جملات زیبا از متن کتاب دزیره | طاقچه
تصویر جلد کتاب دزیره

کتاب دزیره

۴.۰(از ۲۳ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۵۷۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
تکه‌پاره‌های روزنامه‌ها در جوی آب در حرکت بودند. این‌ها شماره‌های مخصوص روزنامه‌هایی بود که خبر فتح جدید را منتشر کرده بودند. فردا، سپور آن‌ها را در دهن فاضلاب خواهد ریخت. مردم با بی‌قیدی و بی‌اعتنایی، جلوی در خانه‌هایشان نشسته بودند. این‌ها به شنیدن خبر فتح عادت کرده‌اند و فتح جدید برایشان زیاد مهم نیست. آرزویی که دارند، این است که فرزندان خود را دوباره ببینند. همه‌چیز مثل روزهای دیگر بود. فقط قلب من بود که از فشار غم می‌تپید.
کاربر ۹۱۸۱۱۵۶
۶
«با گلولهٔ توپ به نام “حقوق بشر” آن‌ها را کشتهاند.»‬‬‬‬‬‬
کاربر ۱۰۵۱۸۹۵۶
۲
جز ناپلئون کسی را نمی‌دیدم. چشم‌های او مثل یک شیشه شده بود و هیچ برقی و حالتی نداشت. روی شقیقهٔ چپش یک رگ برجسته به سختی می‌زد. من و او یک عمر دربرابر یکدیگر ماندیم. اما شاید یک ثانیه هم نشد.
faezeh
۰