جملات زیبای کتاب علی | طاقچه
تصویر جلد کتاب علیsubscriptionAvailable

کتاب علی

نوع کتاب
۳.۸(از ۳۳ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
علی شریعتی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
javad hedayati
۱۰۶
ما یک ملت دوستدار علی هستیم اما نه شیعه‌ی علی! چرا که شیعه‌ی علی ـ همچنان که گفتم ـ علی‌وار بودن، علی‌وار اندیشیدن، علی‌وار احساس کردن در برابر جامعه، علی‌وار مسئولیت احساس کردن و انجام دادن، و در برابر خدا و خلق، علی‌وار زیستن، علی‌وار پرستیدن و علی‌وار خدمت‌کردن است.
javad hedayati
۹۴
شناخت علی، «ذهنیت» است و حُبِّ علی، «احساس»، اما تشیع علی، «عمل» است.
javad hedayati
۶۹
گاهی یک مرد چندان رشد می‌کند که بودنش جرم می‌شود و جریمه‌ی آن را باید هم به دشمن بپردازد و هم به دوست!
javad hedayati
۶۵
زندگی علی تقسیم می‌شود به سه فصل ۲۳ سال جهاد برای مکتب، ۲۵ سال تحمل برای وحدت و ۵ سال انقلاب برای عدالت.
زحل🪐
۶۴
محبت بی‌معرفت ارزش ندارد، بت‌پرستی است.
t.ftm.s
۶۰
انسان به میزانی که به مرحه‌ی انسان بودن نزدیک‌تر می‌شود، احساس تنهایی بیشتری می‌کند
javad hedayati
۵۲
مشکل اساسی در همه‌ی نهضت‌ها این است که دشمن داخلی را نمی‌توان به سادگی شناخت. همه‌ی انقلاب‌های تاریخ در جبهه‌ی خارجی پیروز شده‌اند ولی در جبهه‌ی داخلی شکست خورده‌اند
javad hedayati
۴۹
علی نه تنها امام است [بلکه] در طول تاریخ هیچ شخصیتی باز این امتیاز را نداشته که: یک خانواده امام است! یک خانواده امام است، یعنی خانواده‌ی اساطیری است، خانواده‌ای که: پدر، علی است مادر، زهراست پسر آن خانواده حسین است و دختر آن خانواده زینب است. والسلام
javad hedayati
۴۳
آنچه به نام مسئولیت انسانی و اجتماعی، امروز در زبان روشنفکران جهان تعبیر می‌شود، در اسلام با تعبیر دقیق و تعیین‌کننده‌ی امر به معروف و نهی از منکر بیان شده است.
javad hedayati
۳۹
میثم تمار رفیق و یار و صحابی عزیز علی است. او یک طبق خرما دارد که کنار کوچه گذاشته و می‌فروشد. [خرماها را] تقسیم‌بندی کرده: یک عده‌ای را خوب و یک عده‌ای را بد ـ سیری دو ریال، سیری یک ریال! ـ علی با خشم آن‌ها را به هم می‌ریزد و می‌گوید: چرا مردم خدا را در غذایشان خوب و بد می‌کنی و تقسیم می‌کنی؟ همه را با هم مخلوط کن و با یک قیمت میانگین همه را با هم بفروش!
javad hedayati
۲۷
اساساً یکی از مشخصات بینش عوام، مطلق‌نگری است: همه، یا هیچ!
t.ftm.s
۲۱
تو چه حق داری که بی‌طرف بمانی؟ بی‌طرف یعنی چه؟ تو مجبور بودی تحقیق کنی. چون مسلمانی ناچار هستی که در برابر باطل بایستی و جانب حق را نگه‌داری و از آن دفاع کنی. حق نداری بی‌طرف باشی
کاربر ۳۹۸۹۷۸۰
۱۹
مجهول‌ترین مسئله، انسان است
محب
۱۶
این تعبیر، که غالباً تکیه می‌شود که «حق علی پایمال شد» تعبیر کاملی نیست، [بلکه باید گفت]«حق مردم پایمال شد.» علی خودش حق است.
javad hedayati
۱۵
به حاکمش می‌نویسد: حقوق اقلیت‌هایی را که از نظر مذهبی با تو شریک نیستند اما در این رژیم رسمی دینی تحت رهبری و قیادت تو زندگی می‌کنند، بیشتر از کسانی که در طبقه‌ی حاکم هستند و یا دین رسمی دارند و جزء اکثریت‌اند، مراعات کن. حتی مجال نده که آن‌ها حقشان را از تو مطالبه کنند؛ تو به سراغشان برو و حقشان را بده.
javad hedayati
۱۳
ما از وقتی در تشیع‌مان ماندیم که همه مقلد شدیم در مسایل عقلی!
ریحانه
۱۳
علی را نه تنها باید در چهره‌ی خودش و یارانش، بلکه در چهره‌ی دشمنانش نیز باید شناخت. و شناخت دشمنان علی ما را به شناخت علی کمک می‌کند، آن چنان که ظلمت نور را می‌شناساند و شناخت دشمنان علی نیز درس است، آموزنده است.
javad hedayati
۱۲
(عمرو عاص برای اولین بار در تاریخ اسلام، بنیان‌گذار قرآن بر سر نیزه کردن علیه قرآن بود.)
javad hedayati
۱۲
علی مظهر وحدت است. مظهر کدام وحدت؟ وحدتی که با تحمل همه‌ی رنج و با همه‌ی شکنجه و دیدن همه‌ی رندی‌ها و نامردمی‌ها و خیانت نزدیکان و دوستان و همرزمان سابق [حفظ] می‌کند. حتی عثمان کار را به جایی می‌رساند که مروان که پیغمبر تبعیدش کرده بود حالا نخست وزیرش شده! بعد ابوذر را او تبعید می‌کند و بعد علی از ابوذر (نه او را پشتیبانی‌اش کرده و نه [برای او] شمشیر کشیده) بدرقه می‌کند. مروان می‌آید جلوی علی را می‌گیرد که امیرالمؤمنین از بدرقه‌ی ابوذر منع کرده است! [با این وجود] همه‌ی این‌ها را، همه‌ی این پریشانی‌ها و سختی‌ها را تحمل می‌کند. چرا بیست‌وپنج سال [سکوت]؟ برای اینکه این قدرت بماند؛ و لو در داخل این همه فاجعه و این همه حق‌کشی و این همه رندی و فرصت‌طلبی از طرف یاران نزدیک [باشد]!
t.ftm.s
۱۲
محبت به خودی خود نجات‌بخش نیست، بلکه معرفت است که نجات می‌بخشد. ما در زمان خودمان موظف به شناختن امام هستیم، نه محبت بدون معرفت به امام.
javad hedayati
۱۱
شناختن محمد و ابوسفیان، علی و معاویه، حسین و یزید آسان است. شناخت طلحه و زبیری دشوار است که پس از پنجاه سال سابقه‌ی درخشان در اسلام و افتخار سبقت در ایمان و هجرت و جهاد و حرمت صحابی‌بودن و بدری‌بودن و بیست‌وسه سال در شمار نزدیک‌ترین یاران پیامبربودن و نیم‌قرن، در صدر رجال اسلام و صف مقدم امت مسلمان شمرده‌شدن و حیات خویش را با حیات اسلام آغاز کردن و عمری را سراسر، در دین به پایان آوردن و اکنون با مویی سپیدکرده در ایمان، و سیمایی آینه‌ی سرگذشت اسلام و کوله‌باری سنگین از پنجاه سال افتخار، به جنگ علی آمده‌اند، با حالتی خشمگین از قتل خلیفه‌ی مظلوم!
javad hedayati
۱۱
پیشوایی عبارت است از اعتقاد افراد انسانی به فردی که شایسته‌ی رهبری است و می‌تواند آنان را از وضع بدی که دارند به هدفی که آرزو می‌کنند، ببرد.
javad hedayati
۱۰
وحدت در تفکر، وحدت در تحقیق و وحدت در عقاید، مرگ عقاید، توقف عقل و پوسیدن و ماندن اندیشه است.
زحل🪐
۱۰
نهج‌البلاغه بعد از قرآن بزرگ‌ترین کتاب ماست که آن را نمی‌خوانیم و نمی‌دانیم و نمی‌شناسیم؛ چنان‌که قرآن هم همین‌طور. قرآن را هم فقط ستایش می‌کنیم، می‌بوسیم و تبرک می‌دانیم. آن همه تجلیل و ستایش می‌کنیم، اما چه فایده دارد، چه تأثیری می‌تواند داشته باشد، وقتی که درونش را ندانیم چه می‌گوید؟
javad hedayati
۹
یک ربع قرن خاموشی از طرف روحی که همواره بی‌قرار است و از ده سالگی وارد نهضت اسلام شده.
javad hedayati
۹
این نقطه‌ی باریک در تاریخ دراز و پرماجرای اسلام، سخت دردآور است. این چند لحظه، لحظات شگفتی بود. سرنوشت اسلام و مسیر تاریخ و آینده‌ی همه چیز در همین لحظات تعیین می‌شد. پیداست که اگر فرصت کوتاهی را که مالک می‌خواست از او نگرفته بودند، بنی امیه مرده بود؛ بنی عباس نیامده بود؛ حسن شکست نخورده بود؛ حسین شهید نشده بود... و ما به جای قرن‌ها خلافت نفاق و سلطنت دروغ و مذهب فریب و تخدیر، رهبری‌ای داشتیم که ادامه‌ی امامت خاندان پیامبر بود و جامعه‌ای داشتیم که سنگ‌های پی‌اش را علی نهاده بود و بر قسط و عدل نهاده بود!
t.ftm.s
۹
امام گاه با سخنش حرف می‌زند و گاه با سکوتش؛ گاه با پیروزی‌اش درس می‌دهد و گاه با شکستش. خطاب او به ماست و رسالت ما نیز معلوم است: شناختن این درس‌ها، و خواندن این سخنان و شنیدن این سکوت‌ها...
Pooria Mardani
۹
ترجمه و تفسیر خطبه‌ی ۳۲ نهج‌البلاغه ای مردم! ما در زمانه‌ای پُرعناد و بدکینه گرفتار شده‌ایم: انسان نیک‌دل و پاک‌دامن را در این روزگار بد می‌شمرند؛ و ستمکاره در این عصر بر تندباد غرور و نخوتش می‌افزاید. آنچه می‌دانیم، سودمان نمی‌بخشد و آنچه را نمی‌دانیم نمی‌پرسیم و از بدبختی کوبنده‌ای که فرا می‌رسد بیم نداریم، تا آنگاه که بر سرمان فرود آید.
javad hedayati
۸
می‌گوید «ارزش مردان را به حق باید مقایسه کرد و سنجید، نه ارزش حق و حقیقت را به شخصیت و جلال و شکوه رجال»
javad hedayati
۷
در خود مبانی اساسی تشیع ماست که تقلید در مسایل عقلی و اصول اعتقادی جایز نیست و حتی کسی که اصول اعتقادی خودش را به تقلید گرفته باشد، اساس دینش درست نیست و عبادتش درست نیست.