نخستین نشانهٔ افول هرگز نه از دست رفتن اعضای قدیمی حزب، بلکه ناتوانی در دستیابی به نسل جوانتر و تربیت نسل جدید برای دستگاه حزبی بود. اما حتی همین نیز تازه زمانی واقعاً محسوس شد که احزاب ناگهان این واقعیت را کشف کردند که تودههای سازماننیافته ــ همان تودههایی که این احزاب روی پشتیبانی غیرفعالانه و بیتفاوتشان حساب کرده بودند ــ نه تنها دیگر بیتفاوت نبودند و آنها را هم دیگر حمایت نمیکردند، بلکه به هر سو که مجالی میداد تا دشمنی عمومی خود علیه کل این نظام را ابراز کنند، مشتاقانه میشتافتند.
کاربر ۷۵۶۷۰۹۴
اینکه اعضای جنبشهای توتالیتر بابت جنایاتی که گریبانگیر دیگران یا مخالفان میشود، به خشم نمیآیند، امری بدیهی است
genius
اشتباه نگرانکنندهتر این خواهد بود که با توجه به این ناپایداری این را فراموش کنیم که رژیمهای توتالیتر تا وقتی قدرت دارند و رهبران توتالیتر تا وقتی زندهاند، از محبوبیتی راستین ــ و نه محبوبیتی مصنوعی که ساختهٔ دستگاه تبلیغات باشد ــ بهرهمندند. توتالیتاریسم بدون جنبش تودهای و بدون پشتیبانی تودههایی که از سوی این جنبش مرعوب شده باشند، امکانپذیر نیست.
lonelyhera
شطرنجبازی و هنر کاملاً در یک سطح است؛ در هر دو فرد سراپا جذب موضوعی است و به همین دلیل به طور کامل سلطهپذیر نیست. بیخود نبود که هیملر مرد اساس را گونهٔ نوینی تعریف کرده بود که در هیچ شرایطی «کاری را به خاطر نفس آن کار» انجام نمیدهد. (۲۹) شطرنجبار همیشه از مجرای صفحهٔ شطرنج با همنوع خود پیوند دارد: صفحهٔ شطرنج حریفان بازی را همزمان که از هم جدا میکند به هم پیوند نیز میدهد، زیرا تکهای از جهانی است که برایشان مشترک است. حاکمیت توتالیتر تنها در جایی میتواند قدرت کامل خود را اعمال کند و بیهیچ مانعی دامن بگستراند که این دنیای مشترک به طور کامل نابود شده، تودهٔ اجتماعی پیوندزدودهای پدید آمده و همشکلی ناهمگونِ این توده از افرادی منزویشده و وامانده به حال خود تشکیل شده باشد.
کاربر ۷۵۶۷۰۹۴