جملات زیبای کتاب رام کردن زن سرکش | طاقچه
تصویر جلد کتاب رام کردن زن سرکشsubscriptionAvailable

کتاب رام کردن زن سرکش

نوع کتاب
۲.۸ امتیاز(از ۳۳ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
saaadi_h
۱۰
چنان حُسن‌های نکو داری کسی نیست که بخواهد تو را نگه دارد.
پویا پانا
۹
همسر بانو، بیا و در کنارم بنشین، بگذار بگذرد دنیا. جوانی دوباره برنمی‌گردد.
garshasp1996
۸
زنی که به خشم آید چشمه‌ای شوریده را ماند، گل‌آلود، ناپسندیده، تیره‌روی، عاری از هرگونه زیبایی، و مادام که چنین باشد، هیچ‌کس، هرچند از خشکی و تشنگی به جان آمده باشد، جرعه‌ای از آن نخواهد نوشید و چکه‌ای از آن نخواهد بسود.
garshasp1996
۴
زین پس، محبتِ زنان دل از من خواهد ربود، نه خال و ابروی‌شان
garshasp1996
۴
چه دل‌آزار زمانی که زنان خیره‌سرند.
پویا پانا
۴
اگر گرفتار عشق شده‌اید،‌ چاره‌ای نیست مگر آنکه [به ایتالیایی:] خود را هر چه ارزان‌تر از این بند برهانید.
Mohammad H M
۳
تکلیفی که رعیت در برابر شاه خود به گردن دارد، همان را زن نیز در قبال شوی خود دارد. و هنگامی که نافرمان و کج‌خلق و ترش‌روی و تندخوست و فرمان بحقِ شویش را نمی‌برد، چیست جز یاغی پرستیزِ بدسرشت، و خائنی ناسپاس به سرور خیراندیش خویش؟ شرمسارم از آنکه زنان آن‌قدر نادان‌اند که به‌جای زانو زدن از در آشتی، جنگ می‌جویند،
saaadi_h
۲
زرش دهید، هر طور که می‌خواهید زنش دهید؛ لعبتکی، عروسکی، عجوزی دندان‌ریخته با هفتاد مرض. آنجا که پول در میان است هیچ عیبی در کار نیست.
مریم
۲
باپتیستا: ببینم، آیا دخترم نوازندۀ خوبی خواهد شد؟ هورتنسیو: به‌گمانم پیش از آن سرباز خوبی خواهد شد!
مریم
۲
کاترینا: اما پژمرده‌ای. پتروچیو: از غم است. کاترینا: مرا چه غم.
Rahele Kia
۲
پیداست زن اگر عرضۀ ایستادگی نداشته باشد، بر او سوار خواهند شد.
Rahele Kia
۲
یک‌بار بهتر از هرگز است، و هرگز برای هیچ کاری دیر نیست.
saaadi_h
۱
این رسوایی قسمتِ من است؛ که به‌راستی مجبورم به ناخواه خویش دست در دست یک بی‌فرهنگِ مغزپالودۀ شوخ‌چشم بگذارم که شتابزده خواستگاری کرد اما شتابی برای عروسی ندارد.
saaadi_h
۱
اکنون می‌بینم که نیزه‌های ما چیزی جز نی نیست، و خود سست همچو نی‌ایم و ناتوانی ما را همانندی نیست، و بیش از همه به آن چیزی مانیم که آن نیستیم.
garshasp1996
۱
دلداگی چنان هم آش دهن‌سوزی نیست هورتنسیو!
garshasp1996
۱
تو پنداری که چنان شوریده‌عقل مردی هست که جهنم را به زنی گیرد؟
mohamad mirmohamadi
۰
هیچ مردی نیست که شعور احساسی داشته باشد و در حضور زنی به تماشای این نمایش بنشیند و از آن تصویرِ خداگونه‌ای که در شرط‌بندی آخرِ نمایش از مرد کشیده می‌شود و نطقی که در دهان خودِ زن [کاترینا] گذاشته می‌شود، عرق شرم نریزد.
ائمه
۰
زرش دهید، هر طور که می‌خواهید زنش دهید؛ لعبتکی، عروسکی، عجوزی دندان‌ریخته با هفتاد مرض. آنجا که پول در میان است هیچ عیبی در کار نیست.
شب های روشن
۰
شرمسارم از آنکه زنان آن‌قدر نادان‌اند که به‌جای زانو زدن از در آشتی، جنگ می‌جویند، یا به‌جای آنکه مهر ورزند و خدمت کنند و زیردستی، مهتری و برتری و سروری می‌جویند. چرا تن ما نرم و لطیف و ناتوان است و با رنج و زحمت دنیا سازگار نیست؟ مگر نه برای آن است که این طبع لطیف و دل نرم با اندام ما نیک سازگار آید؟
فاطمه^^
۰
او جزو دارایی و اثاث و خانۀ من است، اسباب خانه‌ام، کشتگاهم، آخورم، اسبم، گاو بارکشم، استر و هر چیز دیگر من است.
فاطمه^^
۰
این است راه و رسمِ کشتنِ زن با محبت زیاد و این‌گونه طبع آتشین و ستیهنده‌اش را مهار کنم. هر که رام کردن سلیطه ازین بهتر می‌داند پیش آید، که در حق خلق نیکی کرده باشد.
فاطمه^^
۰
تکلیفی که رعیت در برابر شاه خود به گردن دارد، همان را زن نیز در قبال شوی خود دارد.
Rahele Kia
۰
باپتیستا: آری، مشروط به آنکه قرارِ این عهد بین ما به دست آید، یعنی دلِ کاترینا را به دست آرید؛ که همه‌چیز در آن است. پتروچیو: آخر اینکه کاری ندارد. چون بدانید پدر جان، که اگر او متکبر است، من متحکمم؛ و آنجا که دو آتشِ تیز به هم رسند، بسوازنند آن چیز را که مایۀ تیزی است. آتشِ کوچک گرچه با اندک باد فروزان می‌شود، تندبادِ سخت ببرد آتش را و هر چه نیست. من نیز با او چنینم و او این‌گونه تسلیم من می‌شود چرا که من سرسختم و بسان پسربچه‌ها دل نمی‌ستانم.