همیشه به دختر بزرگتر میگویند: «مادر کوچولو» و از او تعریف و تمجید میکنند. نمیفهمند که او «مادر کوچولو» نیست. مادر بیتجربه مثل میوه کال است. دختربچهای که باید برای بچههای دیگر نقش مادر را بازی کند گیج میشود و دیگر نمیتواند رشد کند، نه در جسم خود، بلکه در قسمتهای سرّی زن بودن خود. هنوز به ده سالگی نرسیده بودم که دلم از هرچه تولد و بچهداری که بود به هم میخورد.