
٪۷۰
سها
۱۲
کنارت نشستم؛ حسش عجیب بود. گویی هزاران رشتهٔ پنهانِ بافتهشده تَن تو را به قلبم پیوند زده بود. ریزترین لغزش پلکت یا لرز پنهان لبت کافی بود تا دل ببرد.
سها
۸
«ببین وقتی آدم احساس خالص و بیشائبهٔ عشق رو تجربه میکنه، انگار بخشی از بدنش تحتدرخشش قرار میگیره؛ میسوزه. اون تیکه از قلبت تا ابد تحتتأثیر همون عشقه. بهخصوص وقتی اون عشق ناگهان از دست میره. آدمی که درگیر این قضیه میشه، همون عشق براش هم بهترین خوشبختیه، هم بدترین نفرین. متوجه حرفم میشی؟»
سها
۶
آنجاایستادن غمگینم کرد. این حس را سالهای سال پیش تجربه کرده بودم. این غم را بهخوبی یادم میآمد. غمی که نمیشد به کلام آورد. با گذر زمان هم محو نمیشد. غمی که زخمیهای نامرئی باقی میگذارد در جایی ندیدنی. خب با چیزی ندیدنی چطور مواجهه میکنیم؟
سها
۵
غصهٔ خفیفِ صبحِ زمستان عبایی نامرئی شد و من را دورِ خودش پیچید.
کاربر ۷۵۳۴۵۰۴
۴
در نهایت، زندگی جنگی بلندمدت است.
*CORALINE*
۳
بله، بله... آنجا همه با سایههایشان زندگی میکردند. من و تو هم سایه داشتیم.
کاربر ۷۵۳۴۵۰۴
۳
یکی میگفت عشق یه نوع بیماریِ روانیه که تحتپوشش بیمهٔ درمانی قرار نمیگیره.»
کاربر ۷۵۳۴۵۰۴
۲
تنها راه، پرکردن فضاهای خالی درونم بود، با هرچیزی که به چشمم میخورد. این کار برایم عین نیاز به نفسکشیدن بود؛ نفسکشیدنی که برای دیگران بیهیچ فکر و زحمتی صورت میگرفت و طبیعی بود.
کاربر ۷۵۳۴۵۰۴
۲
«میخوام مال تو باشم. میخوام با تو یکی بشم. از سرتاپا مال تو باشم. جدی میگم.»
کاربر ۷۵۳۴۵۰۴
۱
وقتی آدم احساس خالص و بیشائبهٔ عشق رو تجربه میکنه، انگار بخشی از بدنش تحتدرخشش قرار میگیره؛ میسوزه. اون تیکه از قلبت تا ابد تحتتأثیر همون عشقه. بهخصوص وقتی اون عشق ناگهان از دست میره. آدمی که درگیر این قضیه میشه، همون عشق براش هم بهترین خوشبختیه، هم بدترین نفرین.
کاربر ۷۵۳۴۵۰۴
۰
دیدن تو برایم زیباترین چیز بود!
کاربر ۷۵۳۴۵۰۴
۰
بهترین امکان، بودن تو کنار من است. احساس گرمایت، احساس دستت و آنهمه مهربانی دزدکی.
کاربر ۷۵۳۴۵۰۴
۰
اندوه والدین را هرگز نمیشد اندازه گرفت. کودکی که در معرضِ محبت بیامان آنها بود، ناگهان و بدون هیچ هشداری ناپدید شده بود. آن جان نوپا و سالم، آن موجود گرم و پُرلبخند و شاد عین شعلهای کوچک با طوفانی ناگهانی در یک لحظه خاموش شد
کاربر ۶۲۸۶۸۶
۰
قلابِ فکرم را قفلِ حلقهٔ این جهان کردم.
عسل سلیمی
۰
شاید همین مسئله از ایرادهای ابدیت باشد؛ یعنی وقتی بهش رسیدی، ندانی کجا باید بروی. اما عشقی که دنبال این ابدیت نیست، چه ارزشی دارد؟
