جملات زیبای کتاب شبی برتر از یک عمر؛ سوره قدر | طاقچه
تصویر جلد کتاب شبی برتر از یک عمر؛ سوره قدر

کتاب شبی برتر از یک عمر؛ سوره قدر

تطهیر با جاری قرآن

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۲۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
علی صفائی حائری
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۴۹۹۱۲۹۴
۲۲
نکته این است که لیلةالقدر می‌گویند، نه یوم‌القدر. در دل تاریکی‌ها و در بطن حادثه‌هاست که تو باید طرح فردا را بریزی و در طلوع فجر، همراه فرشته‌های نازل شب، قدم برداری. اشتباه ما این است که در شبمان کاری نمی‌کنیم و در شکم گرفتاری‌ها و ظلمت‌ها، یا تسلیم تاریکی می‌شویم و یا مرثیه‌خوان ظلمت. و این فاجعه را در طلوع فجر می‌فهمیم که هیچ کاری نکرده‌ایم و هیچ طرحی نریخته‌ایم. و تا دست‌به‌کار شویم و طرحی بریزیم، هزار مانع بر سر راهمان می‌گذارند و هزار درگیری برایمان ایجاد می‌کنند. و تا بخواهیم حرکت کنیم، به غروب رسیده‌ایم و دوباره گرفتار شب شده‌ایم. این است که در شب طرح می‌ریزند و این است که شب را قدر می‌دانند؛ شب را! و این است که یک شبِ طرح، یک شبِ قدر، از هزار ماه بی‌تقدیر، بهتر است.
کاربر ۴۰۱۷۱۶۱
۲۰
ارزش عمل، وابسته به خود عمل نیست؛ وابسته به محرک و به هدف و به بینشی است که از رابطه‌های یک عمل داری.
کاربر ۴۰۱۷۱۶۱
۱۸
تو که یک قطعه زمین، دو کیلو گوشت، یک مقدار پارچه داری، بدون طرح و نقشه دست‌به‌کار نمی‌شوی، پس چه شده که در سرزمین عمرت بدون تقدیر، دست‌به‌کار شده‌ای و در هر رشته و شغلی، خودت را گرو گذاشته‌ای.
کاربر ۴۰۱۷۱۶۱
۱۴
قلعه‌های بلند را سرداران فاتح از درون فتح کرده‌اند.
fati
۶
در دل تاریکی‌ها و در بطن حادثه‌هاست که تو باید طرح فردا را بریزی و در طلوع فجر، همراه فرشته‌های نازل شب، قدم برداری.
ستاره
۴
کوثر کثیرالخیر است، نه کثیرالنعمة
Maliheh Faramarzi
۴
نقشه با هدف شروع می‌شود و با هدف شکل می‌گیرد. بر اساس هدف، راه‌ها و نیازها و مرحله‌ها و مسائل هر مرحله را در نظر می‌گیرند و طرح می‌ریزند.
Maliheh Faramarzi
۳
«محرک»،‌ «غایت»،‌ «بینش به رابطه‌های عمل»،‌ و «شکل عمل»، در ارزش و قدر عمل مؤثر هستند و این عوامل در طرح منظور می‌شوند
نون صات
۳
نکته این است که لیلةالقدر می‌گویند، نه یوم‌القدر. در دل تاریکی‌ها و در بطن حادثه‌هاست که تو باید طرح فردا را بریزی و در طلوع فجر، همراه فرشته‌های نازل شب، قدم برداری. اشتباه ما این است که در شبمان کاری نمی‌کنیم و در شکم گرفتاری‌ها و ظلمت‌ها، یا تسلیم تاریکی می‌شویم و یا مرثیه‌خوان ظلمت. و این فاجعه را در طلوع فجر می‌فهمیم که هیچ کاری نکرده‌ایم و هیچ طرحی نریخته‌ایم. و تا دست‌به‌کار شویم و طرحی بریزیم، هزار مانع بر سر راهمان می‌گذارند و هزار درگیری برایمان ایجاد می‌کنند. و تا بخواهیم حرکت کنیم، به غروب رسیده‌ایم و دوباره گرفتار شب شده‌ایم. این است که در شب طرح می‌ریزند و این است که شب را قدر می‌دانند؛ شب را! و این است که یک شبِ طرح، یک شبِ قدر، از هزار ماه بی‌تقدیر، بهتر است.
کوثر خادمیان
۳
رزش عمل، وابسته به خود عمل نیست؛ وابسته به محرک و به هدف و به بینشی است که از رابطه‌های یک عمل داری.
Fatemeh.2905
۳
تو که یک قطعه زمین، دو کیلو گوشت، یک مقدار پارچه داری، بدون طرح و نقشه دست‌به‌کار نمی‌شوی، پس چه شده که در سرزمین عمرت بدون تقدیر، دست‌به‌کار شده‌ای و در هر رشته و شغلی، خودت را گرو گذاشته‌ای.
khorasani
۲
کسانی که با عواطف، با هوس‌ها، با دهان مردم، با شیطنت و سیاست انفاق می‌کنند، با کسانی که محرکشان تکلیفشان است، در یک عمل برابر نیستند.
حیران
۲
و نکته این است که لیلةالقدر می‌گویند، نه یوم‌القدر. در دل تاریکی‌ها و در بطن حادثه‌هاست که تو باید طرح فردا را بریزی و در طلوع فجر، همراه فرشته‌های نازل شب، قدم برداری.
حیران
۲
فاجعه این است که ما بیش از طرح، بر روی مصالح کار می‌کنیم و بیش از برنامه، بر روی تشکیلات تأکید می‌نماییم
Fatemeh.2905
۲
نکته این است که لیلةالقدر می‌گویند، نه یوم‌القدر. در دل تاریکی‌ها و در بطن حادثه‌هاست که تو باید طرح فردا را بریزی و در طلوع فجر، همراه فرشته‌های نازل شب، قدم برداری. اشتباه ما این است که در شبمان کاری نمی‌کنیم و در شکم گرفتاری‌ها و ظلمت‌ها، یا تسلیم تاریکی می‌شویم و یا مرثیه‌خوان ظلمت.
کاربر ۸۵۲۵۶۱۴
۱
عن أبی‌ذرّ: قُلتُ «یا رَسولَ اللّٰهِ لَیلَةُ القَدرِ هِیَ شَی‌ءٌ تَکونُ عَلیٰ عَهدِ الاَنبِیاءِ ینزلُ فِیها فإذا قُبِضُوا رُفِعَت؟» قالَ «لا بَل هِیَ اِلیٰ یومِ القِیامَةِ». «ابوذر گوید: گفتم یا رسول‌اللَّه، شب قدر آن شبی بود که بر عهد پیامبران بود، این عهد، در شب قدر نازل می‌شد؛ پس وقتی آنها از دنیا رفتند، آن شب برداشته شد. آن حضرت فرمود: نه، بلکه شب قدر تا روز قیامت هست.» مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ناصرخسرو، ج ۱۰، ص ۷۸۶.
Hero Heros
۱
عمل طرح می‌خواهد. در طرح است که عمل ارزش می‌یابد؛ چون ارزش عمل، وابسته به خود عمل نیست؛ وابسته به محرک و به هدف و به بینشی است که از رابطه‌های یک عمل داری. این است که یک عمل از چند نفر، ارزش برابر ندارد و در یک سطح نیست؛ چون محرک‌هاشان فرق دارد. یکی یک تومان می‌دهد به خاطر اینکه ده تومان بگیرد؛ و یکی یک تومان می‌دهد تا آرامش وجدان بیابد؛ و یکی یک تومان می‌دهد تا درس انفاق بدهد و آدم بسازد؛ و یکی با یک تومانش یار تربیت می‌کند و همراه می‌سازد. آیا اینها برابر هستند؟
Hero Heros
۱
عمل طرح می‌خواهد و نقشه می‌خواهد؛ قدر و اندازه گیری می‌خواهد. و این طرح و نقشه را چگونه باید به دست آورد؟ تو که یک قطعه زمین، دو کیلو گوشت، یک مقدار پارچه داری، بدون طرح و نقشه دست‌به‌کار نمی‌شوی، پس چه شده که در سرزمین عمرت بدون تقدیر، دست‌به‌کار شده‌ای و در هر رشته و شغلی، خودت را گرو گذاشته‌ای.
fateme javaheri
۱
سئله همین است که نقشه کلی وجود ندارد. نقشه با هدف شروع می‌شود و با هدف شکل می‌گیرد. بر اساس هدف، راه‌ها و نیازها و مرحله‌ها و مسائل هر مرحله را در نظر می‌گیرند و طرح می‌ریزند.
khorasani
۱
یک شب تقدیر از هزار ماه بی‌تقدیر بهتر است. چرا؟ چون آنها که طرح ندارند و نقشه ندارند، مهره نقشه‌دارها هستند؛ چون ساختمانی که نقشه ندارد و عمله‌هایش از صبح تا شب کار می‌کنند و بی‌حساب خراب می‌کنند و بی‌حساب می‌سازند، عاقبت، توالتش در میان آشپزخانه سبز می‌شود و درِ حیاطش در وسط سقفش می‌نشیند و دوباره‌کاری و خراب‌کاری خواهد داشت؛ و اگر این هر دو را نداشته باشد، کندکاری خواهد داشت؛ چون حیرت در عمل، مانع حرکت سریع تو است. تو نمی‌دانی باید کجا را بسازی و کجا را خراب کنی. و همین حیرت اگر کارت را خراب نکند، کُند و آرام می‌سازد.
کاربر ۹۲۴۰۰۶۷
۱
نکته همین است که در شب، طرح می‌ریزند تا در طلوع فجر، همراه فرشته‌های نازل شب، دست‌به‌کار شوند. لیلة القدر تا طلوع فجر است، نه تا یک عمر. شب طرح و تقدیر، هزار ماه نیست، برابر با هزار ماه است. تو نمی‌توانی یک عمر نقشه بکشی که فرزندانت آن را پیاده کنند. تو باید در سخت‌ترین شرایط، در شکم حادثه‌ها و در شب تاریک، قدر و طرحت را بریزی تا در طلوع فجر کار کنی و برنامه‌ها را پیاده کنی؛ وگرنه کسی که می‌خواهد تازه پس از فجر، کاری را شروع کند و طرحی را بریزد، دیگر به کارش نمی‌رسد، که غروب از راه می‌رسد و زمستان بر سر تو می‌افتد، درحالی‌که در بهار و در روز، کاری نکرده‌ای و توشه‌ای برنداشته‌ای
حسین
۰
و نکته این است که لیلةالقدر می‌گویند، نه یوم‌القدر. در دل تاریکی‌ها و در بطن حادثه‌هاست که تو باید طرح فردا را بریزی و در طلوع فجر، همراه فرشته‌های نازل شب، قدم برداری. اشتباه ما این است که در شبمان کاری نمی‌کنیم و در شکم گرفتاری‌ها و ظلمت‌ها، یا تسلیم تاریکی می‌شویم و یا مرثیه‌خوان ظلمت. و این فاجعه را در طلوع فجر می‌فهمیم که هیچ کاری نکرده‌ایم و هیچ طرحی نریخته‌ایم. و تا دست‌به‌کار شویم و طرحی بریزیم، هزار مانع بر سر راهمان می‌گذارند و هزار درگیری برایمان ایجاد می‌کنند. و تا بخواهیم حرکت کنیم، به غروب رسیده‌ایم و دوباره گرفتار شب شده‌ایم.
محمد
۰
حیرت در عمل، مانع حرکت سریع تو است. تو نمی‌دانی باید کجا را بسازی و کجا را خراب کنی. و همین حیرت اگر کارت را خراب نکند، کُند و آرام می‌سازد. این است که عمل طرح می‌خواهد.
Masoud
۰
و نکته این است که لیلةالقدر می‌گویند، نه یوم‌القدر. در دل تاریکی‌ها و در بطن حادثه‌هاست که تو باید طرح فردا را بریزی
khorasani
۰
فاجعه این است که ما بیش از طرح، بر روی مصالح کار می‌کنیم و بیش از برنامه، بر روی تشکیلات تأکید می‌نماییم و در نتیجه با وجود مصالح عالی، بنایی نداریم و سقفی نزده‌ایم. آنها که نقشه ندارند، کارشان در جای خودش نمی‌نشیند؛ و این است که باید خرابش کنند و دوباره بسازند؛ و این است که بدون طرح، بدون قدر و اندازه‌گیری، هر عملی به خرابکاری و کندکاری و دوباره‌کاری مبتلا خواهد شد.
khorasani
۰
می‌بینی که چند نفر یهودی هنگامی که پست‌ها را در نظر گرفتند، توانستند حتی قدرت آمریکا را به دنبال خود بکشند. و شاید این برداشت هدیه بزرگ اقلیت بودن و در تنگنا افتادن باشد؛ چون در تنگنا و تاریکی است که طرح‌ها ریخته می‌شوند و نقشه‌ها شکل می‌گیرند. و این است که این طرحِ یک‌شبه بر حرکتِ هزارماهه ترجیح دارد، که این حرکت بدون این طرح، جز خرابکاری و کندکاری و دوباره‌کاری، نتیجه‌ای نخواهد داشت.
khorasani
۰
این چهار عامل: «محرک»،‌ «غایت»،‌ «بینش به رابطه‌های عمل»،‌ و «شکل عمل»، در ارزش و قدر عمل مؤثر هستند
کاربر ۹۲۴۰۰۶۷
۰
تو که یک قطعه زمین، دو کیلو گوشت، یک مقدار پارچه داری، بدون طرح و نقشه دست‌به‌کار نمی‌شوی، پس چه شده که در سرزمین عمرت بدون تقدیر، دست‌به‌کار شده‌ای و در هر رشته و شغلی، خودت را گرو گذاشته‌ای.
کاربر ۹۲۴۰۰۶۷
۰
آنها که می‌خواهند در سرزمین عمر خویش بنایی را بالا ببرند و چیزی بسازند و کاری بکنند و ارزش بیافرینند، ناچارند که طرحی بریزند و برای این طرح‌ریزی چه باید بکنند؟ و از کجا باید شروع کنند؟ دوستی می‌گفت من در دفتر ساختمانی در محل کارم نشسته بودم. پس از مدت‌ها کسادی، یک مشتری از راه رسید، خیلی ناشی و ولو. ننشسته، پولش را درآورد و گفت من یک نقشه می‌خواهم. خوشحال شدم و ژست گرفتم و پشت میز جابه‌جا شدم، گفتم خب... و قلم را برداشتم که: چه نقشه‌ای؟ گفت: آقا نقشه، نقشه! گفتم: می‌دانم، ولی نقشه برای چه؟ مرد بلند شد و نزدیک آمد و دستش را تو صورتم آورد که آقا نقشه، نقشه می‌خواهم، نقشه!
کاربر ۹۲۴۰۰۶۷
۰
مسئله همین است که نقشه کلی وجود ندارد. نقشه با هدف شروع می‌شود و با هدف شکل می‌گیرد. بر اساس هدف، راه‌ها و نیازها و مرحله‌ها و مسائل هر مرحله را در نظر می‌گیرند و طرح می‌ریزند. کسی که می‌خواهد آپارتمان بسازد، با کسی که می‌خواهد مرغداری درست کند، از همین جا جدا می‌شوند. با هدف، طرح شکل می‌گیرد و در طرح، عمل معنا می‌دهد و ارزش پیدا می‌کند. و در طرح و با طرح می‌توان از هیچ بهره گرفت و از کم، زیاد برداشت کرد و به کوثر رسید، که کوثر کثیرالخیر است، نه کثیرالنعمة.