
Rozita
۲
تاریخ یک اقلیت بر اکثریت فرمانروایی کرده است.
Rozita
۱
آدم خشک سازمانی توانایی مخالفت و نافرمانی را از دست داده است، او حتی به حقیقتی که از آن اطاعت میکند آگاهی ندارد. در این نقطه از تاریخ توانایی شک، انتقاد کردن و اطاعت نکردن، شاید همهٔ آن چیزهایی باشند که میان آیندهٔ نوع بشر و پایان تمدن قرار گیرند.
Rozita
۱
ما نعمت فراوان داریم اما آسایش نداریم. ثروت زیاد اما آزادی کم داریم. زیاد مصرف میکنیم اما گرسنهتریم. سلاح اتمی زیاد داریم اما در دفاع از خود ناتوان هستیم. ما تحصیلات بیشتر اما اعتقاد و بصیرت کمتری داریم. تمایلات مذهبی زیاد داریم اما مادیگراتر شدیم. ما از سنتهای امریکایی سخن میگوییم که در حقیقت، سنت معنوی انسانیت بنیادی است ولی آنان را که میخواهند این سنت را در جامعهٔ امروزی بهکار برند «ضد آمریکایی» میخوانیم
Rozita
۰
رشد روحی چنین انسانهایی فقط به این دلیل امکانپذیر نبود که این انسانها جرئت گفتن «نه» به قدرتهایی به نام وجدان و باورهای خود را داشتند، بلکه رشد قوای عقلانیاش هم به توان او برای متمرد بودن بستگی داشت، متمرد نسبت به قدرتهایی که سعی داشتند اندیشههای نو را به بند بکشند، و به قدرتهایی با اندیشههایی کهنه که هرگونه تغییر را بیهوده میدانستند.
Rozita
۰
اطاعت از یک شخص، یک سنت، یا یک قدرت (اطاعت از غیر)۱۳ سلطهپذیری است؛ این به معنی سلب استقلال از خود و پذیرش اراده و نظر غیر بهجای اراده و نظر خویش است. اطاعت از عقل، خرد و باورهای خود (اطاعت از خود)۱۴ سلطهپذیری نیست بلکه اثبات خود است. ا
Rozita
۰
انسان درکی شهودی از آنچه انسانی است و آنچه انسانی نیست داریم. چه چیزی هدایتگر زندگی و چه چیزی ویرانگر آن است. همین وجدان نوعدوستانه است که عملکرد ما را بهعنوان انسان سبب میشود. این همان ندایی است که ما را به خودمان میخواند و انسان بودنمان را به ما گوشزد میکند.
Rozita
۰
به عبارت دیگر، لازم است این موضوع را که، اطاعت از فرد دیگر در نفس خود سلطهپذیری است، با تمایز سلطهٔ «عقلانی» از سلطهٔ «غیرعقلانی»، توضیح دهیم. یک نمونه از سلطهٔ عقلانی را در رابطهٔ آموزگار و دانشآموز میتوان یافت؛ و یک نمونه از سلطهٔ غیرعقلانی را در رابطهٔ ارباب و برده. هر دو رابطه بر این واقعیت بنا شدند که سلطهٔ فرد صاحب اختیار پذیرفته شده است. بااینحال، از نظر پویایی، آنها هر دو از دو سرشت متفاوت هستند.
Rozita
۰
برای اینکه اکثریت به آنان خدمت کنند و برایشان کار کنند، یک شرط ضروری بود: اکثریت باید میآموختند اطاعت کنند.