جملات زیبای کتاب دوره آثار افلاطون (جلد دوم) | طاقچه
تصویر جلد کتاب دوره آثار افلاطون (جلد دوم)

کتاب دوره آثار افلاطون (جلد دوم)

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۶ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Hamid
۰
«سقراط، از کجا می‌دانی که چه زیباست و چه زشت؟ اگر می‌دانی پس بگو که زیبا چیست؟» چون از پاسخ ناتوان بودم درماندم و هنگامی که از مجلس بیرون آمدم سخت برآشفته بودم و عهد کردم که همین که دستم به‌دامن یکی از شما خردمندان برسد پاسخ این مسأله را بیاموزم و آنگاه به‌نزد آن مرد بروم و او را به‌مبارزه بطلبم.
Hamid
۰
سقراط: ولی آیا بی‌دینی واقعی آن نیست که از کسی دربارهٔ چیزی پرسشی کنند و او دربارهٔ چیزی دیگر پاسخ دهد؟ هیپیاس: شاید.
Hamid
۰
سقراط: ولی چنانکه می‌دانی همهٔ مردمان از کودکی بی‌آنکه خود بخواهند مرتکب اشتباه می‌شوند و کار بد بیشتر از کار خوب می‌کنند. هیپیاس: درست است.
Hamid
۰
سقراط پسر سوفرونیسکوس است که هیچ گاه اجازه نمی‌دهد دربارهٔ مطلبی که نمی‌دانم چنان سخن بگویم که گویی می‌دانم.
Hamid
۰
سقراط: هیپیاس حق با توست و آن مثل معروف شامل حال ماست که می‌گوید: «هر کسی آن می‌کند که می‌تواند نه آنکه می‌خواهد».
Hamid
۰
سقراط: هیپیاس، تو براستی مرد نیکبختی هستی که با اعتماد به‌خرد و دانش خویش در همهٔ مسابقه‌های اولومپ حضور می‌یابی و گمان نمی‌کنم یکی از ورزشکارانی که در آن مسابقه‌ها شرکت می‌جویند به‌نیروی تن خود چنان اعتمادی داشته‌باشد که تو به‌دانش خود داری. هیپیاس: سقراط، حقیقت همین است زیرا از روزی که در مسابقه‌های اولومپ شرکت می‌جویم کسی نتوانسته‌است بر من پیشی گیرد. سقراط: درست است و بدان جهت چنان شهرتی بدست‌آورده‌ای که مایهٔ سربلندی پدر و مادر و زادگاه توست.
کاربر ۲۷۹۱۷۵۰
۰
اگر چه ثروت اسپارتیان در مقام سنجش با دیگر یونانیان بی‌کران می‌نماید ولی اگر با دارایی ایرانیان و شاهان ایرانی سنجیده‌شود ناچیز می‌نماید
Hamid
۰
«از مردی که زبانش با دل سازگار نیست آن چنان بیزارم که از دروازه‌های مرگ. از این رو بی‌پرده می‌گویم که چه خواهم‌کرد»
کاربر ۲۷۹۱۷۵۰
۰
نه روزی که لشکر ایران به‌آتن تاخت. تنها اسپارتیان به‌یاری آتن شتافتند و آنان نیز روزی رسیدند که نبرد پایان یافته‌بود. همهٔ شهرها چنان وحشت‌زده بودند که صلاح خود در بی‌طرفی دیدند و خاموش ماندند. هنگامی که انسان آن وضع را در نظر می‌آورد پی به‌ارزش کسانی می‌برد که در ماراثون در برابر بیگانگان مردانه ایستادند و نیروی آسیا را درهم شکستند و پرچم پیروزی برافراشتند و بدین‌سان آموزگاران همهٔ شهرهای یونان شدند و بر یونانیان نمایان ساختند که نیروی ایران شکست _ ناپذیر نیست و انبوه سپاه و ثروت در برابر مردانگی و جانفشانی به‌هیچ نمی‌ارزد.