«بیرون مرو، بهخود خویش بازگرد، حقیقت در درون آدمی است؛ و پس از آنکه طبیعت خود و تحولپذیری آن را شناختی از خود خویش نیز فراتر برو.» برای آگوستین جست و جو و بررسی نفس، جست و جوی خداست و جست و جوی خدا جست و جوی نفس است: خدا را در ژرفنای نفس میبیند و نفس را در پیوند با خدا.
Xenion
فلوطین وقتی بهعروج دستمییابد که بهقصد رسیدن بهبیخودی (خلسه) در دریای تفکر غوطه میخورد، ولی عروج آگوستین هنگامی است که بهمنظور روشنساختن ایمان بهجست و جوی خود و آزمایش خویش میپردازد
Xenion
«آدمیان در اینکه آیا نیروی زیستن و خواستن و اندیشیدن خاص هواست یا آتش یا دماغ یا خون یا اتمها تردید کردهاند . . . ولی کیست تردید کند در اینکه خود او زنده است و بیادمیآورد و درمییابد و میخواهد و میاندیشد و میداند و داوری میکند؟ حتی هنگامی که کسی تردید میکند، درمییابد که تردیدکننده خود اوست . . . پس آدمی در هر چیز دیگر تردید کند، در آن واقعیتها نباید تردید کند. چه، اگر چنین بود اصلاً نمیتوانست تردید کند. بنا بر این، تردید، هستی حقیقت را ثابت میکند: چون تردید میکنم پس هستم، زیرا خود تردید هنگامی ممکن است که من هستم.»
Xenion
شاید راستی چنین است که سه زمان وجودندارد بلکه تنها یک زمان هست، یعنی زمان حال؟ زیرا چون دقیق میشویم میبینیم که آینده و گذشته تنها در زمان حال هستند. وقتی که من از گذشته حکایت میکنم تصویر گذشته را در زمان حال مینگرم؛ و هنگامی که دربارهٔ آینده میاندیشم کارهایی را که ممکن است کردهشود و تصاویری را که ممکن است صورت بپذیرد در برابرم میبینم. پس تنها زمان حال هست و در زمان حال سه زمان وجوددارد.
آنچه اکنون در ارتباط با گذشته حاضر است خاطره است، و آنچه در ارتباط با زمان حال وجوددارد، حضور و شهود است و آنچه در ارتباط با آینده حاضر است انتظار است.
Xenion