جملات زیبای کتاب امداد! برای نویسندگان از آغاز تا ۱۳۹۰ | طاقچه
تصویر جلد کتاب امداد! برای نویسندگان از آغاز تا ۱۳۹۰subscriptionAvailable

کتاب امداد! برای نویسندگان از آغاز تا ۱۳۹۰

نوع کتاب
۵.۰(از ۲ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ketabhkan
۳
«اگر پایان داستانم را ندانم، اصلاً آن را شروع نمی‌کنم. من همیشه اولْ آخرین سطرها، آخرین پاراگراف و آخرین صفحه‌ام را می‌نویسم، بعد برمی‌گردم و به سمت آن‌ها حرکت می‌کنم. این‌طوری می‌دانم دارم کجا می‌روم. می‌دانم هدفم چیست و این‌که چه‌طور به آن می‌رسم لطف خداست.»
ketabhkan
۱
اما عمیقاً به ارزش تبدیل انتظارهای مبهم به فعالیت‌های هدفمند باور دارم.
ketabhkan
۰
اما وقتی به مانعی برمی‌خورید، از این‌که به بیراهه بزنید، نترسید. شاید بتوانید نوشتن نسخهٔ اولیه را از جایی در میانه‌های کار شروع کنید. یا، مثل من، می‌توانید به این فکر کنید که ماجرا کجا تمام می‌شود.
ketabhkan
۰
اما وقتی به مانعی برمی‌خورید، از این‌که به بیراهه بزنید، نترسید. شاید بتوانید نوشتن نسخهٔ اولیه را از جایی در میانه‌های کار شروع کنید. یا، مثل من، می‌توانید به این فکر کنید که ماجرا کجا تمام می‌شود.
ketabhkan
۰
اما وقتی به مانعی برمی‌خورید، از این‌که به بیراهه بزنید، نترسید. شاید بتوانید نوشتن نسخهٔ اولیه را از جایی در میانه‌های کار شروع کنید. یا، مثل من، می‌توانید به این فکر کنید که ماجرا کجا تمام می‌شود.
ketabhkan
۰
«اگر پایان داستانم را ندانم، اصلاً آن را شروع نمی‌کنم. من همیشه اولْ آخرین سطرها، آخرین پاراگراف و آخرین صفحه‌ام را می‌نویسم، بعد برمی‌گردم و به سمت آن‌ها حرکت می‌کنم. این‌طوری می‌دانم دارم کجا می‌روم. می‌دانم هدفم چیست و این‌که چه‌طور به آن می‌رسم لطف خداست.»