
آر-طاقچه
۹
بهترین راهی که میتوانید از طریق آن هنر رمان را بشناسید خواندنِ رمان است
امیرحسین
۵
تا جایی که من خواندهام و خبر دارم تاکنون داستانشناسانِ نظریهپرداز هیچ تعریفی از هنر رمان عرضه نکردهاند که ماهیت آن را تمام و کمال بشناساند. علتش شاید سرشت پویا و حد و مرزناپذیر و قاعدهشکن و بدعتگذار خودِ این هنر باشد
o.k
۰
و همان گونه که در کلِّ جامعه بر هر فرقهای تعصب و خودپرستی حاکم است و خزفِ خودی برتر از صدفِ غیرخودی شمرده میشود، در جامعه کمشمارِ هنرمندان نیز بر هر فرقهای تعصب و خودپرستی حاکم است و هنرمندِ دانی خودی برتر از هنرمندِ عالی غیرخودی شمرده میشود.
o.k
۰
و همان گونه که در کلِّ جامعه بر هر فرقهای تعصب و خودپرستی حاکم است و خزفِ خودی برتر از صدفِ غیرخودی شمرده میشود، در جامعه کمشمارِ هنرمندان نیز بر هر فرقهای تعصب و خودپرستی حاکم است و هنرمندِ دانی خودی برتر از هنرمندِ عالی غیرخودی شمرده میشود.
o.k
۰
و همان گونه که در کلِّ جامعه بر هر فرقهای تعصب و خودپرستی حاکم است و خزفِ خودی برتر از صدفِ غیرخودی شمرده میشود، در جامعه کمشمارِ هنرمندان نیز بر هر فرقهای تعصب و خودپرستی حاکم است و هنرمندِ دانی خودی برتر از هنرمندِ عالی غیرخودی شمرده میشود.
Bahareh Sh
۰
در چنین جامعهای همان گونه که کلِّ جامعه فرقه فرقه است و هر فرقه دشمن فرقههای دیگر است، جامعه کمشمارِ هنرمندان هم فرقه فرقه است و هر فرقه به خونِ فرقههای دیگر تشنه است؛ و همان گونه که در کلِّ جامعه بر هر فرقهای تعصب و خودپرستی حاکم است و خزفِ خودی برتر از صدفِ غیرخودی شمرده میشود، در جامعه کمشمارِ هنرمندان نیز بر هر فرقهای تعصب و خودپرستی حاکم است و هنرمندِ دانی خودی برتر از هنرمندِ عالی غیرخودی شمرده میشود.
BookishFateme
۰
جهان مادرِ رماننویس است؛ در شکلگیری سیمای انسانی و شخصیتِ هنری او بسیار مؤثر است؛ فراهمآورنده مصالح رمانهای اوست؛ و مهمترین عامل در رونق یا کسادی بازارِ کالای هنری اوست زیرا مادرِ خوانندگان رمانهای او هم هست و نقش سازنده یا مخربی در تربیت هنری آنان، در بلند یا پست شدنِ مرتبه شعور و ذوق هنریشان، و در زیاد یا کم بودنِ عدهشان و توانایی مالیشان و فرصت رمانخوانیشان دارد.
BookishFateme
۰
اگر تربیت کورش را، که در حدود سال ۳۶۰ پیش از میلاد نوشته شده، نمونه کاملی از رمانس به حساب نیاوریم و قدیمیترین رمانس یونان باستان را همان نینوس بدانیم، میتوان از روی یقین گفت که هنر رمان در آن فرهنگ بزرگِ پرافتخار تقریبآ دوهزار و صد سال تاریخ مضبوطِ محفوظ دارد.
BookishFateme
۰
هنر داستان درسنّت منظومش بسیار بیشتر از سنّت منثورش عمر دارد، و در سنّت شفاهیاش در هر یک از فرهنگهای جهان احتمالا همسن هماند فرهنگ است. اصلا شاید بتوان گفت که انسان حیوانِ داستانسراست و همواره با داستان زیسته است. جانداران همه سخنگویند منتها هر نوعی از آنها به زبان خاص خود سخن میگوید. امّا تنها جانداری که داستانسراست انسان است. داستانسرایی فصل ممیز انسان از سایر جانداران است. انسان با داستان و در داستان به آرزوهایش رسیده، دین و کفر ورزیده، درباب هستی و نیستی اندیشیده، بیماریهای روانش را درمان کرده، و سختیهای زندگی را بر خود آسان ساخته. چنین مینماید که داستان نقش ِ جانشینناپذیری در زندگی انسان داشته است و خواهد داشت.
BookishFateme
۰
اگر از داستانهای متون مقدس بگذریم، کهنترین داستانهای منثوری که دستِ کم بخشی از آنها تاکنون محفوظ مانده متعلق به مصریان است. سنّت مصری هنر داستان بیتردید از اوایل هزاره دوم پیش از میلاد مسیح آغاز شده است و، در دوره باستان، تا قرن سوم میلادی ادامه داشتهــ یعنی بیشتر از دو هزار سال.
BookishFateme
۰
آمهدیس اهل گُل سرشار از آرمانهای غرور و افتخار و شجاعت و عشق و وفاداری به دین و شاه است، و مبرا از آن گزافگوییهایی است که در رمانسهای شوالیهگری بعدی فراوان است و میگل دِسروانتس در شاهکار جاودانیاش دونکیشوت به تقلید طنزآمیز از آنها پرداخته. سروانتس در دونکیشوت رمانس آمهدیس اهل گُل را «بهترین تمام کتابهای نوع خودش» خوانده است. بسیاری از داستانشناسان با این ستایش افتخارآمیز که به قلم مردی از تبار نوابغ تحریر یافته است کاملا موافقند.
BookishFateme
۰
گونه دیگری از رمانس که در عصر رنسانس پدید آمد پیکارسک نام دارد. در رمانس پیکارسک ماجراهای نامحتمل با زبانی مفرح و به شیوهای واقعگرایانه روایت میشود. پیکارسک (picaresque) واژهای فرانسوی است که از واژه اسپانیائی picaresco به معنای آدم رذل اخذ شده است، و این گونه رمانس را از آن رو پیکارسک نامیدهاند که معمولا قصه آدم رذلِ دوستداشتنیئی را بازمیگوید که نه از طریق زحمت و سختکوشی، بل از راه حیلهگری و حقهبازی روزگار میگذراند. وی، در عین حال، آدم شریری نیست و به همین دلیل خواننده به خود حق میدهد که او را دوست بدارد.
BookishFateme
۰
و سرانجام میگل دِسروانتس با آفرینش دون کیشوت، که نوعی ضدرمانس است و تقلید طنزآمیزی است از رمانسهای شوالیهگری، در آغاز قرن هفدهم تولد رمان جدید را بشارت داد
Reza
۰
نباید با آنانی که به تو بدی میکنند گلاویز شوی. اعتقاد یافت که در تعلیمات مسیح هدف زندگی توضیح داده شده است: هدف زندگی این است که از خدمت به سرشت حیوانی و پست خودمان دست برداریم و خویشتن را وقف خدمت به آن بخش از هستیمان کنیم که ما را توانا میسازد حق و خیر را بشناسیم و دوست بداریم.
کاربر ۹۶۳۶۹۳۷
۰
زیرا رماننویس خود جزءِ مهمی است از جهان و درخت باروری است که در باغِ زندگی روییده. از این رو، تاریخچه زندگیاش فصلی است خواندنی از تاریخ جهان و گلهای تخیلش سحرآمیزترین گلهای باغِ زندگی است.