جملات زیبای کتاب دزیره | طاقچه
تصویر جلد کتاب دزیره

کتاب دزیره

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۱۹ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۹۱۸۱۱۵۶
۶
تکه‌پاره‌های روزنامه‌ها در جوی آب در حرکت بودند. این‌ها شماره‌های مخصوص روزنامه‌هایی بود که خبر فتح جدید را منتشر کرده بودند. فردا، سپور آن‌ها را در دهن فاضلاب خواهد ریخت. مردم با بی‌قیدی و بی‌اعتنایی، جلوی در خانه‌هایشان نشسته بودند. این‌ها به شنیدن خبر فتح عادت کرده‌اند و فتح جدید برایشان زیاد مهم نیست. آرزویی که دارند، این است که فرزندان خود را دوباره ببینند. همه‌چیز مثل روزهای دیگر بود. فقط قلب من بود که از فشار غم می‌تپید.
کاربر ۱۰۵۱۸۹۵۶
۲
«با گلولهٔ توپ به نام “حقوق بشر” آن‌ها را کشتهاند.»‬‬‬‬‬‬
faezeh
۰
جز ناپلئون کسی را نمی‌دیدم. چشم‌های او مثل یک شیشه شده بود و هیچ برقی و حالتی نداشت. روی شقیقهٔ چپش یک رگ برجسته به سختی می‌زد. من و او یک عمر دربرابر یکدیگر ماندیم. اما شاید یک ثانیه هم نشد.