که حسدورزیدن چه دشوار است! حسد راه گلوی آدم را میبندد و او را چنان در هم میفشارد که چشمانش از کاسه بیرون بزنند.
🫀✨
تنها یک چیز واقعا وجود دارد: زمان.
🫀✨
مثل یک کودک، دوباره فاصلهٔ زمانی کوتاه میان نخستین سستشدن پلکها، نخستین مرحلهٔ ازراهرسیدن خواب و آغاز خواب واقعی را سامان میدهم.
🫀✨
«... دلسوزی، مهربانی، غرور، حسد، عشق ــ در یک کلام، کم و بیش تمام احساساتی که روح انسانِ این دوران روبهزوال از آنها ساخته شده. عصر سوسیالیسم مجموعهحالات نوینی را برای روح آدمی پدید خواهد آورد تا جایگزین احساسات کهنه شوند.»
🫀✨
من اشتباه میکردم، والیا... فکر میکردم همهٔ احساسات مردهاند، عشق و وفاداری و مهربانی و غیره... اما همهشان سر جایشان هستند
Tamim Nazari
چطور میتوانم از این دختر تشکر کنم؟ چطور؟ به وحشت میافتم. تا حالا هیچکس مرا بدون چشمداشت دوست نداشته است.
marybooks
تنها چیزی که برای ما باقی مانده حسد است و حسد... چشمانم را دربیاور، والیا. دلم میخواهد کور باشم
Tamim Nazari
سخت به یاد رؤیاهای خاصی افتاده بودم که در آنها آدم خودش میداند آنچه میبیند رؤیایی بیش نیست و از همینرو هرچه میخواهد میکند، با اطمینان از اینکه سرانجام بیدار خواهد شد.
marybooks
دیگر قرار نیست خوشسیما یا مشهور شوم. دیگر نخواهم توانست روزی از یک شهر کوچک راهی پایتخت شوم. هرگز فرمانده یا کمیسر خلق یا دانشمند یا دونده یا ماجراجو نخواهم شد.
Tamim Nazari