جملات زیبای کتاب درس و داستان | طاقچه
تصویر جلد کتاب درس و داستان

بریده‌هایی از کتاب درس و داستان

نویسنده:شیخ صدوق
انتشارات:به نشر
امتیاز
۵.۰از ۱ رأی
۵٫۰
(۱)
امام صادق (ع) فرمود: خدای مهربان، روزیِ مردم را در جاهایی قرار داده که فکرش را هم نمی‌کنند
m.salehi77
اگر خدای تبارک‌وتعالی ضامن روزی انسان است، غصّه چرا؟ اگر روزی معیّن و معلوم است، حرص چرا؟ اگر حساب حق است، جمع‌کردن و اندوختن مال دنیا چرا؟ اگر ثواب حق است، تنبلی چرا؟ اگر خدا عوض می‌دهد، بخل چرا؟ اگر کیفر کردار نکوهیده و زشت، آتش خشم الهی است، گناه چرا؟ اگر مرگ حق است، بی‌خیالی و عیاشی چرا؟ اگر خدا می‌بیند، فریبکاری چرا؟ اگر دشمن، شیطان است، غفلت چرا؟ اگر عبور از صراط حق است، خودپسندی چرا؟ اگر همه‌چیز در دست خدا و به‌فرمان اوست، اندوه چرا؟ و اگر دنیا فانی است، اعتماد کردن و دل بستن به آن چرا؟
m.salehi77
ترس و اندوه و دغدغه هم‌زاد بشر است. کودکی که یتیم می‌شود می‌ترسد، غصّه می‌خورد، دل‌شوره دارد؛ زیرا کسی را ندارد که در هنگام ترس و اندوه به او پناه ببرد، امّا کودکی که پدر دارد، مهربانی پدر را دیده و لمس کرده است؛ نمی‌ترسد، غمی ندارد و دل‌شوره نمی‌گیرد. خدا، قطعاً، از پدر و مادر ما مهربان‌تر است؛ زیرا اوست که همه مهربان‌های عالم و مهربانی‌های آن را به ما هدیه کرده است، اوست که گنجینه‌های بی‌پایانی از مهر و محبّت مانند پدر و مادر را برای ما آفریده است. اوست که از همه مهربان‌ها مهربان‌تر است! و کسی که خدا را دارد چه غم دارد؟
m.salehi77
-نامه‌های ما برای خدا سلیمان بن جعفر جعفری می‌گوید: از موسی بن جعفر شنیدم که از پدران خود روایت کرد که امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب به مردی برخورد کرد که سخنانی بیهوده می‌گفت. فرمود: فلانی! تو به دست دو فرشته‌ای که اعمال تو را می‌نویسند نامه‌ای برای خدایت می‌نویسی؛ چیزی بگو که به دردت بخورد و سخنان بیهوده را رها کن!
m.salehi77
ایجاد تعادل در جامعه و میان مردم در نگاه مولا علی از بخشندگی بهتر است؛ زیرا باعث می‌شود همه‌چیز سر جای خودش باشد. جامعه نامتعادل، قطعاً، دچار فروپاشی می‌شود حکومت‌های نامتعادل بی‌تردید از بین می‌روند و این مفهوم فرمایش رسول گرامی اسلام است که: «الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم».
m.salehi77
ما معمولاً در حضور دیگران کاری انجام نمی‌دهیم که آسیبی به هویّت و شخصیتمان وارد کند، امّا چنان پروایی که در حضور مردم داریم ممکن است در خلوت خود نداشته و مصداق سخن حافظ باشیم که گفت: «چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند». چنین تقوایی را اساساً، نمی‌توان تقوا نام نهاد؛ زیرا معیار آن، نگاه مردم است نه نگاه خدا و بلکه چنین تقوایی مصداق روشن ریا و شرک در عبادت و بندگی است. کسی به حقیقت تقوا و بندگی خدا دست می‌یابد که در خلوت خود از خدا حیا کند و آنجا که کسی جز او و خدا نیست هوای نگاه او را داشته باشد. کسی که می‌خواهد عیب‌های پنهانی او پوشیده بماند، باید در خلوت نیز از خدا پروا کند.
m.salehi77
آنگاه‌که چرخ روزگار بر وفق مراد ما می‌چرخد و زندگی به کام ماست اگر به یاد خدا بودیم و مست قدرت و ثروت و شهوت نشدیم، مؤمن و پرهیزگاریم وگرنه در هنگام سختی و بلا و مصیبت به یاد خدا بودن هنر چندانی نیست.
m.salehi77
میان عاشق و معشوق رازهایی است که باید پوشیده بماند و تنها با معشوق واگویه شود، اگر چنین رازی را به میان مردم بردیم، به عشق، خیانت کرده‌ایم. عاشقان راستین، غیرتمندانه از رازهایی که با یار خود دارند حراست می‌کنند و آن را به احدی نمی‌گویند مولوی در داستان توبه نصوح می‌گوید: عارفان که جام حق نوشیده‌اند رازها دانسته و پوشیده‌اند هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند.
m.salehi77
دستِ دهنده اصبغ‌بن نباته می‌گوید: امیر مؤمنان در سجده می‌گفت: خدای من! من همان‌گونه با تو سخن می‌گویم که بنده‌ای ذلیل با مولای خودش سخن می‌گوید و مانند کسی از تو درخواست و تقاضا می‌کنم که می‌داند تو دستی دهنده داری و گنجینه‌ات آن‌قدر سرشار است که ذرّه‌ای از آن کم نمی‌شود و مانند کسی از تو پوزش می‌خواهم که می‌داند کسی جز تو گناهش را نمی‌آمرزد و مانند کسی بر تو توکّل می‌کنم که می‌داند تو می‌توانی هر کاری را انجام دهی.
m.salehi77

حجم

۲۰۷٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۰۰ صفحه

حجم

۲۰۷٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۰۰ صفحه

قیمت:
۱۲۵,۰۰۰
تومان