جملات زیبای کتاب جان‌سخت و کم‌شانس | طاقچه
تصویر جلد کتاب جان‌سخت و کم‌شانس

کتاب جان‌سخت و کم‌شانس

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۱۵ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
farez
۱۶
مسایلی که برای یک انسان اهمیت ندارد ممکن است به جان فرد دیگری تا سر حد مرگ آسیب برساند.
sahar
۶
باید بگویم آدم های زنده بیشتر مرا می ترسانند. همیشه به نظرم اینطور رسیده که هیچ چیز ترسناک تر از یک انسان نیست، زیرا یک مکان هر چقدر هم مخوف باشد تنها یک منظره است و این اهمیتی ندارد که روح ها چقدر ترسناک باشند چون آنها هم اثری از انسان های مرده اند. همیشه فکر می کردم ترسناک چیزی که آدم ها می توانند بهشان فکر کنند این است که انسان های زنده چه در سر دارند.
Tonoske
۳
"نمی دانم. انگار من از دنیای دیگر یا یک همچون چیزی آمده ام.زندگی من اینجوری بوده. من توانایی تصمیم گیری درباره ی مسایل ساده را هم ندارم و جسمم جدا از فکرم به راه خودش می رود"
marzieh
۱
باید بگویم آدم های زنده بیشتر مرا می ترسانند. همیشه به نظرم اینطور رسیده که هیچ چیز ترسناک تر از یک انسان نیست، زیرا یک مکان هر چقدر هم مخوف باشد تنها یک منظره است و این اهمیتی ندارد که روح ها چقدر ترسناک باشند چون آنها هم اثری از انسان های مرده اند. همیشه فکر می کردم ترسناک چیزی که آدم ها می توانند بهشان فکر کنند این است که انسان های زنده چه در سر دارند.
Tonoske
۱
مردم فکر می کنند تنهایی یک "تصمیم شخصی "محسوب می شود. حال چه تصمیم خودشان باشد چه تصمیم اطرافیان. اما این امر واقعا حقیقت ندارد. دوره های مختلف زندگی مانند تغییر فصل می مانند. همه چیز به آن بستگی دارد. قدرت انسان در این مواقع به هیچ دردی نمی خورد. بهتر است به دنبال راه دیگری باشیم تا بتوانیم به قدر کافی از زندگی لذت ببریم و در هر صورت زمان موعود روزی فرا خواهد رسید.
Tonoske
۱
از اینکه به آدم های اطرافم حسادت می کردم حس بدی داشتم. زیرا به نظر می رسید به همه خوش می گذرد. همه ی آنهایی که برای آبتنی آمده بودند. زنان مسن، بچه های کوچک به همراه مادرانشان، آدم هایی که هر روز به بدن هایشان کرم های جورواجور می زدند و زندگی های طبیعی و معمولی داشتند.
Tonoske
۱
ساکایی گفت: در ماه نوامبر آسمان همیشه گرفته است. خیلی غمگین به نظر می رسد. آدم با دیدنش احساس تنهایی می کند. کدام ماه را از همه بیشتر دوست دارید؟ _نوامبر
Tonoske
۱
_امروز روز گریه ی توست. ادامه بده، گریه کن
Tonoske
۰
داشت کم کم گریه م می گرفت.
Tonoske
۰
گفتم: فکر می کنم هوا دارد سردتر می شود. ساکایی گفت: آره اینطور به نظر می رسید. می دانی هیچ وقت از تماشای زیبایی های این فصل خسته نمی شوم. هر چند بار ببینم کم است. با تعجب اندیشیدم چه زمان روزی خواهد رسید که او از زیبایی خزان خسته شود.
Tonoske
۰
دید خوبی به شاخه های درختان داشتم که به ردیف در دو طرف خیابان قد کشیده بودند. مردان و زنان لباس های نو و دست دوم را که در خیابان فروخته می شد دید می زدند، خوش بودند و سر وصدای زیادی به راه می انداختند. کنار کافه یک میوه فروشی بود که انواع سبزیجات و صیفی ها با رنگ ها ی زیبا و خیره کننده زیر نور کنار هم چیده بود. بسیار چشم نواز بودند. خرمالو، فلفل، هویج، کلم. رنگ هایی که خدا در طبیعت خلق کرده به گونه ای هستند که انسان از تماشایشان سیر نمی شود.
Tonoske
۰
خونسرد است، همه چیز را در زندگی به شادی و راحتی برگزار می کند و کمترین حس مسوولیت پذیری ندارد.