جملات زیبای کتاب درس و داستان | طاقچه
تصویر جلد کتاب درس و داستان

کتاب درس و داستان

گزیده امالی شیخ صدوق

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
شیخ صدوق، محمدهادی زاهدی
انتشارات: 
به نشر
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
m.salehi77
۲
امام صادق (ع) فرمود: خدای مهربان، روزیِ مردم را در جاهایی قرار داده که فکرش را هم نمی‌کنند
m.salehi77
۱
-نامه‌های ما برای خدا سلیمان بن جعفر جعفری می‌گوید: از موسی بن جعفر شنیدم که از پدران خود روایت کرد که امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب به مردی برخورد کرد که سخنانی بیهوده می‌گفت. فرمود: فلانی! تو به دست دو فرشته‌ای که اعمال تو را می‌نویسند نامه‌ای برای خدایت می‌نویسی؛ چیزی بگو که به دردت بخورد و سخنان بیهوده را رها کن!
m.salehi77
۰
اگر خدای تبارک‌وتعالی ضامن روزی انسان است، غصّه چرا؟ اگر روزی معیّن و معلوم است، حرص چرا؟ اگر حساب حق است، جمع‌کردن و اندوختن مال دنیا چرا؟ اگر ثواب حق است، تنبلی چرا؟ اگر خدا عوض می‌دهد، بخل چرا؟ اگر کیفر کردار نکوهیده و زشت، آتش خشم الهی است، گناه چرا؟ اگر مرگ حق است، بی‌خیالی و عیاشی چرا؟ اگر خدا می‌بیند، فریبکاری چرا؟ اگر دشمن، شیطان است، غفلت چرا؟ اگر عبور از صراط حق است، خودپسندی چرا؟ اگر همه‌چیز در دست خدا و به‌فرمان اوست، اندوه چرا؟ و اگر دنیا فانی است، اعتماد کردن و دل بستن به آن چرا؟
m.salehi77
۰
ترس و اندوه و دغدغه هم‌زاد بشر است. کودکی که یتیم می‌شود می‌ترسد، غصّه می‌خورد، دل‌شوره دارد؛ زیرا کسی را ندارد که در هنگام ترس و اندوه به او پناه ببرد، امّا کودکی که پدر دارد، مهربانی پدر را دیده و لمس کرده است؛ نمی‌ترسد، غمی ندارد و دل‌شوره نمی‌گیرد. خدا، قطعاً، از پدر و مادر ما مهربان‌تر است؛ زیرا اوست که همه مهربان‌های عالم و مهربانی‌های آن را به ما هدیه کرده است، اوست که گنجینه‌های بی‌پایانی از مهر و محبّت مانند پدر و مادر را برای ما آفریده است. اوست که از همه مهربان‌ها مهربان‌تر است! و کسی که خدا را دارد چه غم دارد؟
m.salehi77
۰
ایجاد تعادل در جامعه و میان مردم در نگاه مولا علی از بخشندگی بهتر است؛ زیرا باعث می‌شود همه‌چیز سر جای خودش باشد. جامعه نامتعادل، قطعاً، دچار فروپاشی می‌شود حکومت‌های نامتعادل بی‌تردید از بین می‌روند و این مفهوم فرمایش رسول گرامی اسلام است که: «الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم».
m.salehi77
۰
ما معمولاً در حضور دیگران کاری انجام نمی‌دهیم که آسیبی به هویّت و شخصیتمان وارد کند، امّا چنان پروایی که در حضور مردم داریم ممکن است در خلوت خود نداشته و مصداق سخن حافظ باشیم که گفت: «چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند». چنین تقوایی را اساساً، نمی‌توان تقوا نام نهاد؛ زیرا معیار آن، نگاه مردم است نه نگاه خدا و بلکه چنین تقوایی مصداق روشن ریا و شرک در عبادت و بندگی است. کسی به حقیقت تقوا و بندگی خدا دست می‌یابد که در خلوت خود از خدا حیا کند و آنجا که کسی جز او و خدا نیست هوای نگاه او را داشته باشد. کسی که می‌خواهد عیب‌های پنهانی او پوشیده بماند، باید در خلوت نیز از خدا پروا کند.
m.salehi77
۰
آنگاه‌که چرخ روزگار بر وفق مراد ما می‌چرخد و زندگی به کام ماست اگر به یاد خدا بودیم و مست قدرت و ثروت و شهوت نشدیم، مؤمن و پرهیزگاریم وگرنه در هنگام سختی و بلا و مصیبت به یاد خدا بودن هنر چندانی نیست.
m.salehi77
۰
میان عاشق و معشوق رازهایی است که باید پوشیده بماند و تنها با معشوق واگویه شود، اگر چنین رازی را به میان مردم بردیم، به عشق، خیانت کرده‌ایم. عاشقان راستین، غیرتمندانه از رازهایی که با یار خود دارند حراست می‌کنند و آن را به احدی نمی‌گویند مولوی در داستان توبه نصوح می‌گوید: عارفان که جام حق نوشیده‌اند رازها دانسته و پوشیده‌اند هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند.
m.salehi77
۰
دستِ دهنده اصبغ‌بن نباته می‌گوید: امیر مؤمنان در سجده می‌گفت: خدای من! من همان‌گونه با تو سخن می‌گویم که بنده‌ای ذلیل با مولای خودش سخن می‌گوید و مانند کسی از تو درخواست و تقاضا می‌کنم که می‌داند تو دستی دهنده داری و گنجینه‌ات آن‌قدر سرشار است که ذرّه‌ای از آن کم نمی‌شود و مانند کسی از تو پوزش می‌خواهم که می‌داند کسی جز تو گناهش را نمی‌آمرزد و مانند کسی بر تو توکّل می‌کنم که می‌داند تو می‌توانی هر کاری را انجام دهی.