
بریدههایی از کتاب خنده سرخ
نویسنده:لیانید آندری یف
مترجم:حمیدرضا آتش بر آب
انتشارات:بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
دستهبندی:
امتیاز
۴.۲از ۱۳ رأی
۴٫۲
(۱۳)
اگر چهرهای انسانی داشتید، بر صورتتان سیلی میزدم، اما چهرهتان پوزهٔ کریه درندگان است. تظاهر میکنید که انسانید، اما از زیر دستکش شما دارم چنگال مخفیشدهتان را میبینم و جمجمهٔ پهن و صاف درندهتان از زیر کلاه پیداست. پشت آن نطقهای هوشمندانهتان صدای زنجیر پوسیدهٔ جنونتان به گوشم آشناست ... و با نهایت زور رنج و اندوهم و با تمام نیروی افکار آزردهام، لعن و نفرینتان میکنم، ای درندگان پست مفلوک!
سلین
آری، من باید دیوانه شوم، اما کاش زودتر. ای کاش که زودتر.
Kamand
گاهی چنین بهنظر میرسید که این سر نیست که روی شانهٔ آدم میچرخد و انگار کرهای غریب است، گاه سبک و گاه سنگین و البته که بیگانه و مخوف.
الاهه
آن اشباح، چنانکه آمدهبودند، بهناگهان ناپدید میشوند و تنها سکوت است که سلطنت میکند
sepehrdad asode
در برابرش به زانو افتادم و گفتم:
ــ خواهش میکنم من را دعا کنید.
رنگش پرید، خود را کنار کشید و آهسته گفت:
ــ آخر من اعتقاد ندارم.
ــ خب، من هم ندارم.
Kamand
میخواهند باور کنند که اکنون نیز مثل گذشتههاست و اینکه خشونت جهانی علیه عقلانیت انسان تأثیری بر عقل سست آنها نخواهدداشت.
sepehrdad asode
آری، در آن شب شومی که از تکتک تارهای وجودش ضجه میزد و سرما میپاشید، کشته بیشمار بود.
لیلی
میبینم دارم به همهٔ این مرگ و رنج و خون عادت میکنم، حسم را به زندگی روزمره از دست میدهم، هرروز سردتر از دیروزم و فقط دارم به فجایع واکنش نشان میدهم، بااینحال بازهم نمیتوانم به واقعیت مسخرهٔ این جنگ عادت کنم.
لیلی
این خندهٔ سرخه. وقتی زمین دیوانه میشود، اینطور میخندد.
Kamand
و هیچیک از مرگ نمیترسیدیم، چراکه کسی معنای مرگ را نمیدانست.
لیلی
از همه شگفتانگیزتر اینکه بسیاری از آقایان سخنگو حتی بعدها هم به خطای خود معترف نشدند. درحقیقت، اعتراف میکردند، اما حرفشان این بود که بعداً چنین خطایی رخ داده و درابتدا آنها واقعاً با دشمنی درگیر شدهاند که در آن هیاهوی مطلق مخفی شده و فقط ما را مقابل توپخانهٔ پنهانش قرار دادهبود.
لیلی
حجم
۴۶۰٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۱۶۰ صفحه
حجم
۴۶۰٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۱۶۰ صفحه
قیمت:
۱۹۸,۰۰۰
تومان