جملات زیبای کتاب نگاهی به تاریخ جهان (جلد اول) | طاقچه
تصویر جلد کتاب نگاهی به تاریخ جهان (جلد اول)

بریده‌هایی از کتاب نگاهی به تاریخ جهان (جلد اول)

۳٫۸
(۵۴)
هر قدر هم که ما شیردل و پر جرئت باشیم وقتی‌که بدنی ضعیف داریم که مقاومت نمی‌کند چه می‌توانیم کرد؟ اگر بخواهیم هر کار را خوب انجام دهیم باید سلامت و نیرومند باشیم و بدنمان هم سالم باشد.
فاطمه ا
خواندن تاریخ بسیار خوب است اما کمک کردن برای به وجود آمدن تاریخ از آن هم جذاب‌تر و جالب‌تر است.
کاربر ۷۴۰۲۴۲۴
همیشه دلیر باش. سایر چیزهای دیگر به‌دنبال آن فرا می‌رسد. اگر دلیر و با شهامت و نیکوکار باشی هرگز ترس نخواهی داشت و کاری نخواهی کرد که از آن شرمسار و سرافکنده شوی.
کاربر ۷۴۰۲۴۲۴
تاریخ به‌طورکلی به هم پیوسته است و حتی نمی‌توان از تاریخ هیچ کشور هم چیزی فهمید بدون آنکه بدانیم در سایر قسمت‌های جهان چه وقایعی روی داده است. امیدوارم که تو تاریخ را به این شکل محدود و کوته‌نظرانه نیاموزی که فقط تاریخ یک یا دو کشور را یاد بگیری بلکه باید به تمام جهان نظر داشته باشی.
کاربر ۷۴۰۲۴۲۴
حتی پس‌ازآنکه تغییر بزرگی که ما خواهان آن هستیم فرا رسید و هند آزاد شود ما باز هم نمی‌توانیم ساکت و آرام بمانیم. در یک دنیای زنده هیچ‌چیز نمی‌تواند تغییرناپذیر باقی بماند. سراسر طبیعت روز به روز و دقیقه به دقیقه عوض می‌شود و تغییر می‌پذیرد. فقط مرده‌ها هستند که رشد نمی‌کنند و ساکن و بی‌حرکت می‌باشند.
کاربر ۷۴۰۲۴۲۴
مردم از این قرن روشن و مترقی ما و از معجزات تمدن جدید و فرهنگی و علوم جدید مغرور هستند و لاف می‌زنند اما هنوز هم فقیران همچنان فقیر و تیره‌روز مانده‌اند و هنوز هم ملت‌های بزرگ با یکدیگر می‌جنگند و میلیون‌ها نفر را قتل عام می‌کنند و کشورهای بزرگی مثل کشور ما تحت حکومت مردمانی خارجی قرار دارد. از وقتی‌که ما نمی‌توانیم در خانه‌های خودمان و در کشور خودمان آزاد باشیم آیا تمدن چه فایده و چه مفهومی دارد؟ ولی اکنون ما به پا خاسته‌ایم و دست به کار شده‌ایم که آزاد باشیم. ما بسیار خوشبخت هستیم که در چنین دوران پرهیجانی زندگی می‌کنیم که هر یک از ما می‌توانیم در ماجراهای بزرگ سهمی به عهده بگیریم و ببینیم که نه فقط هند بلکه سراسر جهان در پیشرفت و تغییر است؟
فاطمه ا
تنها راه کامیاب شدن و لذت بردن از زندگی بی‌باک بودن و ترس نداشتن و دلسرد نشدن از شکست‌ها و ناکامی‌هاست زیرا شکست و ناکامی نیز از کسانی که شجاع و دلیرند و از چیزی باک ندارند دوری می‌کند.
کاربر ۷۴۰۲۴۲۴
لذت‌بخش است که فکر کنیم ما وارثان تمام این قرون هستیم اما نباید ازاین‌جهت خیلی از خودمان راضی باشیم. زیرا اگر ما وارثان آن قرون هستیم هم خوبی‌ها و هم بدی‌های آن دوران‌ها را به ارث برده‌ایم و در میراث کنونی ما چیزهای بد و نامناسب هم بسیار است که ما را در دنیا عقب‌مانده نگاه داشته است
کاربر ۷۴۰۲۴۲۴
اما امروز تاریخ در آسیا به‌سرعت در حرکت است و قاره پیر و کهن‌سال ما پس از یک دوران رکود و سستی و خواب‌آلودگی بیدار می‌شود.
کاربر ۷۴۰۲۴۲۴
درهرصورت وقتی‌که کسی خود را برای مردن در راه عقیده‌اش آماده کرده باشد و به یک چنین مرگی افتخار کند هرگز نمی‌توان او یا عقیده‌ای را که او مظهر آن است از میان برداشت.
کاربر ۱۳۴۶۶۳۴
. از وقتی‌که ما نمی‌توانیم در خانه‌های خودمان و در کشور خودمان آزاد باشیم آیا تمدن چه فایده و چه مفهومی دارد؟
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
رم که از بسیاری جهات یک کشور مترقی به شمار می‌رفت از جغرافیا و نقشه‌ها اطلاع بسیار ناچیزی داشت و هیچ قدمی هم برای آموختن آن برنمی‌داشت. یک شاگرد مدرسه عادی امروزی خیلی بیش از سرداران بزرگ رم و رجال خردمند و ممتازی که در سنای رم بوده‌اند از جغرافیا اطلاع دارد. مع‌هذا آن‌ها خودشان را آقای دنیا حساب می‌کردند. اما درست همان‌طور که آن‌ها خودشان را آقای دنیا می‌شمردند هزاران کیلومتر دورتر از ایشان در قاره عظیم آسیا نیز حکمرانان چین خودشان را آقا و ارباب جهان می‌دانستند.
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
اگر دلیر و با شهامت و نیکوکار باشی هرگز ترس نخواهی داشت و کاری نخواهی کرد که از آن شرمسار و سرافکنده شوی.
asemoni
در این ۵۰۰۰ سال که از آن زمان می‌گذرد هند همچنان به زندگی خود ادامه داده و تغییرات فراوانی به خود دیده است. گاهی از خود می‌پرسم که آیا این مادر پیر ما که این‌قدر سالخورده و درعین‌حال جوان و زیباست به بی‌حوصلگی فرزندانش، به نگرانی‌ها و ناراحتی‌های حقیرشان، و به اندوه و شادمانیشان که فقط یک روز طول می‌کشد و از میان می‌رود نمی‌خندد؟
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
ازاین‌جهت بسیار خوب است که به خاطر بیاوریم چگونه یک فرزند بزرگ هند با کمال اعتقاد مذهبی خود و با وجود آنکه در رأس یک امپراتوری مقتدر و نیرومند قرار داشت می‌کوشید، طوری رفتار کند که مردم به‌طرز فکر او معتقد شوند. درواقع بسیار شگفت‌انگیز و عجیب است اگر کسی آن‌قدر ابله باشد که تصور کند مذهب و اعتقاد را می‌توان با نوک شمشیر یا سر نیزه در حلق کسی فرو کرد.
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
پادشاهان می‌آمدند و می‌رفتند یا با یکدیگر منازعه می‌کردند اما به شکل دموکراتیک اداره دهکده‌ها کاری نداشتند و در آن دخالتی نمی‌کردند و آزادی‌ها و اختیارات پنچایات‌ها را از ایشان نمی‌گرفتند. بدین‌ترتیب در حالی‌که امپراتوری‌ها تغییر می‌یافت ساختمان اجتماعی که بر اساس همین وضع دهکده‌ها قرار داشت بدون تغییر عمده‌ای ادامه پیدا می‌کرد. ممکن است که شرح حوادث هجوم‌ها و جنگ‌ها و تغییر حکمرانان ما را گمراه سازد و سبب گردد که فکر کنیم تمامی مردم تحت تأثیر این حوادث قرار می‌گرفتند.
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
این سیستم براساس عدم تساوی و بی‌عدالتی مداوم قرار داشت و هر سیستمی از این نوع همواره با شکست و سقوط مواجه می‌گردد. هیچ جامعه سالم و ثابتی نمی‌تواند براساس عدم تساوی و بی‌عدالتی یا بر اساس بهره‌کشی و استثمار یک طبقه یا یک گروه از دیگران بنا گردد. امروز هم ازآن‌جهت که هنوز این قبیل بهره‌کشی‌های زشت و ناروا وجود دارد این‌همه آشفتگی‌ها و رنج‌ها در سراسر جهان به چشم می‌خورد. اما در همه‌جا مردم این حقیقت را به‌تدریج می‌فهمند و با جدیت می‌کوشند که بر این وضع ناگوار غلبه کنند و آن را تغییر دهند.
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
معمولاً در مواقع عادی، مردم چه مردان و چه زنان، شجاع و قهرمان نیستند. بیشتر در فکر نان و پنیر روزانه‌شان، در فکر بچه‌هاشان، در فکر گرفتاری‌های خانوادگیشان و از این قبیل چیزها هستند. اما یک وقت هم زمانی فرا می‌رسد که تمامی مردم از اعتقاد به یک منظور و هدف بزرگ لبریز می‌شوند و در آن‌وقت حتی مردان و زنان عادی هم به قهرمانان نامدار مبدل می‌گردند و تاریخ صورت هیجان‌انگیزی به خود می‌گیرد و تحول می‌پذیرد
مهسا
فرمان همچنان ادامه می‌یابد و می‌گوید که «آشوکا» دیگر هرگز کشتار و اسارت مردمان را حتی به میزان یک‌صدم یا یک‌هزارم آنچه در «کالینگا» کشته و اسیر شدند تحمل نخواهد کرد. و سپس چنین افزوده شده است: به‌علاوه، چنان‌که کسی وجود مقدس اعلیحضرتش را مورد تجاوز قرار دهد اعلیحضرتش خواهد کوشید که با حداکثر مدارا و مرافقت رفتار کند. حتی وجود مقدس اعلیحضرتش به مردم جنگل‌نشین نیز با مهربانی می‌نگرد و در صدد آن است که فکر آن‌ها را اصلاح کند زیرا اگر چنین نکند ندامت و پشیمانی وجود مقدس اعلیحضرتش را در خود خواهد گرفت چون وجود مقدس اعلیحضرتش می‌خواهد که تمام موجودات جاندار برای خود امنیت و تسلط بر نفس و آسایش فکری و شادمانی داشته باشند.
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
کاخ رفیعی که با سنگ‌های عظیم ساخته شده بود از میان رفته است و اثری از خود به جا نگذاشته است اما خاطره آشوکا در سراسر قاره آسیا زنده است و هنوز هم فرمان‌های او به زبانی که ما می‌فهمیم و از آن لذت می‌بریم با ما سخن می‌گویند. و هنوز هم ما می‌توانیم از آن‌ها درس بیاموزیم. اکنون این نامه‌ام را با نقل یک جمله کوتاه یکی از فرمان‌های او به پایان می‌رسانم: هر گروه و دسته‌ای از جهتی شایسته احترام هستند. ازاین‌رو عمل یک فرد برای بالا بردن گروه خودش درعین‌حال خدمتی است به گروه‌های دیگر مردم.
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
در زمان قدیم در غرب غلامان مورد احتیاج شدید بودند و برای ارضای این احتیاج بازارهای وسیعی برای خرید و فروش غلامان وجود داشت. هیئت‌های مخصوصی برای شکار مردان و زنان و حتی کودکان به سرزمین‌های دوردست می‌رفتند و بعد شکارهای خود را به غلامی می‌فروختند. عظمت و افتخار یونان باستانی و رم قدیم و مصر براساس روش غلامی و استفاده از غلامان تکیه داشت.
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
وقتی‌که آریایی‌ها در آغاز کار خود به هند آمدند کوشیدند که خود را با فرهنگ و آداب «دراویدی» منطبق و به آن‌ها شبیه سازند. در تمام طول دوران تاریخ خودشان نیز دانسته یا ندانسته همین کار را کرده‌اند.
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
در اوایل این نامه به «سکاها» و «اسکوت‌ها» و سایر قبایلی که به شمال هند هجوم می‌بردند و در آنجا ساکن می‌شدند اشاره‌ای کردم. آن‌ها خود قسمتی از مردم هند شدند و ما مردم شمالی هند به همان اندازه که از اولادان آریایی‌ها هستیم از اولادان آن قبایل نیز به شمار می‌رویم. مخصوصاً مردم دلیر و خوش‌سیمای «راجپوت» و اهالی جسور و پرطاقت «کاتیاواد» اولادان و اعقاب مستقیم آن مردمان می‌باشند.
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
آسیای غربی از زمان مرگ اسکندر در تحت تسلط حکومت یونانی باقی مانده بود و عده زیادی از یونانیان فرهنگ خود را در آنجا انتشار داده بودند. این فرهنگ یونانی آسیایی به‌وسیله دولت کوشان با فرهنگ بودایی هندی هم تماس حاصل می‌کرد و در هم می‌آمیخت.
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
هنر یک ملت آیینه افکار او است و به این قرار سادگی ابتدایی افکار بودایی که در دوران‌های قدیمی وجود داشت نیز جای خود را با به کار بردن مظاهر و «سمبول» ها سپرد و به‌همین‌ترتیب هنر هند هم روز به روز بیشتر به تزئینات خارجی متوجه گشت
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
معمولاً اروپاییان سال‌های میلادی را با علامت مخصوص (AD) که اول کلمات لاتینی «آنو - دومینی» و به معنی «سال خداوند» می‌باشد مشخص می‌سازند اما به نظر من لازم نیست که این رسم متداول را رعایت کنیم و همان کلمات پس از مسیح کافی می‌باشد. و من پیشنهاد می‌کنم که همین کار را بکنیم.
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
چه بسیار که مذهب آلت دست سیاست‌ها شده و برای خدمت به امپریالیسم و استعمار به کار رفته است. سیاست رم قدیم این بود که خرافات را در میان مردم رواج دهد تا از آن بهره‌مند شود یا به عبارت بهتر مردم را مورد بهره‌کشی و استثمار قرار دهد زیرا وقتی‌که مردم نادان و خرافاتی هستند خیلی آسان‌تر می‌توان بر آن‌ها مسلط شد. اشراف رومی به فلسفه می‌پرداختند و خود را با آن سرگرم می‌ساختند اما چیزی را که برای خودشان خوب می‌دانستند برای توده‌های مردم خوب نمی‌شمردند. آن‌ها اجازه نمی‌دادند و صلاح نمی‌دانستند که توده‌های مردم هم به مسائل فکری و فلسفی بپردازند.
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
مسیح یک نفر یهودی بود و یهودیان مردمانی بسیار بااستقامت هستند. آن‌ها از یک دوران افتخار در روزگار «داود» و «سلیمان» به تیره‌روزی و مذلت افتادند. حتی آن دوران افتخار هم درواقع چیز بسیار مهم و بزرگی نبود اما در تخیل آن‌ها آن دوران به‌قدری عظمت یافت که در نظرشان صورت یک نوع «عصر طلایی» گذشته را پیدا کرد و تصور می‌کردند که یک‌بار دیگر آن دوران عظمت تجدید خواهد شد و یا زمانی فرا خواهد رسید که قوم یهود بزرگ و نیرومند بشود.
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
«تیبریوس» یکی از امپراتوران رم می‌گفت «اگر خدایان مورد بی‌احترامی قرار گرفته‌اند باید خودشان چاره‌ای بیندیشند و از خودشان دفاع کنند.» بدین‌قرار «پونتیوس پیلات» حاکم رمی بیت‌المقدس هم که مسیح در برابر او محاکمه شد نمی‌توانست از نظر مذهبی نسبت به مسیح حرفی داشته باشد و جنبه مذهبی موضوع برایش اهمیت نداشت. او از نظر سیاسی به مسیح اهمیت می‌داد زیرا در نظر او و یهودیان او یک نفر شورشی بود که بر ضد وضع موجود اجتماعی قیام کرده بود و به همین جهت هم او را محاکمه و محکوم کردند و در روی تپه «گلگوتا» به صلیبش کشیدند.
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
به این جهات فشار و سختگیری نسبت به مسیحیان آغاز گشت. اموال آن‌ها ضبط گردید و خودشان را در سیرک‌ها پیش شیرهای درنده می‌انداختند. ممکن است داستان‌هایی درباره این شهدای مسیحیت خوانده باشی و شاید در سینما هم فیلم‌هایی از آن‌ها دیده باشی. درهرصورت وقتی‌که کسی خود را برای مردن در راه عقیده‌اش آماده کرده باشد و به یک چنین مرگی افتخار کند هرگز نمی‌توان او یا عقیده‌ای را که او مظهر آن است از میان برداشت. امپراتوری رم هم نتوانست مسیحیت را از میان ببرد بلکه در آن مبارزه مسیحیت فاتح و پیروز بیرون آمد تا به‌جایی که در اوایل قرن چهارم بعد از مسیح یکی از امپراتوران رم مسیحی شد و مسیحیت به‌صورت دین رسمی امپراتوری درآمد. این امپراتور کنستانتین (قسطنطین) بود که شهر قسطنطنیه را بنیان نهاد.
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰

حجم

۱٫۶ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۶۴۲ صفحه

حجم

۱٫۶ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۶۴۲ صفحه

قیمت:
۲۵۵,۰۰۰
تومان