
بریدههایی از کتاب هوای دوستی
نویسنده:مارینا گارسس
مترجم:الهام شوشتری زاده
ویراستار:پژمان واسعی
انتشارات:نشر اطراف
دستهبندی:
امتیاز
۳.۲از ۳۲ رأی
۳٫۲
(۳۲)
در دنیای واقعی و در تجربهٔ زیستهٔ ما آدمهای معمولی، دوستیها اغلب گسسته و ناتماماند و مطابق آن انگارهٔ کمابیش تداومیافته در ادبیات و فلسفه پیش نمیروند. دوستیها رنگ میبازند، از قواره میافتند، گسسته میشوند یا به حاشیه میروند. با این حال، بسیاری از دوستیها دقیقاً در همین شکلهای ناقص و پارهپاره دوام میآورند و تکیهگاه دوام آوردنِ ما میشوند. چنین دوستیهایی نوشدارو نیستند اما التیامبخشاند. دریچهای به جهانهای دیگر میگشایند و نشانمان میدهند که در ناتمامی و نابسندگیِ خودمان تنها نیستیم.
Mostafa Raste Moghadam
فقدانِ دوست تمامِ هستی را رنجور میکند چرا که دوستی، حتی دوستی دو نفر، تمام جهان را در خود میآفریند و، همانطور که هانا آرنت قرنها بعد از گیلگمش گفته، رد و نشانش هرگز از جهان زدوده نمیشود. دوستی آن پیوند غریبی است که اجزای جهان را کنار هم نگه میدارد؛ همان چیزی که جهان را جهان میکند.
Mostafa Raste Moghadam
«دوستی چنان خوب است که زندگی بدون دوست را هیچکس نمیخواهد»
Mostafa Raste Moghadam
دوستیهایی وجود دارند که به ما میفهمانند جهان جایی شروع میشود که والدینمان غایباند.
LEILA
مسئلهٔ دوستی همین امکانِ بیرون رفتن از جهان خود یا، به عبارت دیگر، همین اشتیاق به غرابت است؛
Mostafa Raste Moghadam
ما محض «با هم بودن» با هم زندگی میکنیم، فقط چون با هم حالِ خوشی داریم و چون در ما، حتی اگر مثل گیلگمش همهچیز داشته باشیم، چیزی به اسم «تنهایی» هست. سؤال ما، دغدغهٔ ما، از بیخوبن سیاسی است اما هیچ نهاد سیاسیای نمیتواند جوابی به آن بدهد.
Penguin
دوستیِ بیرون از زمان محال است. زمانمندی مادهٔ خامِ دوستی است. با این حساب، ستیز با پایانپذیری و فنا یعنی ستیز با دوستی
Mostafa Raste Moghadam
ماجراجویی، مانند دوستی، فورانی است که مرزهای قلمروِ شناختهشده و آشنای ما را جابهجا میکند. ماجراجوییْ جهان پیرامونمان را فراختر میکند
Mostafa Raste Moghadam
سیمون وِی مینویسد «دوستیْ معجزهای است که در آن، انسان میپذیرد انسانی دیگر را که همچون غذا برای او ضروری است از دور، بدون نزدیک شدن به او، تماشا کند...
غمسایه
بسیاری از بهاصطلاح صمیمیتهایی که امروزه در شبکههای اجتماعی و دیگر رسانهها به اشتراک گذاشته میشوند صمیمیتهایی شبیهساخته و مبتنی بر انتظاراتِ سرمایهآفرینانهاند. مهمترین چیزی که از ما انتظار میرود و بر همهٔ انتظارات دیگر سایه میاندازد این است که همیشه حاضر باشیم؛ در دید و در دسترس. باید نشان دهیم چیزی برای پنهان کردن نداریم. شریک کردنِ دیگران در رازِ خود بهترین خودتبلیغی است و مؤثرترین راه برای اجتناب از حذف شدن از مدارِ ارتباط یا نادیده گرفته شدن.
LEILA
«اگر بازپرسندم که چرا دوستش میداشتم، پاسخی نمییابم جز اینکه چون او او بود، چون من من بودم
LEILA
برای حرف زدن از کسی که هیچ دوستی ندارد چه کلمهای داریم؟ تنهاییِ ناشی از بیدوستی نه حماسه دارد و نه نام، و حسی که برمیانگیزد میان ترحم و بدگمانی نوسان میکند
ساناز مجرد
دوستْ کسی نیست که حالمان را خوش میکند یا تصور ما از خودمان را بهتمامی میپذیرد. دوست کسی است که فهم ما از خودمان را تغییر میدهد و مرزهایمان را جابهجا میکند. نگاه دوستی به درون نیست؛ به بیرونی است که در برمان گرفته و به درونمان رخنه کرده است؛ به بیرونی که درون خود حمل میکنیم
LEILA
بخشی از هنر بازگویی زندگی این است که بفهمیم قصهٔ زندگیمان را تا چه حد، چرا و برای چه کسی بگوییم.
LEILA
دوستیْ آگاهیِ مشترک از تنهایی است. دوست به تنهاییِ ما پایان نمیدهد، بلکه با صفتهای گوناگون، رنگی نو به آن میبخشد: پرتبوتاب، دردناک، شیرین، تلخ، ملالآور، نومیدانه. کسی که دوست را برای نفیِ تنهاییاش میخواهد دستآخر، دوستی را خفه میکند و میکُشد.
LEILA
دوستی یعنی قرابتِ آدمهایی که گرچه بسیار به یکدیگر نزدیکاند، باز با هم غریبهاند. به بیان دیگر، دوستیْ پیوندی است که در آن، نزدیکیْ غرابت را نفی نمیکند بلکه به همنشینی تبدیلش میکند
LEILA
سیمون وِی مینویسد «دوستیْ معجزهای است که در آن، انسان میپذیرد انسانی دیگر را که همچون غذا برای او ضروری است از دور، بدون نزدیک شدن به او، تماشا کند... دو دوست کاملاً میپذیرند که دو موجود متمایز باشند، نه یکی، و به فاصلهای که این واقعیت میانشان میاندازد احترام میگذارند.»
LEILA
فقط کسی را که هرگز از آنِ تو نخواهد شد میتوانی بیقیدوشرط دوست بداری.
paria
مرگ درونمایهٔ اصلیِ دوستی است چون دوستی ربطی به ارزشها و آرمانهای ابدی ندارد، بلکه با سؤالی همیشه بیجواب سروکار دارد: چگونه میتوانیم یکدیگر را در آنچه که «زندگی» مینامیم ـ و به زندگی زیستی یا زندگی ابزاری فروکاستنی نیست ــ شریک کنیم؟
Penguin
دقیقاً در لحظهای که دوست دیگر نیست، هر آنچه از هم جدایمان میکرده، ناپدید میشود. چنین لحظهای لحظهٔ اوجِ صمیمیت است؛ صمیمیتی که در دنیای واقعی هرگز وجود نداشته است.
غمسایه
قصهٔ موفقیتی در کار نیست. هر چه هست، قصهٔ دوستی است.
Sonia
هر قصهٔ دوستی، هر قدر هم شبیه باقی قصههای دوستی باشد، از جایی که اصلاً فکرش را نمیکنید، شروع میشود و به جاهایی میرسد که در مخیلهٔ کسی نمیگنجد.
LEILA
خوزه لوییس پاردو در کتاب صمیمیت مینویسد «هنر بازگویی زندگی (هنر توجه به زندگی، هنرِ دیدنش) همان هنر زیستن است. زندگیِ هنرمندانه یعنی بازگوییِ مداوم زندگی، ترانه کردنش، مزهمزه کردنِ خوشیها و ناخوشیهایش.»(۱)
LEILA
صمیمیتْ در آن چیزی نهفته است که وقتی چیزهایی را به زبان نمیآوریم و روشن نمیکنیم، گفته میشود. در آن فضای «بینابین» یا، به قول والتر بنیامین، آن فضای لرزان است که صمیمیت طنینانداز میشود
LEILA
حقیقتِ دوستی چیزی نیست مگر دیداری در میانهٔ جدایی و فراق.
LEILA
دوستیْ خزانهای نامتناهی از کنشها، زبانها و آدابی است که ما با آنها غرابت و غریبهها را بخشی از زندگیِ خود میکنیم. دوستی، با کاوشگری در مرزهای زندگی خصوصی و خطکشیشدهٔ ما، معانی صمیمیت را تکثیر و دگرگون میکند و بستری برای گونههایی از انعطاف و خمیدگی میسازد که فاصلههای ناگزیر را از میان برنمیدارند، اما روی آنها پل میزنند.
LEILA
دوستی رابطهای است مبتنی بر آزادی، نه چون انتخابی آزادانه یا پیوندی میان افرادِ خودبسنده است، بلکه چون اجازه میدهد دیوانگیِ هر کسی، یعنی آن بخشِ وجودش که لزوماً کارکردی ندارد، آزادانه بروز کند.
paria
معمولاً میگویم «اول، دردش تیز بود، الان گِرد شده». مثل سنگی که لبههایش ساییده شده اما وزنش همان است.
Abolfazl
دوستیِ ما هیچوقت حول توازنِ دقیقِ بدهبستان تعریف نشده. قرار نیست همه به یک اندازه بگویند، درک کنند یا باشند.
Abolfazl
دوستی آن پیوند غریبی است که اجزای جهان را کنار هم نگه میدارد؛ همان چیزی که جهان را جهان میکند.
LEILA
حجم
۴۷۱٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۲ صفحه
حجم
۴۷۱٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۲ صفحه
قیمت:
۱۶۹,۰۰۰
تومان