جملات زیبای کتاب تنگنا | طاقچه
تصویر جلد کتاب تنگنا

بریده‌هایی از کتاب تنگنا

انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۳.۹از ۱۱۰ رأی
۳٫۹
(۱۱۰)
بیاید. غیراجتماعی بودن نسبی من می‌تواند به مردم‌گریزی تعبیر شود، مشخصه‌ای که البته نشانهٔ عقل سلیمی است که تنهایی و خلوت با خودش و کتاب‌هایش را به معاشرت‌های بیهوده و گفت‌وگوهای پوچ ترجیح می‌دهد.
کاربر ۳۳۸۴۶۸۵
آیا هر کس که جرئت به زبان آوردن حقیقت را دارد دیوانه است؟
دکتر جکیل
انسان‌هایی هستند که زندگی‌شان را به خطر می‌اندازند تا به قله‌های دست‌نیافتنی دست پیدا کنند، آن هم فقط به این دلیل ساده که دیگران آن‌ها را دست‌نیافتنی پنداشته‌اند.
ترنم
باری، یک‌بار حتی به فکر بازی کردن روی صحنهٔ تئاتر افتادم، ولی خیلی زود این فکر ابلهانه را کنار گذاشتم. آخر تظاهری که همه بدانند تظاهر است که ارزشی ندارد.
کاربر ۳۳۸۴۶۸۵
هر چه بیش‌تر به دیگران دروغ می‌گفتم، نزد خودم حقیقت را بی‌رحمانه‌تر بیان می‌کردم؛
sabataleebi
چنان تنها هستم که راز دلم را حتی به خودم هم نمی‌توانم گفت.
دکتر جکیل
وقتی زنی عاشق می‌شود، دیگر درک کردنش ممکن نیست.
Jila
تنهایی من به‌غایت وسیع و سخت خوف‌انگیز است. پیشِ رو، پشت‌سر، به هر جا که نگاه می‌کنم جز خلئی بی‌منتها نمی‌بینم. این تنهایی هول‌انگیزِ کسی است که می‌زید، می‌اندیشد، احساس می‌کند و به طرز درک‌ناپذیری تنهاست.
کاربر ۳۳۸۴۶۸۵
اگر تقدیر بشر تکیه زدن بر جایگاه خداوندی باشد، اریکهٔ پادشاهی‌اش کتاب باید می‌بود.
کاربر ۳۳۸۴۶۸۵
زیبایی غریبی هست در موجود زنده‌ای که اجزایش با هماهنگی خارق‌العاده‌ای با هم کار می‌کنند. و مرگ، مثل بیماری، مثل سال‌خوردگی، چیزی نیست مگر بر هم زدن این هماهنگی و به زشتی کشاندن آن زیبایی.
کاربر ۳۳۸۴۶۸۵
ما همه ممکن است برحق باشیم و این هم هست که شاید حق با هیچ‌کدام‌مان نباشد.
shakil
کیست آن که قدرتی برای نجات من داشته باشد؟ هیچ‌کس. کسی قدرتمندتر از من نیست و کسی جز خودم دشمن «من» نیست.
a'
من از خودم نمی‌ترسم و این از هر چیز دیگری مهم‌تر است. وحشت‌آورترین چیز برای قاتل و جنایتکار پلیس نیست، دادگاه نیست، خودش است.
دکتر جکیل
به‌روشنی حس کردم که غریبه‌ای در میان جمعم و تنها در سراسر جهان. دیدم که تا ابد گیر افتاده‌ام در تنگنای ذهن خویش و زندانی‌ام در پیالهٔ سر.
مرسده خدادادی
تظاهر به جنون کردم تا قتل کنم، یا به خاطر جنون مرتکب قتل شدم؟
ترنم
است. پیشِ رو، پشت‌سر، به هر جا که نگاه می‌کنم جز خلئی بی‌منتها نمی‌بینم.
کاربر ۳۳۸۴۶۸۵
بزدلان در مواجهه با موانع طاقت نمی‌آورند و عقب می‌کشند
دکتر جکیل
از شدت غیرتی که روی نظریه‌های محبوب‌تان دارید، برای این‌که یک وقت این نظریات مشعشع نادرست از آب درنیاید، حتی حاضرید خودتان را هم دیوانه بخوانید.
حِرما'ن
ناراحتم. احساس می‌کنم خیلی غمگینم، جوری که هیچ انسانی تابه‌حال نبوده است. و موهایم دارد خاکستری می‌شود. اما این چیزی دیگر است. چیزی دیگر. چیزی است وحشت‌آور و پیش‌بینی‌ناپذیر. چیزی که سادگی دلهره‌آورش به باور نمی‌آید.
دکتر جکیل
دشمنانم در اندرون خودم بی‌صدا و مرموز، گوش‌تاگوش، محاصره‌ام کرده‌اند و راه نفس را لحظه‌به‌لحظه بر من بیش‌تر می‌بندند؛ به هر جا می‌روم با من‌اند. در برهوتی پهناور، چنان تنها هستم که راز دلم را حتی به خودم هم نمی‌توانم گفت. بیش از همه، به خودم بی‌اعتمادم. این انزوای جنون است و حتی راهی هم برایم نمانده تا بدانم کیستم. در خویشتنِ خویش تنهایم.
مریم
کیست آن که قدرتی برای نجات من داشته باشد؟ هیچ‌کس. کسی قدرتمندتر از من نیست و کسی جز خودم دشمن «من» نیست.
rezai milad
جهان زنان باهوش کم به خود ندیده است، زنان خوب و مستعد، اما هنوز مانده تا زنی عادل به خود ببیند.
shakil
امروزه‌روز آزادی تنها از راه ثروت مقدر می‌شود.
حِرما'ن
می‌توان این‌جا عقل کسی را به‌تدریج زایل کرد و بعد گفت خودش از قبل دیوانه بوده است.
Helya
مبارزهٔ درونی سختی را از سر گذراندم و پیروزی در آن برایم گران تمام شد. پای زندگی من وسط بود.
Helya
اما دو طبقه از موجودات رده‌پایین هستند که هرگز نتوانستم اعتمادشان را جلب کنم. اشاره‌ام به سگ‌ها و زن‌هاست.
sadeq
تا وقتی ساکن کاسهٔ سر خودم بودم، منویات و شخصیت خودم را داشتم و طبق نقشه‌هایم رفتار می‌کردم و به خیالم ارباب خودم بودم. اکنون اما می‌بینم که نه ارباب، برده‌ای بیش نیستم، حقیر و بی‌اختیار.
دکتر جکیل
غیراجتماعی بودن نسبی من می‌تواند به مردم‌گریزی تعبیر شود، مشخصه‌ای که البته نشانهٔ عقل سلیمی است که تنهایی و خلوت با خودش و کتاب‌هایش را به معاشرت‌های بیهوده و گفت‌وگوهای پوچ ترجیح می‌دهد.
مریم
فریادهایم راهی به بیرون ندارد و اگر هم داشته باشد، کیست آن که قدرتی برای نجات من داشته باشد؟ هیچ‌کس. کسی قدرتمندتر از من نیست و کسی جز خودم دشمن «من» نیست.
ترنم
آیا منم که به حال تو افسوس می‌خورم یا می‌خواهم افسوس تو را به خودم برانگیزم؟
ترنم

حجم

۸۰٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۹۷ صفحه

حجم

۸۰٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۹۷ صفحه

قیمت:
۹۰,۰۰۰
۶۳,۰۰۰
۳۰%
تومان