جملات زیبای کتاب قمارباز | طاقچه
تصویر جلد کتاب قماربازsubscriptionAvailable

کتاب قمارباز

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۲۰ رأی)
انتشارات: 
نشر روزگار

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
deniro
۲
او هم این را خوب می‌داند. فکر این‌که من به وضوح می‌دانم او از من فراری است، و از این‌که نمی‌توانم هوس‌های خودم را صورت واقعیت بدهم ـ من اطمینان دارم که ـ این فکر برای او رضایت خاطر بیش از اندازه‌ای فراهم می‌کند، وگرنه او که این قدر محتاط و مآل‌اندیش است، کجا می‌توانست خودش را این‌طور با من خودمانی و صادق نشان بدهد؟ حس می‌کردم که او تا الان با من مثل آن امپراطریس قدیمی رفتار می‌کند، که جلوی غلامش لخت می‌شد و او را هرگز مثل یک مرد تلقی نمی‌کرد ـ بله. هزار دفعه می‌گویم، او مرا، نه مثل یک مرد، نگاه کرده است.
ALI Rad
۱
گفتید شما تنها حدسی که می‌زنید این است که من نمی‌توانم لیاقت و شایستگی خودم را ثابت کنم. یعنی در حالی‌که همه چیز و همه کس شایسته و لایق است فقط من هستم که نمی‌توانم لایق باشم.
ALI Rad
۱
فرانسوی‌هاو دیگر اروپائی‌ها به قدری به صورت ظاهر اهمیت می‌دهند که با آن حتی به بدترین پستی‌ها نیز می‌تواند شایستگی عجیبی بدهند
deniro
۱
یک بار (در سویس اتفاق افتاد) موقعی که در اطاق قطار مسافری بودم، خوابم برده بود و به نظرم با صدای بلند با پولینا در خواب حرف زده بودم و این مطلب همهٔ همسفران مرا به خنده انداخته بود. امروز یک بار دیگر از خود پرسیدم: «آیا او را دوست دارم؟» و باز یک بار دیگر نمی‌دانستم چه جوابی بدهم. یا بهتر بگویم، برای صدمین بار به خودم جواب دادم که از او نفرت دارم. آری او در نظر من زشت و کریه بود. دقایقی بود (در پایان هر یک از مکالماتمان) که در آن‌ها من حاضر بودم نیمی از عمرم را بدهم تا بتوانم او را خفه کنم. قسم می‌خورم که اگر ممکن بود یک دشنه را آهسته در سینهٔ او فرو کرد، من با لذت و خوشنودی این‌کار را می‌کردم. و با وجود این به شرافتم قسم می‌خورم که اگر در قلهٔ شلا گنبرگ به من راستی گفته بود: «خودتان را پرت کنید» فوراً خودم را، باز هم با خوشنودی و لذت، پرت کرده بودم. آن وقت هم این را می‌دانستم. از این راه یا از یک راه دیگر، عاقبت این بحران خاتمه می‌یابد.