جملات زیبا از متن کتاب دیوید کاپرفیلد | طاقچه
تصویر جلد کتاب دیوید کاپرفیلد

کتاب دیوید کاپرفیلد

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۱۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
چارلز دیکنز، احد علیقلیان
انتشارات: 
نشر مرکز
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاپیتان
۰
در یک کلام، مورد علاقهٔ دوشیزه مردستن نبودم. در یک کلام، مورد علاقهٔ هیچ‌کس نبودم، حتی خودم؛ چون آن‌هایی که دوستم داشتند نمی‌توانستند آن را نشان دهند و آن‌هایی که دوستم نداشتند چنان آشکارا آن را نشان می‌دادند که به این نکته با حساسیت آگاه بودم که همیشه غیرطبیعی و زمخت و کودن به نظر می‌رسم.
کاپیتان
۰
آقای میکابر که دست‌وپایش را گم کرده بود و دوباره لبخند می‌زد در جواب گفت: «می‌گویم بیچارهٔ مفلوکی که مشاهده می‌کنی. پند من این است، کاری را که امروز می‌توانی بکنی هرگز به فردا میفکن. تعلل دزد عمر است. یقه‌اش را بگیر!» خانم میکابر گفت: «پند پدر بیچاره‌ام.»
کاپیتان
۰
«هرگز در هیچ چیز پست نباش، هرگز دروغگو نباش، هرگز بی‌رحم نباش. از این سه شر دوری کن، ترات، تا من همیشه بتوانم به تو امیدوار باشم.»
کاپیتان
۰
در مشاهدهٔ طبیعت بشر همیشه این نکته را در نظر داشته‌ام که مردی که دلیل خوبی برای ایمان به خودش دارد هرگز پیش دیگران خودنمایی نمی‌کند تا به او ایمان بیاورند. به همین دلیل در عین عزت‌نفس فروتنی خود را حفظ کردم؛ و هرچه بیشتر ستایش می‌شدم بیشتر می‌کوشیدم تا سزاوار آن باشم.