جملات زیبای کتاب ترانه های روزگار تتو | طاقچه
تصویر جلد کتاب ترانه های روزگار تتو

بریده‌هایی از کتاب ترانه های روزگار تتو

انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۴.۸از ۴ رأی
۴٫۸
(۴)
خاورمیانه اساساً همین است، آبادانی‌اش در ویرانی است.
ء ژرفـٰا؛
چند متر پایین‌تر از بازار با اسپری رنگ سرخ تندتند نوشته بودند: به‌زودی می‌آید!
ء ژرفـٰا؛
من راهی جز رفتن نداشتم من در نخستین فرصت از شما فاصله خواهم گرفت.
ء ژرفـٰا؛
کم از دست نداده‌ام این یکی هم هیچ!
ء ژرفـٰا؛
و طناب از گردن مظلومین می‌ترسد.
ء ژرفـٰا؛
شب‌های بسیاری پیش از خواب به خود می‌سپردم بلکه در خواب به یادت بیاورم. کجا گمت کرده‌ام که هیچ اسمی از تو حتی در تاریکی نیست؟!
Tuberosa
صبوری کن، دوست من! سالکان ستم از تازیانه زدن بر دریا یکی قطره نیز نصیب نخواهند برد.
ء ژرفـٰا؛
خوابت را دیدم شبِ آفتاب، داشتی در گندمزار انگار باران درو می‌کردی.
Tuberosa
ای عمرِ اشتباه! به یاد آر بر تو چه‌ها رفته است. خجولِ ساکتِ پرامید، مثل پاره‌سنگی پایین صخره، مثل صخره‌ای سرسخت پایین کوه… و دیدار دوبارهٔ من با درخت دورادورِ سرزمین پدری و پرنده‌ای که نامش را نمی‌دانستم.
Tuberosa
ای عمرِ اشتباه! به یاد آر بر تو چه‌ها رفته است.
ء ژرفـٰا؛
گریستن با صدای بلند معصیت سیاسی داشت.
ء ژرفـٰا؛
حالا که حرف نمی‌زنی، لااقل بشنو!
ء ژرفـٰا؛
من می‌توانستم بی‌هیچ دلالتی دوستت داشته باشم، چندان… چون مرا هرگز انگار با هیچ رؤیایی رخ‌به‌رخ ندیده‌اند.
ء ژرفـٰا؛
می‌خواستم بروم پایم به راه نمی‌آمد.
ء ژرفـٰا؛
مگر آدمی تا کی می‌تواند آخرین همراه خود باشد؟
ء ژرفـٰا؛
من تو را دوست می‌دارم، در بشارتِ بی‌زوالِ من شک نکن!
ء ژرفـٰا؛
گاهی دور از چشم ناتورها می‌روم گورستان با مجید حرف می‌زنم از مشق‌های یک خط در میان، از صدای شیرین قاشق و استکان، و راه افتادن سیل در شیب تند گورستان با آن‌همه استخوان آدم
Tuberosa
و راه… راه بیا امیدم، راه بیا علاقه‌ام، راه بیا دردت بچینم.
Tuberosa
سرشب چه کسی با چشم خود دیده است سپیده‌دم بی‌هیچ ردی از ماه سرآسیمه سر بزند…!؟
Tuberosa
تمام است، تمام می‌شود راه من از آرامش دعای مادرم شب را به اسمِ شفا مشهورم! و مستِ بی‌خود شدن از خود، من هزار سینه از هوای ازل را ربوده بودم، و هیچ… حتی به پدر هم نگفته بودم.
Tuberosa
ای کاش از روز نخست می‌دانستم که شاعرم.
ء ژرفـٰا؛
ارواح مشکوک مردگان هولناک‌تر از آن‌اند که زنده‌خواریِ آدمی…
ء ژرفـٰا؛
من پیش از این مرگ را ندیده بودم، مرگ زیباتر از آن بود که موصوفِ باران باشد.
ء ژرفـٰا؛
من مردگان بسیاری دیده‌ام با چه تبسمِ سحرآمیزی در آواز عجیب او مرده‌اند!
ء ژرفـٰا؛
نه اول، نه آخر، همهٔ ما شکلِ شبح نجات‌دهندهٔ خود می‌میریم.
ء ژرفـٰا؛
واژه‌ها صاحبِ من‌اند، مرا پیش از آمدن به دنیا از دنیا خریده‌اند.
ء ژرفـٰا؛
شب‌های بسیاری پیش از خواب به خود می‌سپردم بلکه در خواب به یادت بیاورم.
ء ژرفـٰا؛
شغل من دواندنِ شعور در وحی واژه‌هاست، من شاعر کم‌نظیری هستم، فقط تنبلم، تراژیک، تنها!
ء ژرفـٰا؛
من نه از تاریکی طلبکارم، نه از کلماتی که دلتنگ نوشتن‌اند.
ء ژرفـٰا؛
در زندگی خاطرات هولناکی هنوز آزارم می‌دهند.
ء ژرفـٰا؛

حجم

۶۵٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۹۶ صفحه

حجم

۶۵٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۹۶ صفحه

قیمت:
۱۴۳,۰۰۰
۷۱,۵۰۰
۵۰%
تومان