جملات زیبای کتاب جاه طلبی اخلاقی | طاقچه
تصویر جلد کتاب جاه طلبی اخلاقی

بریده‌هایی از کتاب جاه طلبی اخلاقی

۳٫۸
(۱۵)
«من نمی‌توانم باور کنم که هدف زندگی "شاد بودن " است. از نظرِ من، هدف زندگی مفید بودن، مسئول بودن، محترم بودن و دل‌رحم بودن است. قبل از هر چیز باید مهم باشید: به چشم بیایید، عقیده داشته باشید و چنان تفاوتی رقم بزنید که ثابت کند شما هم در این دنیا زیسته‌اید.» لئو روستن، نویسنده (۱۹۰۸-۱۹۹۷)
shahram238
«یادتان هست سر کلاس تاریخ با خودتان می‌گفتید: اگر آن موقع زنده بودم، فلان کار را انجام می‌دادم؟ خب الان زنده هستید. هر کاری که امروز می‌کنید، در واقع همان کاری است که آن زمان هم می‌کردید.»
shahram238
«هرگز در این مسئله تردید نکنید که یک گروه کوچک از شهروندان متفکر و متعهد می‌توانند جهان را تغییر دهند. در اصل تنها چیزی که تابه‌حال جهان را تغییر داده همین بوده است.»
shahram238
«مردم ممکن است تمام زندگی‌شان را صرف بالا رفتن از نردبان موفقیت کنند و زمانی که به بالای آن رسیدند، متوجه شوند که نردبان را به دیوار اشتباهی تکیه داده‌اند.»
shahram238
بیشتر انسان‌ها مثل گلهٔ حیوانات هستند. ما همان کاری را می‌کنیم که به ما یاد می‌دهند، هر چیزی در دستمان می‌گذارند می‌پذیریم، هر چیزی که به ما بگویند حقیقت دارد باور می‌کنیم. شاید احساس آزادی کنیم ولی باز هم به مسیری می‌چسبیم که همسو با نوع زندگی‌مان است.
shahram238
«اگر ثروت پیامد اجتناب‌ناپذیر سخت‌کوشی و کارآفرینی بود، تمام زن‌های آفریقا میلیونر بودند.»
shahram238
متوجه می‌شوید که دو نوع «دانستن» وجود داشت. شما می‌توانید چیزی را بدانید و برای آن کاری انجام دهید. یا می‌توانید چیزی را بدانید و رویتان را برگردانید و از پیامدهای چیزی که می‌دانید حقیقت دارد بترسید.
shahram238
جاه‌طلبیِ اخلاقی با یک درک ساده شروع می‌شود: شما تنها یک زندگی دارید. زمانی که بر روی زمین برای شما باقیمانده است، باارزش‌ترین دارایی شماست. نمی‌توانید زمان بیشتری برای خودتان بخرید و هر ساعتی که سپری می‌کنید، برای همیشه از دست می‌رود. یک مسیر شغلیِ تمام‌وقت حدوداً شامل ۸۰ هزار ساعت کار، یا ۱۰ هزار روزِ کاری، یا ۲ هزار هفتهٔ کاری می‌شود. اینکه چطور این زمان را سپری می‌کنید، یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های اخلاقی زندگی‌تان است.
shahram238
باید باور داشته باشید که می‌توانید تفاوتی رقم بزنید. روان‌شناسان از چیزی به نام کانون کنترل داخلی صحبت می‌کنند؛ این حس که شما مسئول زندگی خودتان هستید. بسیاری از قهرمانان مقاومت، کودکانی بااراده بودند.
shahram238
ویژگی مشترک همهٔ آن‌ها این است که هیچ‌وقت کارهایشان را چند قطرهٔ بی‌فایده در دریا نمی‌بینند. باور دارند می‌توانند تفاوتی رقم بزنند و برای رسیدن به این هدف، حاضرند هر خطری را به جان بخرند. آن‌ها فقط از این فکرها نمی‌کنند که «یک نفر باید کاری برای این قضیه انجام دهد»، خودشان کاری انجام می‌دهند.
shahram238
آن‌هایی که به یهودی‌ها کمک کردند نتوانستند رویشان را برگردانند. باور داشتند که می‌توانند تفاوتی رقم بزنند. به خودشان به چشم تماشاگرانی صِرف یا چرخ‌دهنده‌های یک دستگاه نگاه نکردند، بلکه خود را آدم‌هایی صاحب‌اختیار در نظر گرفتند که می‌توانند انتخاب کنند و کار درست را انجام دهند. آن‌ها این پرسش را از خودشان پرسیدند: اگر کاری نکنم، می‌توانم با این قضیه کنار بیایم؟
shahram238
«هر جامعه‌ای فرمان‌بردارهای زنده و آشوبگران مرده‌اش را گرامی می‌دارد.»
shahram238
در نبرد علیه بی‌عدالتی، پیروزی یک وظیفهٔ اخلاقی است.
shahram238
اگر می‌خواهید جهان را تغییر دهید، اینکه آیا «مناسب این کار هستید» و ویژگی‌های شخصیتیِ خاصی دارید مهم نیست. مهم نیست چه کسی هستید؛ مسئله این است که به چه کسی می‌توانید تبدیل شوید. شما چون آدم خوبی هستید، کار خوب نمی‌کنید. با انجام کارهای خوب، آدم خوبی می‌شوید.
shahram238
در حوزهٔ پزشکی یک اصطلاح فرانسوی به نام «تریاژ» داریم که به معنی اولویت‌بندی است. در شرایط اورژانسی، باید تصمیم بگیرید که به چه کسی می‌توانید کمک کنید و به چه کسی نمی‌توانید.
shahram238
بد نیست این سؤال را از خود بپرسیم: نسل‌های آینده کدام رفتار ما را به‌عنوان بزرگ‌ترین خطایمان در نظر خواهند گرفت؟ کدام عمل ما بیش از همه آن‌ها را وحشت‌زده خواهد کرد؟
shahram238
«میراث شما هرگز یک چیز واحد نیست. هر زندگی‌ای که لمس کرده‌اید، هر انسانی که زندگی‌اش را ــ چه کم چه زیاد ــ تحت‌تأثیر قرار داده‌اید، بخشی از میراث شما هستند. هر کسی که به او آسیب زده‌اید یا کمکش کرده‌اید. این‌ها هم میراث شما هستند.»
shahram238
اگر می‌خواهید یک زندگی همراه با جاه‌طلبی اخلاقی داشته باشید، هیچ زمانی بهتر از همین لحظه نیست. ترس از تغییر معمولاً اولین نشانهٔ پیری است و تا به خودتان می‌آیید می‌بینید در دام زنجیرهای طلایی گرفتار شده‌اید: درگیر یک شغل ملالت‌بار شده‌اید، هیچ وقتِ اضافه‌ای ندارید و تمام پولتان خرج کارهایی مثل پرداخت حق اشتراک تعویض سرِ مسواک برقی می‌شود.
shahram238
مهم نیست چه فکری می‌کنید یا چه حرفی می‌زنید؛ مهم این است که چه کاری انجام می‌دهید تا پنجرهٔ اورتون را کمی جابه‌جا کنید و در نبرد علیه بی‌عدالتی پیروز شوید. عدم سازگاری شاید الهام‌بخش باشد، اما همچنین می‌تواند باعث گیر افتادن در دام خودنمایی شود.
shahram238
«اینکه فکر کنی خیلی مهم هستی، و تو کسی هستی که می‌توانی همه‌چیز را تغییر دهی واقعاً حس خوبی دارد. ولی باید به واقعیت برگردی و بپذیری که برای به سرانجام رساندن کارها به یک گروه نیاز داری. به یک جامعه نیاز داری.»
shahram238
اما فرآیند تغییر این‌قدر تک‌بُعدی نیست. تمام این افراد می‌توانند یک نقش ضروری بازی کنند؛ روشنفکر و چهرهٔ مجازی. شبکه‌ساز و تحریک‌کننده. دیوان‌سالار و کارآفرین. کسی که با اصطلاح‌های دانشگاهی می‌نویسد، کسی که ایده‌ها را به دست جمعیت بزرگ‌تری می‌رساند. کسی که قطب‌بندی می‌کند، کسی که مردم را گرد هم می‌آورد. کسی که پشت‌صحنه لابی می‌کند، کسی که اجازه می‌دهد پلیس ضدشورش بازداشتش کند. تنها گروهی از افراد که در این مبارزه به کار نمی‌آیند، احمق‌هایی هستند که تصور می‌کنند نیت خوب کافی است. افرادی که با اعتقادات راسخشان آشکارا در سمت درست تاریخ قرار دارند اما در اینجا و در این لحظهٔ فعلی دستاورد چندانی ندارند. بیایید این افراد را بازندهٔ نجیب خطاب کنیم.
shahram238
«هیچ‌وقت پول را به چشم "پول خودم" ندیدم. همیشه آن را "پول" دیدم ــ یک منبع. اگر دور من جمع شود، باید دوباره به دستگاه بازگردد.»
shahram238
«اینکه انتخاب می‌کنی یک مخالف باشی، خیلی راحت ممکن است نتیجهٔ "چند تصمیم کوچک که گرفته‌ای باشد"؛ مثلاً اینکه در رژهٔ روز اول ماه می شرکت نکنی، یا سرود حزب را نخوانی. پس از آن، یک روز می‌بینی که به‌طرز برگشت‌ناپذیری در طرف دیگر ایستاده‌ای. این فرآیند بیشتر وقت‌ها شامل الگوها هم می‌شود. افرادی را می‌بینی که تحسینشان می‌کنی و دوست داری شبیه آن‌ها باشی. حتی ممکن است انگیزه‌ات "خودخواهانه" باشد. دوست داری کاری برای خودت انجام دهی، به خودت احترام بگذاری.»
shahram238
تاریخ سرشار از آرمان‌گراهایی با نیت‌های خوب است که دستاورد اندکی داشتند و مشکلاتی که می‌توانستند برطرف کنند، بدتر از قبل شده است.
shahram238
تاریخ کاری انجام نمی‌دهد؛ این انسان‌ها هستند که اقدام می‌کنند. اگر انصافی در این جهان وجود دارد، باید از سمت ما باشد و اگر در فرآیند عمل کردن شکست بخوریم، عدالتی در کار نخواهد بود. این دقیقاً همان دلیلی است که باعث شد مردم در جنگ جهانی دوم جان خود را برای نجات یهودیان به خطر بیندازند. چون اگر آن‌ها قدم پیش نمی‌گذاشتند، چه کسی این کار را می‌کرد؟ و اگر آن زمان وقتش نبود، پس چه زمانی باید این کار را می‌کردند؟
shahram238
اگر می‌خواهید دنیا را تغییر دهید، بهتر است عضو یک فرقه شوید. یا فرقهٔ خودتان را راه بیندازید. در هر صورت، اگر می‌خواهید تغییری ایجاد کنید، نباید از عجیب به نظر رسیدن بترسید. هر نقطهٔ عطفی که در تمدن رخ داده است، از قضیهٔ فیثاغورث گرفته تا باور به اشتباه بودن برده‌داری، در ابتدا به چشم یک ایدهٔ دیوانه‌وار از سوی یک خرده‌فرهنگ دیده می‌شد.
shahram238
نیدر به مخاطبان جوانش گفت: «حدود ۲۵۰۰ یا شاید ۳۰۰۰ هفته برایتان باقی مانده است.» این دانشجویان جوان می‌خواستند با بقیهٔ زندگی‌شان چه کنند؟ یک روز با چه حسی به کارنامهٔ حرفه‌ای خود نگاه می‌کردند؟
shahram238
۱. اقدام ما معتقدیم آگاهی بیش‌ازحد دستِ‌بالا گرفته شده است. ما خودمان را از امتیازمندترین افراد تاریخ بشریت می‌دانیم. این یعنی فرصتی بی‌نظیر برای ایجاد تغییر داریم. احساس می‌کنیم آگاهی بیش‌ازحد دستِ‌بالا گرفته شده است و به انگشت‌گذاشتن روی مشکلات باور نداریم. ما جاه‌طلبیم، اما موفقیت را خودمان تعریف می‌کنیم: می‌خواهیم تا حد ممکن در جهان خوبی ایجاد کنیم.
shahram238
این شکاف میان حرف و عمل را در فعالیت‌های سیاسی‌مان هم می‌توانیم ببینیم. بخش زیادی از آنچه ما «مشارکت سیاسی» می‌نامیم، شباهت عجیبی با علاقه به فوتبال یا مسابقه‌های فرمول ۱ دارد. گشتی در خبرخوان خود می‌زنید، دربارهٔ آخرین رسوایی سیاسی می‌خوانید و کمی دربارهٔ سیاستمداری که همیشه روی اعصابتان راه می‌رود سخنوری می‌کنید. در بیشتر موارد، به سیاست به چشم سرگرمی نگاه می‌شود. یک دانشمند علوم سیاسی از دانشگاه تافتس، از چیزی تحت عنوان «سیاست‌ورزی تفننی» حرف می‌زند.
shahram238
بیشتر معتادهای اخبار که خودشان را «درگیر سیاست» تصور می‌کنند، هیچ کاری نزدیک به یک فعالیت سیاسی حقیقی انجام نمی‌دهند. درست است، چند سال یک بار رأی می‌دهند، شاید هر از چند گاهی طوماری امضا کنند، اما تقریباً همین است. سیاست جایگاهی در حد یک ورزش تماشایی پیدا کرده است که از روی مبل می‌بینید. سیاست به‌عنوان وقت‌گذرانی. هیچ ارتباطی با لابی‌گری، اعتراض، سازمان‌دهی یا بسیج که سنگ بناهای قدرت دموکراتیک هستند ندارد.
shahram238

حجم

۸۶۳٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۶۴ صفحه

حجم

۸۶۳٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۶۴ صفحه

قیمت:
۱۰۰,۰۰۰
۴۰,۰۰۰
۶۰%
تومان