاهایی می‌رسد که در مخیلهٔ کسی نمی‌گنجد.
LEILA
دوستی یعنی قرابتِ آدم‌هایی که گرچه بسیار به یکدیگر نزدیک‌اند، باز با هم غریبه‌اند. به بیان دیگر، دوستیْ پیوندی است که در آن، نزدیکیْ غرابت را نفی نمی‌کند بلکه به هم‌نشینی تبدیلش می‌کند
LEILA
میل و اشتیاقْ جغرافیایی از دیدارها و جدایی‌ها می‌آفریند و جایگاهی بنیادین، نه عرَضی و ثانویه، به این جغرافیا می‌دهد. ما بیرونِ خود هستیم و فقط از این جایگاه بیرونی است که می‌توانیم خود را دگرگون کنیم
LEILA
دوستْ کسی نیست که حال‌مان را خوش می‌کند یا تصور ما از خودمان را به‌تمامی می‌پذیرد. دوست کسی است که فهم ما از خودمان را تغییر می‌دهد و مرزهایمان را جابه‌جا می‌کند. نگاه دوستی به درون نیست؛ به بیرونی است که در برمان گرفته و به درون‌مان رخنه کرده است؛ به بیرونی که درون خود حمل می‌کنیم
LEILA
خوزه لوییس پاردو در کتاب صمیمیت می‌نویسد «هنر بازگویی زندگی (هنر توجه به زندگی، هنرِ دیدنش) همان هنر زیستن است. زندگیِ هنرمندانه یعنی بازگوییِ مداوم زندگی، ترانه کردنش، مزه‌مزه کردنِ خوشی‌ها و ناخوشی‌هایش.»(۱)
LEILA
«اگر بازپرسندم که چرا دوستش می‌داشتم، پاسخی نمی‌یابم جز این‌که چون او او بود، چون من من بودم
LEILA
حقیقتِ دوستی چیزی نیست مگر دیداری در میانهٔ جدایی و فراق.
LEILA
هیچ‌چیز به خودیِ خود چیزی نیست، مگر در متنِ رابطه [با چیزهای دیگر]. میل و اشتیاقْ جغرافیایی از دیدارها و جدایی‌ها می‌آفریند و جایگاهی بنیادین، نه عرَضی و ثانویه، به این جغرافیا می‌دهد. ما بیرونِ خود هستیم و فقط از این جایگاه بیرونی است که می‌توانیم خود را دگرگون کنیم. اشتیاقْ تجلیِ کیستیِ ما نیست؛ نمودِ دگرگونی‌های ممکنِ ماست.
LEILA

حجم

۴۷۱٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۳۲ صفحه

حجم

۴۷۱٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۳۲ صفحه

قیمت:
۱۶۹,۰۰۰
۸۴,۵۰۰
۵۰%
تومان