
"Shfar"
۱۵
اگر بچهای به چنگش میافتاد، آن روز برايش روز جشن بود. بچه را میكشت، میپخت و میخورد. چشم همه جادوگرها قرمز و كمسو است. اما بينیشان تيز است و بو را خوب میفهمند و تا سر و كله آدميزادی پيدا شود بويش را دنبال میكنند
"Shfar"
۱۲
به آن كلبه كه رسيدند، ديدند ديوارها و بام كلبه با نان شيرينی و پنجرههايش از آبنباتهای شيشهای رنگی كه برق میزدند ساخته شده است.
"Shfar"
۱۰
انسان در جهان قصهها و افسانهها ريشه دارد.
ماراتن
۳
فيلم سينمايی درباره برادران گريم (۲۰۰۵) به كارگردانی تری گيلم (Terry Gilliam) و با شركت هيت لجر (Heath Ledger) در نقش ياكوب گريم و مت ديمن (Matt Damon) در نقش ويلهلم، به زبانی همتای حساسيت آنان به اهميت تاريخی قصهها، به روشنی نشان میدهد كه گردآوری قصهها به معنای «زندگی كردن» و «تجربه كردن» آنهاست. قصههای گريم نه از زندگی همراه تخيل بلكه از تخيل زندگی دفاع میكنند.
ماراتن
۳
ناگهان دلبهنشاط گفت : «حالا آرزو میكنم خودم توی كولهپشتی بروم.» ناگهان داخل كولهپشتی رفت كه در بهشت آويزان بود و پتروس قديس ناچار شد اجازه بدهد كه او آنجا و داخل كولهپشتی بماند كه بماند.
ماراتن
۳
خر گفت : «با اين تاج قرمز بهتر است با ما راه بيفتی. هرجا باشی و هرچه كه پيش بيايد از مردن بهتر است. صدای قشنگی برای همنوازی داری، اما بايد دانش موسيقیمان را بالا ببريم.»
ماراتن
۳
كلاه قرمزی فكر كرد : «از اين به بعد هميشه به حرفهای مادر گوش میدهم و تا زندهام تنها كه باشم از جاده اصلی خارج نمیشوم و پا به جنگل نمیگذارم.»
ماراتن
۲
زاهد گفت : «دو راه برای رفتن به عالم ديگر موجود است، يك راه دلباز و سرخوش كه به جهنم میرسی، يك راه باريك و سنگلاخ كه تو را به بهشت میرساند.»
ماراتن
۱
دومين غاز هم نتوانست خودش را كنترل كند تا نوبتش برسد و او هم زد زير قاتقات. سومين و چهارمين غاز هم با آنها همنوا شدند و چندان نگذشت كه قاتقات دستهجمعی غازها زمين و آسمان را برداشت.
ای نازنين كه اين حكايت را خواندی، بايد صبور باشی. هرگاه دعای غازها تمام شد، باقی قصه را ادامه میدهيم. هنوز كه غازها يكبند قاتقات میكنند.
محسن
۱
قصههای گريم نه از زندگی همراه تخيل بلكه از تخيل زندگی دفاع میكنند