پتروشفسکایا در یکی از مصاحبههایش با سالی لیرد از تجربهٔ آن سالهایش میگوید: «در تمام زندگیام تنها وظیفهای که برای خودم گذاشته بودم این بود که به عنوان نویسنده و مادر فرزندانم مقاومت کنم و جان به در ببرم. این درست زمانی بود که من تازه شروع به نوشتن کرده بودم و تمام آن نوشتهها مدام رد میشدند، چون در تضاد مستقیم با سیستم بودند. مانند هر نویسندهٔ دیگری به دنبال راهی بودم. برخی در مؤسسات انتشاراتی و برخی در هیئتتحریریه برای خودشان کاری دستوپا کردند. برخی سعی کردند با سردبیران دوستی به هم بزنند و یا سایهنویسی کنند. دیگران تسلیم شدند و هر چه از آنها خواسته شده بود مینوشتند. البته زنان شیوههای خودشان را داشتند که کاملاً قابلدرک بود… اما من هیچکدام از این راهها را نرفتم.»