جملات زیبا از متن کتاب چوب به‌دست‌های ورزیل | طاقچه
تصویر جلد کتاب چوب به‌دست‌های ورزیلsubscriptionAvailable

کتاب چوب به‌دست‌های ورزیل

۴.۰(از ۵۳ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
غلامحسین ساعدی
انتشارات: 
انتشارات نگاه
categoryدسته‌بندی: 
نمایشنامه

قیمت:

۶۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

بعضی‌ها اینجوری‌ان ... وقتی یه نیش می‌خورن ... فکرمی‌کنن اگه دیگرونم نیش بخورن، درد اونا کمتر میشه.
AmirHossein
۲۶
عبدالله: تنها چاره همینه. باید به درگاه خودش متوسل بشیم. چاره‌ساز اونه... از من و تو چی ساخته‌اس؟ باید نذر و نیاز کنیم ... توسل کنیم! اسدالله: اینا درست ... اما خدا که نمی‌آد گرازا رو بتارونه بابا ... اون به من و تو دست داده که خودمون این کارو بکنیم ...
علی دائمی
۱۰
بعضی‌ها اینجوری‌ان ... وقتی یه نیش می‌خورن ... فکرمی‌کنن اگه دیگرونم نیش بخورن، درد اونا کمتر میشه.
kazem
۹
نمیدونم مش نعمت، چرا بعضی‌ها این‌جورین ... وقتی یه نیش میخورن، خیال میکنن اگه دیگرونم نیش بخورن، درد اونا کمتر میشه.
Alireza
۴
بعضی‌ها اینجوری‌ان ... وقتی یه نیش می‌خورن ... فکرمی‌کنن اگه دیگرونم نیش بخورن، درد اونا کمتر میشه.
Yasaman
۴
نمیدونم مش نعمت، چرا بعضی‌ها این‌جورین ... وقتی یه نیش میخورن، خیال میکنن اگه دیگرونم نیش بخورن، درد اونا کمتر میشه.
RH
۳
مال دنیا، چرک دسته، امروز بشوری می‌ره، فردا دوباره می‌آد. خدا رو چی دیدی؟ محرم: اما صبحی، همه از ته دل خوشحال بودین. مش غلام: به خداوندی خدا اگه خوشحال بودیم. این چه حرفیه میزنی مرد؟ محرم: همه‌تون خدا رو شکر میکردین که قسر در رفتین. بلااز بیخ گوشتون رد شد، زمیناتون سالم موند.
فاطمه
۳
اینا درست ... اما خدا که نمی‌آد گرازا رو بتارونه بابا ... اون به من و تو دست داده که خودمون این کارو بکنیم ... مگه نه مش ستار؟
فاطمه
۳
مگه همه‌تون نمی‌گفتین آدم که دار و ندارشو از دست بده دیگه خرابه‌نشین می‌شه؟
zaHra
۳
بعدِ یه عمر خون جیگر خوردن، تازه یه وجب زمین ویه چاردیواری دست و پا کرده‌ایم، اونم ول کنیم بریم؟
فاطمه
۲
بعدِ یه عمر خون جیگر خوردن، تازه یه وجب زمین ویه چاردیواری دست و پا کرده‌ایم، اونم ول کنیم بریم؟
zaHra
۲
از من و تو چی ساخته‌اس؟ باید نذر و نیاز کنیم ... توسل کنیم! اسدالله: اینا درست ... اما خدا که نمی‌آد گرازا رو بتارونه بابا ..
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۲
اسدالله: بعضی‌ها اینجوری‌ان ... وقتی یه نیش می‌خورن ... فکرمی‌کنن اگه دیگرونم نیش بخورن، درد اونا کمتر میشه.
ولگا
۲
نمیدونم مش نعمت، چرا بعضی‌ها این‌جورین ... وقتی یه نیش میخورن، خیال میکنن اگه دیگرونم نیش بخورن، درد اونا کمتر میشه.
kimeow
۲
مش عبدالله: به نظر من، این کار، کار خداس ... ببین چه معصیتی کردیم که حالا بایس این‌جوری کفاره‌شو پس بدیم ... خدا غضبمون کرده.
zaHra
۱
مش علی: کدوم دهل‌ها رو؟ اسدالله: دهل‌های مسجدو دیگه. عبدالله: یعنی چی؟ ... با این دهل‌ها میخوایین گراز بتارونین؟ والله، بالله، معصیت داره. این کارو نکنین! لااله‌الاالله!
zaHra
۱
بعضی‌ها اینجوری‌ان ... وقتی یه نیش می‌خورن ... فکرمی‌کنن اگه دیگرونم نیش بخورن، درد اونا کمتر میشه.
RH
۰
نمیدونم مش نعمت، چرا بعضی‌ها این‌جورین ... وقتی یه نیش میخورن، خیال میکنن اگه دیگرونم نیش بخورن، درد اونا کمتر میشه.
R.Khabazian
۰
مش غلام: خدا نکنه ... چرا خرابه‌نشین؟ محرم: مگه نیستم؟ ... مگه نشدم؟ صبح مگه همه‌تون نمی‌گفتین آدم که دار و ندارشو از دست بده دیگه خرابه‌نشین می‌شه؟ مش غلام: ای بابا ... مش اسدالله همین‌جوری یه چیزی گفت ... تو چرا به دل گرفتی؟ ... خدا تنت رو سالم نگه داره ... مال دنیا، چرک دسته، امروز بشوری می‌ره، فردا دوباره می‌آد. خدا رو چی دیدی؟
کاربر ۲۷۹۶۴۶۵
۰
بعضی‌ها اینجوری‌ان ... وقتی یه نیش می‌خورن ... فکرمی‌کنن اگه دیگرونم نیش بخورن، درد اونا کمتر میشه.
کاربر ۲۷۹۶۴۶۵
۰
مش غلام: ای بابا ... مش اسدالله همین‌جوری یه چیزی گفت ... تو چرا به دل گرفتی؟ ... خدا تنت رو سالم نگه داره ... مال دنیا، چرک دسته، امروز بشوری می‌ره، فردا دوباره می‌آد. خدا رو چی دیدی؟ محرم: اما صبحی، همه از ته دل خوشحال بودین. مش غلام: به خداوندی خدا اگه خوشحال بودیم. این چه حرفیه میزنی مرد؟ محرم: همه‌تون خدا رو شکر میکردین که قسر در رفتین. بلااز بیخ گوشتون رد شد، زمیناتون سالم موند.
zaHra
۰
آخه تو که کدخدا یی بایس بدونی ... بی‌خودی که کدخدا نشدی. کدخدا: حالا من گنه‌کار شدم که کدخدا ی شما شدم؟... درسته، من کدخدا م ... اما علم غیب که دیگه ندارم ... تازه این‌جور چیزا کار یه نفر نیس ... باس همه عقلشونو سرهم کنن، ببینن چی کار می‌شه کرد.
zaHra
۰
مش غلام: ای بابا ... مش اسدالله همین‌جوری یه چیزی گفت ... تو چرا به دل گرفتی؟ ... خدا تنت رو سالم نگه داره ... مال دنیا، چرک دسته، امروز بشوری می‌ره، فردا دوباره می‌آد. خدا رو چی دیدی؟ محرم: اما صبحی، همه از ته دل خوشحال بودین. مش غلام: به خداوندی خدا اگه خوشحال بودیم. این چه حرفیه میزنی مرد؟ محرم: همه‌تون خدا رو شکر میکردین که قسر در رفتین. بلااز بیخ گوشتون رد شد، زمیناتون سالم موند. مش غلام: مگه کسی حرفی زد؟ من که چیزی نشنفتم. محرم: نه، کسی حرفی نزد ... اما از الهی شکر گفتن‌هاتون فهمیدم.
zaHra
۰
محرم: آدم وختی از این دنیا میره یه کفن که بیشتر نمی‌بره.
zaHra
۰
محرم: همه‌تون خدا رو شکر میکردین که قسر در رفتین. بلااز بیخ گوشتون رد شد، زمیناتون سالم موند. مش غلام: مگه کسی حرفی زد؟ من که چیزی نشنفتم. محرم: نه، کسی حرفی نزد ... اما از الهی شکر گفتن‌هاتون فهمیدم.
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۰
گراز همیشه یه جایی موندگار میشه که پناه داشته باشه...
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۰
آخه از گرازا که بدتر نیستن برادر من! ...
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۰