
بریدههایی از کتاب سوژه لاکانی
۲٫۳
(۳)
يعنی ناخودآگاه از واژههايی كه از جايی ديگر بجز سخن ايگو آمدهاند تشكيل میشود. پس در اين پايهایترين سطح ممكن، ناخودآگاهْ گفتمان ديگری است
M.T
چون زبان در عين حال كه به ميل مجال ابراز وجود میدهد، در آن گره میافكند و ما را چنان میسازد كه بتوانيم همزمان چيزی را بخواهيم و نخواهيم و هرگاه به آنچه گمان كنيم دلمان میخواهد دست پيدا كنيم، هرگز راضی نشويم و غيره و غيره.
M.T
لاكان میگويد «حرف میكُشد»: حرف امر واقعی را كه پيش از حرف، پيش از واژهها و پيش از زبان بود میكُشد.
M.T
هدف روانكاوی اين نيست كه تا آخرين قطره امر واقعی را كاملاً نمادين كند، زيرا در اين صورت روانكاوی به يك فرايند واقعا بیپايان بدل میشود، بلكه تمركز بر تهماندههای امر واقعی است كه آسيبزا به شمار میآيد. با واداشتن روانكاویشونده به رؤيا ديدن در خواب و بيداری و صحبت درباره «رويداد» آسيبزا، حتی اگر بیانسجام باشد، او را به واژهها وصل میكنيم تا با دالهای بيشتری ارتباط برقرار كند.
M.T
با چه هدفی؟ تروما حاكی از تثبيت يا انسداد است. تثبيت هموارهحاوی چيزی نمادسازینشده است، زبان امكان جانشينی و جابهجايی را فراهم میكند ــ زبان پادنهاد تثبيت است
M.T
از نظر لاكان، چراهای بیپايان كودكان نشانه كنجكاوی سيریناپذير آنها در فهم ساز و كار امور نيست، بلكه در عوض نشانه دغدغه آنهاست در اين باره كه كجا جفت و جور میشوند، چه مرتبهای دارند و اهميت آنها نزد والدينشان چقدر است. آنها مشتاقاند تا جايی (برای خود) دست و پا كنند، میكوشند ابژه ميل والدين خود باشند
M.T
اگر مادر به پدر يا ديگر عضو خانواده توجه نشان ندهد، به او اهميت ندهد، رابطه مادرـ كودك چهبسا هرگز به رابطهای سهطرفه بدل نشود. يا اگر پدر يا ديگر عضو خانواده بیاعتنا باشد و تلويحا اجازه بدهد اتحاد مفروض بدون اختلال بماند، عامل سوم چهبسا هرگز وارد نشود.
لاكان اين عامل سوم را نامِ پدر مینامد،
M.T
