از او پرسیدم از چهجور زنهایی خوشش میآید. این فقط سؤال احمقانهای بود از سوی بچهای که داشت وقت میگذراند. اما کرم حشره خیلی جدیاش گرفته بود و برای مدتی طولانی در بحر تفکراتش غرق شد تا جواب این سؤال را پیدا کند. آخرسر جواب داد «زنهای ساکت.» بعد اضافه کرد «اما فقط مردهها ساکتند.» و بعد از مدتی دوباره گفت «وقتی بهش فکر میکنی میبینی حتی مردهها هم ساکت نیستند.»
zizi*_*