جملات زیبای کتاب موجودات استثنایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب موجودات استثنایی

کتاب موجودات استثنایی

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۳۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
تریسی شوالیه، هما بینا
انتشارات: 
نشر چشمه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
n.l.r
۵۳
با خودم فکر کردم آیا هرگز خواهم توانست حرفم را محکم و راحت بزنم و از خودم دفاع کنم، بدون این‌که احساس حماقت کنم؟
n.l.r
۳۱
به ترسش چسبیده بود. با آدم‌های زیاد دیگری هم برخورد کردم که این‌طوری بودند؛ آن‌ها از چیزی که نمی‌فهمیدند می‌ترسیدند.
n.l.r
۲۴
کدام بچه‌ای می‌تواند ورای نانی که اکنون شکمش را سیر می‌کند مزارع گندمی را ببیند که ممکن است در سال‌های متمادی آینده نانش را تأمین کند؟
n.l.r
۲۰
هرگز نمی‌توانستم به مردی اعتماد کنم که خصوصیت برجسته‌اش لباسش بود
n.l.r
۱۷
این تمام چیزی است که نصیب مری می‌شود: تشکری تکه‌پاره در میان ازدحام کلماتی در ستایش یک حیوان و یک مرد. نام او هرگز در مجلات یا کتاب‌های علمی نخواهد آمد، بلکه فراموش خواهد شد. همین است که هست. زندگی یک زن همیشه نادیده گرفته می‌شود.
n.l.r
۱۶
تعداد انگشت‌شماری به تفحص در قلمرو ناشناخته‌ها علاقه داشتند و بیش‌ترشان ترجیح می‌دادند به خرافات بچسبند و به جای یافتن توضیحی منطقی که افکار پیشین آن‌ها را به چالش می‌کشید پرسش‌های بی‌جواب را به خواست خداوند بسپرند.
n.l.r
۹
آن‌قدر خوشگل بود که دلم می‌خواست بزنم توی گوشش.
n.l.r
۹
احساس می‌کردم پشت دیواری از مردها که مرا از رویداد اصلی جدا می‌کردند به دام افتاده‌ام.
n.l.r
۸
در سکوت با یکدیگر هستیم، هر یک در دنیای خودش، با دانستن این‌که دیگری تنها چند قدم پشت‌سر اوست.