جملات زیبای کتاب نه فرشته، نه قدیس | طاقچه
تصویر جلد کتاب نه فرشته، نه قدیس
off
٪۱۰
subscriptionAvailable

کتاب نه فرشته، نه قدیس

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۵۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
ایوان کلیما، حشمت کامرانی
انتشارات: 
نشر نو

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
دخترِبهار
۵۵
راستی بر سر مردمی که زندگی‌شان را با ترس از ابراز عقیده سپری می‌کنند چه می‌آید؟ چه بسا یا از فکر کردن دست می‌کشند یا به گفت‌وگوهای توخالی اکتفا می‌کنند.
pa.riya521
۳۰
آدم‌های خوب رنج بیشتری می‌کشند چون از رنج دیگران هم رنج می‌برند.
دخترِبهار
۲۳
آدم تا وقتی زنده است که آرزو داشته باشد.
rzvmn
۱۸
همه جایم درد می‌کند، همهٔ بدنم، پشتم، پاهایم و البته افکارم.
Mostafa
۱۶
به خودم می‌گویم مسئله این است که ما واقعاً به کجا تعلق داریم؟ آن هم در میان شش میلیارد انسان در پایان هزارهٔ دوم. در دنیایی جهانی‌شده. و این اسم شیکی است که به وضعیتی اطلاق می‌شود که امیدها رو به ناامیدی گذاشته و تنها دستآوردهای بزرگ سوپرمارکت‌های بزرگ‌اند.
Ailin_y
۱۶
من نمی‌دانم آدم خوبی هستم یا نه ولی این را می‌دانم که بیشتر از سهمم رنج می‌برم.
sahar akbari
۱۳
مردم هروقت در شرایطی غیرعادی قرار می‌گیرند معمولاً به هم نزدیک و با هم متحد می‌شوند. من فهمیده‌ام که درد و رنج و زجر و آزار در مقایسه با زندگی یکنواخت و آرام و بی‌دغدغه آدم‌ها را بیشتر به هم نزدیک می‌کند. این چیزی است که من از آن می‌ترسم.
خیر کثیر
۱۳
هیچ‌کدام‌مان نه فرشته‌ایم و نه قدیس.
شلاله
۱۲
محبوبم به خاطر خدا یاد بگیر شاد باشی. این تنها آرزوی من است برای تو، و غیر از عشقت هیچ چیزی زیباتر از شادی‌ات نمی‌توانی به من بدهی.
Travis
۱۱
گناه‌هایی هست که تا پایان عمر با آدم می‌ماند.
Travis
۱۱
هیچ‌کدام‌مان نه فرشته‌ایم و نه قدیس.
دخترِبهار
۱۰
جای خالی تختخواب یک گلدان فیکوس گذاشتم. آدم نمی‌تواند گل فیکوس را بغل کند. گل فیکوس آدم را نوازش نمی‌کند، البته به آدم خیانت هم نمی‌کند.
فاطمه کشوری ( خاکستری)
۹
زندگی، غیر از لحظه‌های نادری که عشق به ما رو می‌کند، چیز غم‌انگیزی است.
reyhan loki
۹
چه دوران جالبی بود. رژیمی که از آن متنفر بودیم داشت از هم می‌پاشید. دیگر قادر به ایجاد ترس، مخصوصاً در دل ما جوان‌ترها نبود. دیگر نمی‌توانست همهٔ مخالفین را به زندان بیندازد یا از کشور بیرون کند. دیگر نمی‌توانست جلو تظاهرات‌مان را بگیرد، گیریم که چماقدارهاش را سروقت‌مان می‌فرستاد و ماشین‌های آب‌پاشش با چنان فشاری به سر و روی مردم آب می‌پاشیدند که از آتش بیشتر می‌سوزاند.
دخترِبهار
۸
چرا آدم‌های خوب این همه زود می‌میرند ولی آدم‌های رذل سال‌های سال زنده می‌مانند؟ آدم‌های خوب رنج بیشتری می‌کشند چون از رنج دیگران هم رنج می‌برند. من نمی‌دانم آدم خوبی هستم یا نه ولی این را می‌دانم که بیشتر از سهمم رنج می‌برم.
lily
۷
چرا در قرن بیستم نظریه‌هایی دربارهٔ ملعونان و نفرین‌شدگان پدید آمد که بر اساس آن باید میلیون میلیون از آن‌ها را کشت؟ و چه شد که توده‌های وسیع مردم از این نظریه‌ها استقبال کردند؟ علت عمده‌اش تباهی اخلاقی است، و یا به عبارت دیگر سقوط ارزش‌های دینی.
شلاله
۶
سرمشق خوب بودن از هر موعظه و تحریم و تجویزی مهم‌تر است.
مروارید ابراهیمیان
۶
در واقع، تنها راه ادامهٔ حیات نادیده گرفتن چیزهایی است که دوستشان نداریم، و همچنین چیزهایی در مورد آدم‌ها و جهان که ما را آشفته می‌کنند.
rzvmn
۶
اگر کسی از من می‌پرسید چه چیزی را نمی‌خواهم، برایش جوابی داشتم. اما گفتن این‌که چی را می‌خواهم برایم دشوارتر بود.
Travis
۵
قیمت همه چیز، از گهواره گرفته تا گور، بالا رفته است.
پریسا
۵
آدم‌های خوب رنج بیشتری می‌کشند چون از رنج دیگران هم رنج می‌برند. من نمی‌دانم آدم خوبی هستم یا نه ولی این را می‌دانم که بیشتر از سهمم رنج می‌برم.
lily
۴
به هر حال، برای آن‌که مردم به صورت توده‌ای عظیم و بی‌فکر و مطیع و مُنقاد درآیند و گوش به فرمان رهبران‌شان باشند لازم است اعتقادی عمیق به چیزی داشته باشند که فوق بشری و نجات‌بخش باشد. پیامبرانِ چنین باورهایی می‌دانستند که هر باور تازه را باید بر اساس مرزبندی با کسانی تعریف کرد که این باورها را نفی و با آن ها مخالفت می‌کردند؛ پس اینان را باید بدخواه و ملعون نامید. می بایست گولاک‌ها و کلیمی‌ها و ضد انقلاب را کشت، کشیش‌ها را تیرباران کرد، پادشاهان را گردن زد، کودکان را مسموم کرد و قربانیان هرچه بیشتری گرفت تا مذهب‌های جدید اعتبار کسب کنند.
lily
۴
خانم عزیز و جوان من، مردم از کشیش‌ها انتظار دارند که تقصیر همه چیز را به گردن بی‌ایمانی بیندازند. ولی تنها مطلب مهم ایمان نیست. پولس رسول از ایمان و امید و از عشق سخن می‌گوید. او می‌گفت مهم‌ترین این سه رکن عشق است. در این روز و روزگار ایمان آوردن به پیام کتاب مقدس آسان نیست، ولی جوان‌ها بی‌ایمان نیستند، آن‌ها عشق را کم دارند.
Travis
۴
مجذوب مارهای سمی و یا داستان زندگی کسانی چون هیتلر و استالین شدم. سرنوشت این آدم‌ها مثل زهِ کشیده شده است. این دو از کوه‌هایی بالا رفتند که قله‌هایشان را ابر پوشانده بود و دامنه‌هایشان غرق در خون بود و سرانجام هم هر دو نفر در همین خون غرق شدند.
rzvmn
۴
هر وقت غمگین می‌شدم، هم فوراً حس می‌کرد و هم علتش را می‌فهمید و همهٔ تلاشش را به خرج می‌داد تا آرامم کند. اما الآن حس می‌کنم دیگر توجه چندانی به من ندارد
rzvmn
۴
راستی بر سر مردمی که زندگی‌شان را با ترس از ابراز عقیده سپری می‌کنند چه می‌آید؟ چه بسا یا از فکر کردن دست می‌کشند یا به گفت‌وگوهای توخالی اکتفا می‌کنند.
rzvmn
۴
می‌روم و دوش می‌گیرم. دوش را تا آخر باز می‌کنم؛ شاید بتوانم همهٔ این پلشتی‌ها، خستگی و گناهان واقعی و خیالی‌ام را بشویم.
خیر کثیر
۴
در واقع، تنها راه ادامهٔ حیات نادیده گرفتن چیزهایی است که دوستشان نداریم،
من
۳
زندگی، غیر از لحظه‌های نادری که عشق به ما رو می‌کند، چیز غم‌انگیزی است.
Eli
۳
چرا آدم‌های خوب این همه زود می‌میرند ولی آدم‌های رذل سال‌های سال زنده می‌مانند؟ آدم‌های خوب رنج بیشتری می‌کشند چون از رنج دیگران هم رنج می‌برند.