آنک نام گل

دانلود و خرید آنک نام گل

۴٫۲ از ۶۷ نظر
۴٫۲ از ۶۷ نظر

برای خرید و دانلود   آنک نام گل  نوشته  رضا علیزاده  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
مرد نابینا گفت: «در نظر کسانی که چشم دیدن ندارند. دجّال آهسته و ریاکارانه کار می‌کند. او زمانی می‌آید که ما انتظارش را نمی‌کشیم: نه به خاطر این‌که مبنای محاسبات پیشنهادی رسول اشتباه بوده، بلکه به این سبب که ما این هنر را درست نیاموخته‌ایم. » آنگاه رویش را به طرف تالار گرفت و بلند فریاد برداشت، چنان‌که صدایش در سقف تالار استنساخ طنین‌انداز شد: «او می‌آید! آخرین روزهای خود را بر سر خندیدن به هیولاهای کوچک با پوست‌های خالدار و دم‌های پیچان به بطالت مگذرانید! آخرین هفت روز را ضایع مکنید! »
فاطمه
چقدر منظرۀ طبیعت زیباست، آنگاه که حکمتِ نابخردانۀ بشر هنوز در آن دست نبرده است!
آسمان دار
«و جز این؟ » «جز این چیزی ندارم بگویم. » «منظورتان این است که جز این چیزی نیست که توان گفتن‌اش را داشته باشید؟ » «خواهش می‌کنم، برادر ویلیام، برادر ویلیام. » و دیرسالار هر دو بار «برادر» را با تأکید گفت. ویلیام به شدت سرخ شد و دعایش کرد: «تو کاهن خواهی بود تا ابد‌الآباد. » دیرسالار گفت: «متشکرم. »
فاطمه
جوان حقیری مثل من نیز می‌فهمید که دیرسالار از چیزی خبر داشت، اما آن را زیر مهر رازداریِ اعتراف فهمیده بود. حتماً از زبان کسی جزئیاتِ عملی گناهکارانه را شنیده بود که ارتباطی با مرگ فاجعه‌بار آدلمو داشت. شاید به همین دلیل از برادر ویلیام خواهش می‌کرد تا پرده از رازی که خود به آن مظنون بود بردارد، هرچند خود نمی‌توانست آن راز را برای کسی فاش کند – و امیدوار بود استادم، به یاری هوش و ذکاوتش پرتویی بر آن بیفکند – رازی که او، یعنی دیرسالار باید آن را به سبب قانون متعالی احسان و دستگیری در پرده نگاه می‌داشت.
فاطمه
«تنها یک چیز بیشتر از لذت محرّک حیوانات است و آن درد است. زیر شکنجه، تو انگار زیر سلطۀ آن علف‌هایی هستی که آدم را در وهم و خیال فرو می‌برد. هر چیز که شنیده‌ای و خوانده‌ای به مغزت هجوم می‌آورد، و تو انگار مجذوب می‌شوی، نه مجذوب بهشت، بلکه جهنم. زیر شکنجه نه‌تنها به چیزهایی که مفتش می‌خواهد، بلکه به چیزهایی که فکر می‌کنی ممکن است خوشایند او باشد اعتراف می‌کنی، چون پیوندی (و این واقعاً اهریمنی است) بین تو و او برقرار شده.
فاطمه
همان‌طور که شهوتی برای دلبستگی وجود دارد، شهوتی هم برای رنج بردن وجود دارد و حتی شهوتی برای تواضع. اگر برای فرشتگان طغیان‌گر این‌قدر آسان است که شور و اشتیاق‌شان را از پرستش و بندگی به طرف غرور و طغیان هدایت کنند، از بشر چه انتظاری می‌توان داشت؟
فاطمه
همۀ پنجره‌ها به چشم‌خانه‌های خالی می‌مانست که اشک‌های لجن‌آلودش شاخه‌های پوسیدۀ درختان تاک بود.
آسمان دار
سه چیز در خلق زیبایی دست به دست هم می‌دهند: نخست تمامیّت یا کمال، و به همین دلیل است که ما همۀ چیزهای ناقص را زشت می‌پنداریم؛ بعد تناسبِ بایسته یا هماهنگی؛ و سرانجام وضوح و روشنایی، و در حقیقت ما چیزهایی را که رنگی مشخص دارند، زیبا می‌خوانیم. و از آنجا که جلوۀ زیبا تداعی‌گر صلح و آرامش است، و از آنجا که آرامش و نیکی و زیبایی عطش ما را به یک‌سان فرومی‌نشانند، احساس تسلای عمیقی وجودم را آکند و فکر کردم کار کردن در آن مکان تا چه اندازه می‌تواند خوشایند باشد.
فاطمه
شنیده‌ام که فرزانه‌ای در ختا گَردی ساخته است که در تماس با آتش غریوی کرکننده و انفجاری بزرگ پدید می‌آورد و هرچه را که به فاصلۀ چندین قدم در اطراف است نابود می‌کند. وسیله‌ای بی‌بدیل اگر برای تغییر بستر رودخانه‌ یا خرد کردن صخره‌ و آماده‌کردن زمین برای کشاورزی به کار گرفته شود. اما اگر کسی این گرد را برای آسیب زدن به دشمنان شخصی‌اش به کار گیرد چه؟ » نیکولاس پرهیزگارانه گفت: «شاید اگر این دشمنان، دشمنان مردمان خدا باشند بد نشود. »
toobakiani
«من آرامش خیال را در همه چیز جسته‌ام، اما آن را در هیچ کجا نیافته‌ام مگر در گوشه‌ای با کتابی. »
tazi