جملات زیبای کتاب وی | طاقچه
تصویر جلد کتاب وی

بریده‌هایی از کتاب وی

۳٫۱
(۳۵)
راه‌تون بدم، خونه رو سرم خراب می‌کنید. من فیلسوف‌ها و کشیش‌ها رو می‌شناسم. اگه به این قماش جاومکان بدی، خیلی زود دیگه اثری از خونه‌وزندگیت نمی‌مونه. برید بابا! برید از این‌جا! این‌جا برای شما جا نداریم.»
zahra alizadeh
وقتی وقوع چیزی ناگزیر است، چاره‌ای جز پذیرش نیست.
vidarrr
«وقتی وقوع چیزی ناگزیر است، چاره‌ای جز پذیرش نیست.
من همان سپیده‌دم پر ستارم
حس کرد که معده‌اش از تنهایی و بی‌کاری دارد دق می‌کند
کاربر نیوشک
من فیلسوف‌ها و کشیش‌ها رو می‌شناسم. اگه به این قماش جاومکان بدی، خیلی زود دیگه اثری از خونه‌وزندگیت نمی‌مونه. برید بابا! برید از این‌جا! این‌جا برای شما جا نداریم.»
sani
«وقتی وقوع چیزی ناگزیر است، چاره‌ای جز پذیرش نیست.»
Suji
«در این دنیا کثافات زیادی وجود داره! و البته ترس هم هست، همچنین پدیده‌های ترسناکی هم هستند… خب چه می‌شه کرد. بی‌خیال…»
Suji
من فیلسوف‌ها و کشیش‌ها رو می‌شناسم. اگه به این قماش جاومکان بدی، خیلی زود دیگه اثری از خونه‌وزندگیت نمی‌مونه.
مهتاب
فیلسوف از آن دسته افرادی بود که پس از سیر شدن انسان‌دوستی خارق‌العاده‌ای در آن‌ها بیدار شود؛ درحالی‌که لم داده بود و داشت چپقش را می‌کشید، با مهربانی و لطف به همه نگاه می‌کرد و مدام به کناری تف می‌انداخت.
Rahele Kia
«وقتی وقوع چیزی ناگزیر است، چاره‌ای جز پذیرش نیست.»
مهتاب
فیلسوف گفت «خب، حداقل امروز این تابوت عجیب نمی‌تونه من رو شگفت‌زده بکنه. این چیزها فقط بار اولش ترسناکه. آره! فقط همون بار اوله که از دیدنش وحشت می‌کنی. بعدش دیگه ترسناک نیست؛ دیگه به‌هیچ‌وجه ترسناک نیست.»
moon
پان بزرگ که دیگر پا به سن گذاشته بود، با سبیل‌های سپید و چهره‌ای به‌شدت غمگین و تیره، در اتاقش پشت میز نشسته و سر را در میان دو دستش گرفته بود. حدود پنجاه سالش بود، اما اندوه عمیق چهره و رنگ پریده‌اش نشان از آن داشتند که روحش در آنی کشته و درهم‌شکسته شده بود، در یک دقیقه، و همهٔ آن شادی و سرمستی گذشته و زندگی پُرسوروسات برای همیشه از بین رفته بود.
Rahele Kia

حجم

۱۰۰٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۹۲ صفحه

حجم

۱۰۰٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۹۲ صفحه

قیمت:
۸۰,۰۰۰
تومان