
بریدههایی از کتاب سوءتفاهم
۳٫۶
(۳۳۱)
به همان اندازه که من خودم از دست میروم، امیدهایم نیز تباه میشود.
(: It's me
یافتن کلماتی که جدایی میافکند خیلی آسانتر از یافتن کلماتی است که پیوند میدهد و جمع و جور میکند!
اِیْ اِچْ|
. من فقط مشتاق آرامشم. مشتاق اندکی فراموشی
𝑴𝒂𝒔𝒖𝒎𝒆
نگاهم کردند و مرا ندیدند
مائده
عادت، نیروی بزرگی است.
امیرحسین
هیچ روحی به طور کامل جانی نیست و بدترین جنایتکاران هم ساعاتی را میشناسند که در آن خلع سلاح میشوند.
abolfazl
فراموش نکن که من همانم که پیش تو ماندهام و او همان است که رفته بود.
اِیْ اِچْ|
اما خیلی نادر است که یک آدم پولدار تنها باشد.
.
دور از تو چه به سرم خواهد آمد؟
اِیْ اِچْ|
یافتن کلماتی که جدایی میافکند خیلی آسانتر از یافتن کلماتی است که پیوند میدهد و جمع و جور میکند!
samira
آدم وقتی که کسی در انتظارش هست به این سادگی نمیمیرد.
𝑴𝒂𝒔𝒖𝒎𝒆
برای ماندن در یک مکان، آدم باید دلایلش را هم داشته باشد؛ یعنی دوستانی را ومهر و محبت چند نفری را. وگرنه، محرکی برای ماندن در یک جا و نماندن در جای دیگر، وجود نخواهد داشت.
Diako87
فقط میخواهم بگویم که گاهی دوست دارم ببینم تو میخندی.
Majid Jafari
من آزادیام را گم کردهام و اکنون جهنم برایم دارد شروع میشود.
Rghaf
مردها هرگز نمیدانند که چطور باید دوست داشت. هیچ چیز آنها را راضی نمیکند. آنچه را که آنها میدانند، خواب و خیال دیدن است؛ وظایف جدیدی برای خود تصور کردن است؛ سرزمینهای تازه و مسکنهای جدیدی را جستجو کردن است. در صورتی که ما میدانیم باید در دوست داشتن عجله کرد؛ در یک بستر خوابید، دست به یکدیگر داد و از غیبت ترسید. آدم وقتی دوست میدارد هرگز خواب چیزی را نمیبیند.
Mansooreh Ghorbani
میان خودمان صمیمیتی بیابیم
Robin
آدم باید خیلی پولدار باشد، یا خیلی بیچیز، تا بتواند بیهیچ شغلی زندگی کند.
Rghaf
اگر محکومین به مرگ، دردها و رنجهای دلشان را برای میرغضبها بازگو میکردند، حال دنیا چه میشد؟
اِیْ اِچْ|
مارتا: مادر... (تردید دارد، بعد با حرارت) آیا من هنوز زیبا هستم؟
مادر: امروز صبح به نظرم آمد که هستی. این اعمال تو است که تو را کامیاب میکند.
Robin
این کار در خور سن و سال تو هم نیست. من دخترهای زیادی را میشناسم که در همان سال تولد تو متولد شدهاند و جز به خلبازی و جهالت به چیزی فکر نمیکنند.
من
و خواب، غیر از مرگ است.
اِیْ اِچْ|
من هنوز در قلبم اندکی از خواهشهای بیست ساله زندگی ام را حس میکنم. میخواهم طوری عمل کنم که این رنجها و خستگیها را برای همیشه ترک کنم
Rghaf
ژان: دل این قدرها ساده نیست.
ماریا: ولی دل جز کلمات ساده را به کار نمیبرد
کتابنخون طاقچه
. من از آنچه که دوست میدارم خیلی دورم و دوری من دارویی ندارد.
اسما رستمی پور
ماریا: (که سرش را خم میکند) جدایی برای کسانی که یکدیگر را آن طور که باید دوست میدارند، همیشه دلیل وجود چیزهایی است.
ژان: بیرحم، تو میدانی که من آن طور که باید تو را دوست دارم.
ماریا: نه، مردها هرگز نمیدانند که چطور باید دوست داشت. هیچ چیز آنها را راضی نمیکند. آنچه را که آنها میدانند، خواب و خیال دیدن است؛ وظایف جدیدی برای خود تصور کردن است؛ سرزمینهای تازه و مسکنهای جدیدی را جستجو کردن است. در صورتی که ما میدانیم باید در دوست داشتن عجله کرد؛ در یک بستر خوابید، دست به یکدیگر داد و از غیبت ترسید. آدم وقتی دوست میدارد هرگز خواب چیزی را نمیبیند.
soosanbagheri96
عادت از جنایت دوم شروع میشود. با جنایت اولی، هیچ چیز شروع نمیشود. جنایت اولی چیزی است که تمام میشود.
usofzadeh.ir
مردهای اینجا روحشان درست شبیه به همین گلها خسیس است. بادی که اندکی تند باشد آنها را پژمرده میکند. بهارشان نیز درخور خودشان است.
پایاشا
برای ماندن در یک مکان، آدم باید دلایلش را هم داشته باشد؛ یعنی دوستانی را ومهر و محبت چند نفری را.
A.D
من دیگر بسم است، که هی روحم را با خودم همراه داشته باشم. من برای یافتن آن سرزمینی که مسائل دشوار را خواهد کشت خیلی عجله دارم. مسکن من، اینجا نیست.
Rghaf
مسکن من، اینجا نیست.
usofzadeh.ir
حجم
۶۹٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۱
تعداد صفحهها
۸۸ صفحه
حجم
۶۹٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۱
تعداد صفحهها
۸۸ صفحه
قیمت:
۳۵,۰۰۰
تومان