
کتاب زبان تمشک های وحشی
پدیدآورندگان:
نغمه ثمینیانتشارات:
نشر نی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کاربر نیوشک
۱
داوود و دنیا با هم حرف میزنن، ولی حرفهایی با عمق یک بند انگشت: «صبح بهخیر»، «شب بهخیر»، «چقدر گرمه امروز!»، «شام چی بخوریم؟»، «کولر رو روشن کن»، «لامپ سوخته»... واسه همین داوود هر روز ساکت و ساکتتر شده و دنیا تنها و تنهاتر.
کاربر نیوشک
۰
این تو، درست این تو، توی من، یک جزیره است، که کوهش داره آتشفشان میکنه، بارها مهیبتر از آتشفشانِ آتلانتیس، و دریاش آبستنِ سونامیه، هولناکتر از سونامی توکوهو، و گردباد کارولینا در برابرش نسیم ملایمی بیش نیست، و زلزلهش تمام ریشترهای هفت و هشت رو پشت سر گذاشته اما این پوست، که روی توی من کشیده شده، نمیذاره شما ببینید و بشنوید صداهای رعشهآور عمق جان من رو.
کاربر نیوشک
۰
وقتی یه آدمهایی تو زندونن که نباید باشن، منِ گُه چرا باید همچین دغدغۀ حقیرِ شخصی مزخرفِ بیخودی داشته باشم.