جملات زیبای کتاب در باب تربیت احساسات | طاقچه
تصویر جلد کتاب در باب تربیت احساسات

بریده‌هایی از کتاب در باب تربیت احساسات

۲٫۹
(۱۸)
فردی که هوش هیجانی دارد، می‌داند عشق مهارت است نه احساس، مهارتی که نیازمند اعتماد و حساسیت و سخاوت و طنز و تفاهم جنسی و گذشت‌های آگاهانه است.
احسان رضاپور
ما همان‌قدر که در امور مربوط به ماشین‌ها و فناوری باهوش شده‌ایم در تنظیم عواطف خود نادان و ساده‌اندیشیم. خردمندی ما از سومری‌های باستان و پیکت‌های اسکاتلند فقط کمی بیشتر است. ما صاحبان فناوری یک تمدن پیشرفته‌ایم که به شکلی خطرناک بر عواطفی استوار است که از دورهٔ غارنشینی انسان تا کنون تغییر نکرده‌اند. ما با همان حرص و ولع ویرانگر و خشم و هیاهوی نخستی‌های بدوی، صاحب کلاهک‌های هسته‌ای شده‌ایم.
احسان رضاپور
یک عصر بی‌دغدغه و آرام خود دستاوردی بزرگ است. یک روز بدون نگرانی ارزش جشن گرفتن دارد.
Bareli
هیچ‌یک از ما به‌تنهایی از حد متوسط حیوانات، مثلاً از یک حواصیل یا موش کور باهوش‌تر نیست، اما هنر گونهٔ ما، انتقال دانش انباشته شده طی نسل‌ها به نسل بعدی است. کنُدآموزترین ما، می‌تواند ظرف چند ساعت، اندیشه‌هایی را دریابد که نادر نوابغی عمری را بر سر آن نهاده‌اند.
احسان رضاپور
فروپاشی یک جنون آنی اتفاقی یا عیب و ایرادی تصادفی نیست، بلکه تلاشی است کاملاً واقعی، هرچند به‌غایت مبهم، به نفع سلامتی و خودشناسی. فروپاشی، تلاش بخشی از ذهن است در وادار کردن بخش دیگر آن برای آغاز فرایند بلوغ و پختگی و تن دادن به شناخت و تحول خویشتن که تاکنون از مسئولیت آن شانه خالی کرده بودیم.
Ahmad
ما موجوداتی به‌غایت و به‌غلط آرزومندیم. سست‌پایی ما در برابر تکانه‌های جنسی آب سردی است بر سر تمام بایدها و نبایدهای ضروری‌مان. تحلیل‌ها و ارزیابی‌هایمان از اوضاع جهان بسته به مقدار آبی که نوشیده‌ایم یا ساعات خوابمان متغیر است. ابزاری که با آن واقعیت را تفسیر می‌کنیم، یعنی آن ۱۲۶۰ سانتی‌متر مکعب مادهٔ مغزی، تمایلی مفرط و خطرناک به تفسیرهای پرخطا از امور دارد.
احسان رضاپور
سقراط همچنین می‌گفت: «من خردمندم نه از آن رو که چیزهایی می‌دانم، بلکه می‌دانم که نمی‌دانم».
کاربر ۲۸۳۸۵۲۵
بسیاری از خواسته‌های ما تناقضی تراژیک دارند: ما امنیت و آزادی را با هم می‌خواهیم، به ثروت دست یافتن و مرهون دیگران نبودن را هم؛ ما دوست داریم پیوندی صمیمی و محکم با جماعت‌های انسانی داشته باشیم و درعین‌حال توقعات و الزامات آن‌ها دامنمان را نگیرد؛ جهان را بکاویم، اما ریشه‌های عمیق آن دور دست‌وپایمان نپیچد؛ به میل بی‌امانمان به غذا و رابطهٔ جنسی و تنبلی اهمیت بدهیم، اما همزمان خوش‌اندام و وفادار و چابک بمانیم.
سیدمحمدحسین
یگانه دشمن جدی احساس خرسندی در روزگار ما اعتقاد به کمال‌طلبی انسان است.
احسان رضاپور
ما صاحبان فناوری یک تمدن پیشرفته‌ایم که به شکلی خطرناک بر عواطفی استوار است که از دورهٔ غارنشینی انسان تا کنون تغییر نکرده‌اند. ما با همان حرص و ولع ویرانگر و خشم و هیاهوی نخستی‌های بدوی، صاحب کلاهک‌های هسته‌ای شده‌ایم.
سیدمحمدحسین
هر یک از ما میراث‌خوار خصایص هیجانی بی‌شمار و پیچیده‌ای هستیم که در تعیین کیستی و چیستی ما تأثیری بلامنازع دارند. ا
سیدمحمدحسین
ما در هر تعامل اجتماعی از روی عقل و احتیاط مراقبیم تا فاصلهٔ ایمن بین آنچه در سر داریم و آنچه بر زبان می‌آوریم، حفظ شود.
سیدمحمدحسین
سنگ‌ریزه‌های تحقیر و بی‌اعتنایی، به خشت‌های سنگین کینه بدل می‌شوند تا جایی که توان عشق ورزیدن و اعتماد را از ما سلب می‌کنند. آنچه افسردگی می‌نامیم، در اصل اندوه و خشمی است که زمانی طولانی آن را نادیده گرفته‌ایم.
سیدمحمدحسین
ما مجبور نیستیم برای اینکه با ما مهربان باشند، همیشه از دیگران اطاعت کنیم؛‌ می‌توانیم بگذاریم روی تاریک ما را هم ببینند.
Shariatzadeh
خوش‌گمانی ما به درک و شهودهای تربیت‌نیافته به این دلیل است که (شاید بی‌آنکه بدانیم) میراث پردردسر رمانتیک‌ها دربارهٔ عواطف به دست ما رسیده است. رمانتیسیسم که در قرن هجدهم در اروپا شروع شد و با قدرت در اقصا نقاط جهان گسترش یافت، نیاز به استدلال در حیات عاطفی را با تردیدهای جدی مواجه کرد و به‌جای آن ترجیح داد احساسات خودانگیخته بی‌هیچ قیدوبندی عیان شوند.
احسان رضاپور
آنکه نیاز مبرم به ویران‌کردن دیگری دارد، ابتدا باید خودش را به مرز ویرانی رسانده باشد.
سیدمحمدحسین
بیشتر آنچه زندگی ما را تباه می‌کند، هیجاناتی است که خود هشیار ما راهی به شناخت آن‌ها نگشوده یا در موقع درست به آن‌ها نپرداخته است.
احسان رضاپور
یگانه دشمن جدی احساس خرسندی در روزگار ما اعتقاد به کمال‌طلبی انسان است. این باور به ظاهر پرمایه اما در واقع ویرانگر که دستیابی به سعادت کامل و پایدار را در حیطهٔ اختیار انسان می‌داند، ما را به خشمی جمعی گرفتار کرده است.
سیدمحمدحسین
به‌رغم فضای شادمانهٔ جامعه، این کشفی تسلی‌بخش است که بدانیم دیگران نیز در خلوت خود همچون ما پر از افسوس و سردرگم‌اند. این قسمی شادی رذیلانه نیست، بلکه تسلایی ژرف است که بدانیم درد انسان مشترک است.
سیدمحمدحسین
جنون جامعهٔ مدرن، تأکید بر سرخوشی و آسان‌گیری زندگی است
سیدمحمدحسین
ما اغلب آخرین نفری هستیم که از سّر درون خود آگاه می‌شویم.
سیدمحمدحسین
بیشتر آنچه زندگی ما را تباه می‌کند، هیجاناتی است که خود هشیار ما راهی به شناخت آن‌ها نگشوده یا در موقع درست به آن‌ها نپرداخته است. منطقی است که سقراط تمامی خرد فلسفه را در حکمی ساده خلاصه می‌کند: «خودت را بشناس».
سیدمحمدحسین
نشانهٔ دقیق اعتیاد، آن کاری نیست که فرد انجام می‌دهد، بلکه شیوهٔ انجام آن است و خاصه میل او به اجتناب از هرگونه رویارویی با جنبه‌های مشخصی از خودش. هرگاه دیوانه‌وار به چیزی، هرچه باشد، بچسبیم تا ما را از احساسات گُنگمان دور نگه دارد؛ یعنی به آن معتادیم.
سیدمحمدحسین
ما به مسند فرهیختگی تکیه می‌زنیم تا خود را از آنچه واقعاً باید بیاموزیم، بی‌نیاز بدانیم.
سیدمحمدحسین
درمانگر مانند پدر یا مادری که از کودک خود انتظار محبت متقابل ندارد، با اختیار از حق برابری در رابطه به نفع ما چشم می‌پوشد.
سیدمحمدحسین
شگفت آن که آنچه به ما کمک می‌کند تا ذهن خود را بشناسیم، حضور دیگری است. به‌رغم جذابیت زندگی عزلت‌نشینان اهل‌دل، تفکر در بهترین حالت معمولاً در حضور دیگری اتفاق می‌افتد. اشتیاق و کنجکاوی فردی دیگر است که ما را دل‌گرم می‌کند تا نسبت به خود کنجکاو و مشتاق بمانیم. درخواست‌ها و فشارهایی از بیرون است که باعث می‌شود احساسات و دریافت‌های درهم‌وبرهممان را نظم و نسق دهیم و دریابیم. احتیاجی که به بیان درونیاتمان داریم، اندک‌مایه توجه و تمرکزمان را تقویت می‌کند.
سیدمحمدحسین
در ارتباط با یک آدم کاملاً بالغ و رشد یافته است که می‌توانیم ناپختگی‌های خودمان را بفهمیم و بشناسیم.
سیدمحمدحسین
افرادی که مسبب زخم‌های اولیهٔ ما هستند، تقریباً بی‌استثنا از روی قصد و نیت چنین نکرده‌اند؛ آن‌ها خود زخم‌ها خورده‌اند و تقلا می‌کنند تا [درد] را تاب آورند. ما کم‌کم می‌توانیم تصویری مغموم اما واقع‌گرا از جهان ترسیم کنیم که در آن اندوه و اضطرابْ کورکورانه نسل به نسل منتقل می‌شود. این دیدگاه فقط در خصوص تفسیر تجربه‌های ما مفید نیست، بلکه به ما می‌گوید آن‌قدرها هم جای ترس و نگرانی نیست. کسانی که بر جان ما زخم زدند موجوداتی برتر و پرابهت نبودند که پاشنهٔ آشیل ما را بشناسند و به‌عمد آن را هدف قرار دهند. آن‌ها خود مخلوقاتی به‌غایت هراسان و زخم‌خورده‌اند که با تمام توان می‌کوشند حریف مثنوی سنگین غم‌های محرمانه‌ای شوند که تک‌تک ما در دل داریم.
سیدمحمدحسین
انسان خرسند نیازی ندارد به دیگران آسیب برساند. این نظریه باید کمک کند تا بخشی از احساس تحقیر را به حساب حقارت تحقیرکننده بگذاریم. ما خوب می‌دانیم که چرا باید از خودمان شرمنده باشیم؛ بنابراین به‌راحتی به دام این تصور می‌افتیم که آزاردهندگان ما بی‌نقص و باشکوه‌اند و طبعی بلند دارند، اما اگر بدانیم آسیب‌زدن به دیگری نشانهٔ فرومایگی است، حالا این رقیب است که در موضع خاکساری قرار می‌گیرد.
سیدمحمدحسین
شاید نیاز به سعی روزگاران باشد تا به این درک خردمندانه‌تر برسیم که به‌جای احساس مسئولیتی ابدی در قبال کسانی که دوستشان داریم و نمی‌توانیم تغییرشان دهیم، فقط احساس اندوه کنیم و شاید حتی به حکم صیانت نفس، راهمان را بگیریم و برویم.
Shariatzadeh

حجم

۱٫۶ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۳۶۰ صفحه

حجم

۱٫۶ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۳۶۰ صفحه

قیمت:
۱۷۰,۰۰۰
۶۸,۰۰۰
۶۰%
تومان