جملات زیبای کتاب روژی‌یار | طاقچه
تصویر جلد کتاب روژی‌یار

بریده‌هایی از کتاب روژی‌یار

۳٫۷
(۱۹)
پدرم در جوانی عاشق دختر کردی بود به نام روژی‌يار. اسم او را روی من گذاشت. جوری صدام می‌زد که خيال می‌کردم با هر بار صدا زدن هنوز طعم لب‌های او را رو لب‌هاش مزمزه می‌کند. دوست داشت صدام کند، خسته نمی‌شد از اين کار.
کپتین ایمان