کشتن آدمها کار سادهای است. کافی است به آدمی مثل من یک ماشین و چند ثانیه فرصت بدهی. از آنجا که آدمهایی مثل شما به من اعتماد دارید، چند هزار کیلو فلز را سوار میشوید و با سرعت چندصد کیلومتر در ساعت به دل تاریکی میزنید و عزیزانتان را هم در صندلی عقب مینشانید و همچنان که آنها در خواب نازند، وقتی میبینید یکی مانند من از روبرویتان میآید، با خودتان میگویید لابد این آدم ترمزهایش خوب کار میکند. که لابد بین صندلیها دنبال تلفنش نمیگردد، سرعتش زیاد نیست، اشک جلوی چشمانش را نگرفته و بین خطوط لایی نمیکشد.